zwir.jpg


در میان عکس هایی که طی هفته گذشته دیدم این عکس از Bogdan Zwir  بیش تر نظرم را جلب کرد. کارهای او را همیشه دوست داشته ام. Zwir  از آن دسته عکاسانی است که postproduction را به درستی در خدمت فضاهای ابزورد کارهایش به خدمت می گیرد و اغراق های دلچسبی در نسبت ها،پرسپکتیو و عمق در صحنه دارد.حضور اشیا در عکس های او حضوری غالب و چیره است که معناها و برداشت های متفاوتی را ایجاد می کند.
او معتقد است تنها گروه اندکی در جهان به فضاهای ابزورد روی خوش نشان می دهند و از این رو شاید مخاطب عکس های من بسیار کم باشند.
جدیدترین نمایشگاه این عکاس روسی به سپتامبر 2008 در مرکز هنر پترزبورگ برمی گردد. 

سروش افیونی را اولین بار در عکس هایی که برای جشنواره چهارم کودک و نوجوان آبرنگ ارسال کرده بود، دیدم: و احساس کردم پشت عکس های سیاه وسفیدی که بسیار نوستالژیک و غمگنانه عکاسی شده اند، باید روح بزرگ و پاکی باشد. عکس های او یک ویژگی جالب دیگر هم داشت : عنوان عکس ها همه به انگلیسی نوشته شده بود و خیلی برگردان دقیقی هم بود. این توجه یک عکاس نوجوان به زبان انگلیسی بعدها برایم جالب تر شد: آن گاه که سروش اکثر ایمیل هایش را به من به زبان انگلیسی می زد و بسیار هم خوب می نوشت.

sorush_afyuni__7_.jpg



sorush_afyuni__6_.jpg


روزهای جشنواره سپری شد، اما سروش مثل خیلی از بچه ها محو نشد و مدام عکاسی می کرد. عکس هایش معمولا دارای پلان بودند و قبل ازعکاسی کردن، برای آن ها طرح و برنامه داشت. چیزی را که در عکس های پراکنده اش می دیدم یک جور وحدت و تناوب بود. یک اصرار بر زبانی شخصی. سروش خیلی راحت می توانست به دنیای خودش نزدیک شود و آن را در عکس هایش بازتاباند.او نگران آن نبود که پیام عکس هایش کمی ناامیدانه و سیاه باشند، نگران پذیرش یا رد شدن عکس اش در جشنواره ها نبود،او آن چه را تجربه کرده بود، نشان می داد و مهم برایش این بود که حس واقعی اش را نسبت به زندگی نشان دهد: سیاه یا سپید!


sorush_afyuni__1_.jpg


sorush_afyuni.jpg


sorush_afyuni__4_.jpg


sorush_afyuni__2_.jpg


در کارهای او به همین دلیل، "رنگ" نقش ناچیزی دارد اما هرچه بخواهید کنتراست در عکس هایش حضور موثری دارد. به نظر می رسد دنیای مجرد عکاس – که تا اندازه ی زیادی با نوعی غربت و تنهایی نیز گره خورده– در رنگ باختگی زمان بهتر دیده می شوند و حس غربت عکس را دوچندان می کنند. از این رو انتخاب سیاه و سفید های پرکنتراست بسیار آگاهانه و هوشمندانه صورت گرفته است. او حتی کاشی کاری پرظرافت و پر رنگ و لعاب آرامگاه عطار نیشابوری را دوست دارد به فرم مورد علاقه اش نزدیک کند و از آن یک "تجرید" بسازد.
 آدم ها در عکس های او غایب اند: یا نیستند و جای خالی شان را می بینیم که با صندلی ها یا بازمانده آثار زندگی انسانی پر شده، یا پشت چیزی پنهان شده اند. پشت یک پرچم، پشت پرهای تزیینی طاووس، پشت باران و گاه پشت خاطره های دور یک بالکن!

sorush_afyuni__3_.jpg



sorush_afyuni__8_.jpg



sorush_afyuni__9_.jpg



sorush_afyuni__5_.jpg


حضور معصومانه دختر در فضای به هم ریخته بالکن و نگاه ساده و بی معنایش به دوربین، دستی که – چه تلخ – شیرینی را تعارف می کند به پسرکی در مزار شهدا، به راستی روایت هایی بکر و جذاب اند که توانایی های سروش افیونی را در عکاسی نمایش می دهند.


portrait_sorush_afyouni.jpg


سروش افیونی متولد 1368 اصفهان است, او دانشجوی رشته برق دانشگاه امیرکبیر تهران است و عکاسی را از تابستان سال 1386 به صورت تجربی آغاز کرده است. او فقط یک سال و اندی است که عکاسی می کند و در این مدت کوتاه به زبان تصویر به خوبی نزدیک شده است.

صفحه 162 از 165
صفحه قبلی |<< << < ... 161  [162]  163  ... > >> >>| صفحه بعدی