جشنواره عکس کودک شبیه هیچ یک از جشنواره های عکاسی نیست، چرا که اتفاقی که در این جشنواره می افتد با هیچ متر و میزانی قابل قیاس با بزرگترین جشنواره های عکس بزرگسال نیست، و در ذات خود پیوند عمیقی با صداقت و خلوص و یکرنگی دارد، و ازین بابت بسیار باشکوه تر است.
نمایشگاه عکس های پنجمین جشنواره عکس کودک و نوجوان آبرنگ ، عصر شنبه 7 دی ماه 87 راس ساعت 17 در نگارخانه میرک مشهد گشایش یافت.
حضور کودکان و نوجوانان در کنار عکس هایشان ، و شور و حال پدران و مادرانی که از راه های دور برای تماشای عکس های فرزندشان بر دیوار نگارخانه، رنج سفر را به جان خریده بودند، دیدنی بود.
عکس ها در ارتفاعی متناسب با قد کودکان بر دیوارها نصب شده بود. عناوین انتخابی کودکان برای عکس هایشان بازدیدکنندگان را به شگفتی وا می داشت، به طوری که گاه می شد لبخندی عمیق را بر چهره بازدیدکنندگان دید که دقایق متمادی به یک عکس خیره مانده اند.
در گوشه ای از نمایشگاه جوایز برگزیدگان شامل دیپلم افتخار، نشان جشنواره و یکدستگاه دوربین دیجیتال در فضایی صمیمانه به کودکان و نوجوانان تقدیم شد.
آخرین ضلع نمایشگاه به مروری بر بهترین های دوره قبل این جشنواره اختصاص یافته بود.
این نمایشگاه به مدت یک هفته پذیرای علاقه مندان است.
 
namayeshgahe_kudakennn_abra.jpg

namayeshgahe_akse_kudake_ab.jpg

namayeshgahe_kudake_abrang.jpg

namayeshgahe_kudake_abrang_.jpg

namayeshgahe_kudak_o_nojava.jpg

namayeshgahe_akse_kudak_ab.jpg

majid_kalhor.jpg



پنج سال از زلزله مهیب بم می گذرد، زلزله ای که همه ی ما را تکان داد و ویران کرد.
در میان همه ی عکس هایی که از این فاجعه ثبت شد، عکس " مجید کلهر " اما روایتی دیگر است ، یک قطعه از زندگی است، دیواری که به تقدس کلمات، سرسختانه ایستاده است آن هم جایی که همه چیز ویران شده است: خانم احمد فلاحیان نوجه کنید! شوهر شما زخمی با بچه هایتان در بیمارستان تهران ، لطفا با جواد ستوده در سیرجان تماس بگیرید.......
و بعد چند شماره تلفن که ما را وصل می کند به گوشه ای از " انسانیت " نابود نشده این هستی در سیرجان. انسانیتی که هنوز در میان آوار نفس می کشد: زیر یک سقف و میان دیوارهایی که حتما مقدس اند بخاطر آقای جواد ستوده!
عکس کلهر رسالت عکاسی را به نمایش می گذارد.
دیوار نوشته ها که به ترتیب از راست به چپ فونت های درشت تری را به خود می گیرند از توالی زمان در نگارش - و تکمیل اطلاعات نویسنده آن ها - خبر می دهند و در نهایت به نگرانی و هشدار نسبت به وضعیت خانم احمد فلاحیان ختم می شوند.

صفحه 163 از 171
صفحه قبلی |<< << < ... 162  [163]  164  ... > >> >>| صفحه بعدی