jashnvareye_8om_abrang.jpg

1/ پس از بررسی آماری عکس های رسیده به جشنواره هشتم آمار ذیل به دست آمد که می تواند برای مخاطبان جشنواره جذاب باشد:
41% عکس های رسیده در اندازه 40 * 30 سانتی متر ارسال شده بودند.
53% عکس ها در اندازه ی پیشنهادی در فراخوان ( 18 * 13 سانتی متر) چاپ و ارسال شده بودند.
4% عکس ها در اندازه کوچکتر از 18 * 13 و 2% آثار به رغم تاکید بر عدم ارسال پرینت، به صورت پرینت رنگی و سیاه و سفید ارسال شده بودند.
از میان عکس های ارسالی به بخش آزاد، 57% عکاسان کاغذ  Fuji را برای چاپ عکس هایشان انتخاب کرده بودند، و آمار ذیل نیز نشان گر میزان انتخاب کاغذهای دیگر برای چاپ است:
24% کاغذ Kodak
9%  کاغذ Konica 
4%  کاغذ Oriental
3%  کاغذ Mitsubishi
3%  کاغذهای دیگر.

Cover_abrang_8.jpg


2/ کتاب جشنواره در 108صفحه خشتی، با جلد سخت و شمارگان 1500 نسخه، و با قیمت 10000 تومان منتشر شد. این کتاب برای تمامی شرکت کنندگان (اعم از پذیرفته شده و نشده ) ارسال شد، و بر اساس زمان بندی ارسال مرسولات سفارشی باید تا پایان این ماه به دست تمامی عکاسان شرکت کننده برسد، مگر آن که نشانی شرکت کننده برای تحویل پستی کامل نباشد.
3/ کوشیدیم مشکلات (شدید) مالی جشنواره هشتم (و سال 87)، گربیان مان را نگیرد (یا کمتر بگیرد) و از کیفیت جشنواره و وجه آموزشی آن نکاهیم. با آن که همه چیز را خوب می دانید، اما بار دیگر یادآوری می کنم این جشنواره تا امروز مستقل بوده است و توسط یک لابراتوار حمایت شده است. بودجه ی آن کفاف خیلی کارها را نمی دهد، وگرنه چه چیز فرح بخش تر از دعوت از همه ی عکاسان بخش مسابقه برای کارگاه ها، نمایشگاه و مراسم پایانی؟
4/ بیست و چهارمین شماره ی فصلنامه آبرنگ به رغم آماده بودن تمامی مطالب و صفحه آرایی کامل، به دلیل مشکلات ذکر شده در بند 3 منتشر نمی شود و امیدواریم به زودی بتوانیم روند انتشار فصلنامه را ادامه دهیم.
5/ از پیام های متعدد و بی شمار دوستان عکاس از سراسر ایران و لطف و محبتی که نسبت به جشنواره دارند، بسیار سپاس گزاریم و از این که امکان پاسخ به همه ی آن ها نیست پوزش می طلبیم.
 هر که ما را یار بود، ایزد مر او را یار باد / هر که ما را خوار کرد، از عشق برخوردار باد

گاهی در صفحه های وب، به عکس هایی برمی خوری که تو را به خود مشغول می کنند و تفکر و پرداختی منسجم را به رخ می کشند. این دل مشغولی آن هنگام زیباتر می شود که نام عکاس را جستجو می کنی و می بینی که عکس ها حاصل کار یک آماتور گم نام است که برای دل خودش عکاسی می کند،و در حقیقت عکاسی راهی برای شناخت زندگی خودش است.
عکس های فریده نیک نژاد نوعی نگاه آرام، پر حوصله و شاعرانه را به زندگی باز می نمایند. عکاس در عکس هایش در پی کنار زدن پرده ها و کنکاش در پستوی معانی نیست، که کارهایش بیشتر به "تمنا"یی ساده از زندگی می ماند. نیک نژاد به موضوع ها نزدیک نمی شود و ترجیح می دهد از دور به زندگی نگاه کند، و این "نگاه از دور" نوعی سلوک را در عکس های وی به نمایش می گذارد: این که او نمی خواهد دخالتی در نظام موضوع کند، بلکه تنها می کوشد راوی صادقانه ی آن باشد. و باز آن که یک عمق نمایی موشکافانه در آثار می توان یافت که این نگاه درون گرا به همراه نوع استفاده از خطوط کمانی در ترکیب بندی، نگاه "زنانه" ای را در عکس هاایجاد می کند.
"تنهایی" نمایان در عکسهای نیک نژاد یک تنهایی شکوهمند است که هرگز با حزن و ذلت هم سایه نیست. کاراکترهای کوچک عکاس روی خطوط قوی قرار گرفته اند، آنها شبیه زنانی هستند که یکدیگر را پیدا کرده اند تا روزمرگی هایشان را با هم نجوا  کنند یا از گوشه و کنار زندگی آمده اند تا چون زنان چادر به سر اندوه شان را با هم قسمت کنند، و به این واسطه در بیکران خالی پیرامون و پس زمینه هایی که خبر از هیچ چیز نمی دهد (اما به اندازه ی کافی روشن اند) حیات شان را ادامه دهند.


04.jpg

 

03.jpg

 

vasl.jpg

 

Harmony.jpg

 

05.jpg

06.jpg

این استعداد عکاسی متولد 1361 قم است و عکاسی را بر اساس علاقه شخصی و بدون هیچ آموزش آکادمیکی آغاز کرده است، در رشته شهرسازی تحصیل کرده و اکنون 5 سال است به طور جدی به عکاسی می پردازد. شاخه ی پرتره از علایق خاص اوست. فریده نیک نژاد تا کنون در هیچ نمایشگاه یا جشنواره ی عکسی شرکت نکرده است. 

1018868421_6cd4e6ef16.jpg

 سلف پرتره ی عکاس

صفحه 162 از 162
صفحه قبلی |<< << < ... 161  [162]