Backstage_kiarang


ایده ای که ماه گذشته در اثر دیدن یک اتفاق ساده به ذهنم خطور کرد،پس از پلان بندی آن در چند نمای متعدد دیروز جلوی دوربین بردم. ایده از دیدن اتفاق کوچکی در ساختمان های اکباتان تهران به ذهنم رسید و البته در هنگام نگارش، تغییرات زیادی در آن ایجاد کردم و آن را به موضوعات مختلف تعمیم دادم. اما رشته های نوری عنصر واحد تمام عکس های این مجموعه است.
اولین پلان این پروژه را در سرمای بسیار زیاد جاده منتهی به نیشابور ثبت کردم.
و تا انتهای کار راه زیادی در پیش دارم.
این مجموعه را فعلا با ده پلان نوشته ام که همگی آن ها صحنه آرایی شده اند و امیدوارم آن را به یاری خدا به انتها برسانم. 
در این جا از همکاری مهدی کمیلی، عماد الدین انوشیروانی و قاسم افخم الشعرا کمال سپاس را دارم.

Seiry_Dar_Zen_Akkasy___Ramin_Farzbood.jpg


 اثر مالوفی دیگر از خطه تفکر خیز تبریز.
به همت و تلاش فراوان رامین فرزبود عکاس و از اعضای نام آشنای جامعه عکاسی تبریز، کتابی تحت عنوان «سیری در ذن عکاسی» به تازگی روانه بازار کتاب شده است.
کتاب، بی‌هیچ پروایی با الهام از اثر معروف پل مارتین لستر (که در ایران توسط دو دوست گران مایه؛ زانیار بلوری و جواد منتظری به صورت مستقل چندین بار ترجمه و تجدید چاپ شده) نگاشته شده است اما تفاوت بارز آن با اثر خوب لستر در شرقی بودن فهوای کتاب رامین فرزبود و آشنا و متعارف بودن تجربه‌هایی است که در این کتاب، مولف در پی تقسیم آن با خوانندگان است.
نگاه شهودی، هستی‌شناسانه، خالص و صمیمانه از ویژگی‌هایی است که در دل نوشته‌های رامین فرزبود به چشم می‌خورد و لاجرم بر دل نیز می‌نشیند.

نویسنده در پیشگفتار خود می‌گوید: «قبل از خواندن هر کتاب حتما مدادی به همراه دارم تا بتوانم هرگونه احساس، تایید و یا اعتراض خود را در مورد موضوعی که می‌خوانم، در کناره و حاشیه‌های کتاب بنویسم. کتاب حاضر، دل نگاره‌های من بر حاشیه کتاب ذن عکاسی است. احساس درونی و آنچه از متن کتاب، در ذهن و دلم به حرکت درآمده و هیجانات درونی مرا به جوشش واداشته است»

در مقدمه این کتاب که رامین فرزبود افتخار نوشتنش را به من سپرد نوشته‌ام: «هر روز صد‌ها عکس می‌بینیم؛ چه بخواهیم، چه نخواهیم. از خانه که بیرون می‌آییم دنیای رسانه‌ای روی سرمان خراب می‌شود. در تاکسی که نشسته‌ایم عکس‌های غول پیکر بیلبورد‌ها ر‌هایمان نمی‌کند. باید از خلوتمان بیرون بیاییم و سری به سمتش برگردانیم. دنیای آوار شدهٔ روی سرمان به ما فرصت خلوت و خلود را نمی‌دهد.
حال سوال اینجا است؛
در دنیای پر عکس امروز که تب تولید عکس در آن به شدت بالا است، چه چیز قرار است جلوی این آوار بایستد؟ چه چیز به فکر خلوت ما است؟ چه چیز سرش را عاشقانه و شیدا فرو کرده است در هزار توی حس و ادراکمان؟ دل نگاره‌های رامین فرزبود در پی این رسالت‌اند که «بی‌خویشی‌» ‌های مرموزی را که عشق به جان هنرمند می‌اندازد، پاسخی باشند.
اگر زهر است اگر شکر، چه شیرین است بی‌خویشی
کله جویی نیابی سر، چه شیرین است بی‌خویشی
انتشار کتاب در ایران – هر طور که به آن فکر می‌کنم – یک کار آماتوری است که معصومیت به شدت به آن چسبیده است. نظری به شناسنامهٔ کتاب‌های منتشر شده در این سال‌ها گواه این مدعا است. شمارگانی که به زور به دوهزار جلد می‌رسد (واقعا دو هزار خواننده حتی نمی‌توان برای کتاب پیدا کرد؟)، ناشرانی گم‌نام و به تبع آن پخش‌هایی نامرتبط و گم‌نام‌تر، مولفینی که خودشان ناشر می‌شوند (معادله‌ای از این تلخ‌تر سراغ دارید که نویسنده، خودش هزینه کند که آرا و عقایدش خوانده شود) و همه همه حکایت از آن دارد که انتشار یک کتاب در ایران کار اصلا ساده‌ای نیست و کفش پولادین می‌خواهد و پوست کرگدن.»


کتاب «سیری در ذن عکاسی» در ۱۲۰ صفحه بر روی کاغذ تحریر، جلد گلاسه، شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و با قیمت ۳۰۰۰ توان توسط انتشارات شایسته تبریز در بازار نشر توزیع شده است. کیفیت چاپ جلد عالی و کتاب به همسر مولف، سه فرزندش، روح پر فتوح پدر و برادر ایشان محمدعلی فرزبود تقدیم شده است و نویسنده به رسم ادب از اساتیدی که مشوق ایشان بوده‌اند از جمله: اسماعیل عباسی، میر عباس آل یاسین، سروش خیری، محسن بایرام‌نژاد، محمد علی جدید الاسلام و کریم متقی قدردانی کرده است.

صفحه 102 از 177
صفحه قبلی |<< << < ... 101  [102]  103  ... > >> >>| صفحه بعدی