در هفته های سپری شده به لطف خدا توفیق آن را داشتم که آثاری از هنرجویانم در دو کلاس «عکاسی تخصصی» دانشگاه فردوس مشهد، و «کارگاه آزاد دیجیتال» موسسه سروش و آرتین مشهد را با همراهی دوستان خوب این دو کلاس به روی دیوار ببریم. حاصل این کار، دو نمایشگاه گروهی عکس به نام های «فتوکپی خراب است» و «روشنایی محدود» بود که اولی در نگارخانه فردوسی مشهد و دومی در نگارخانه شماره شش تهران به روی دیوار رفت.
پس از برگزاری نمایشگاه دو نقد از سوی خانم سحر سقا - کارشناس ارشد عکاسی - و آقای محمد رزازان در سایت عکاسی و خبرگزاری هنرآنلاین پیرامون این دو نمایشگاه منتشر شد، ضمن سپاس از این دو نویسنده به خاطر پرداختن به کارهای بچه هایم، و همین طور سایت عکاسی و خبرگزاری هنرآنلاین که به این دو نمایشگاه هنرجویی توجه کردند، به بازنشر این دو نقد می پردازم:

1-1-Photo2_1


*  سحر سقا

اخیرا نمایشگاه گروهی عکس از آثار دانشجویان دانشگاه فردوس مشهد که زیر نظر کیارنگ علایی دروس عکاسی را گذرانده بودند، در نگارخانه فردوسی مشهد به روی دیوار رفت. یادداشت زیر به بررسی این نمایشگاه می پردازد.
در دنیای دیجیتال با هجوم عکس ها در ثانیه ثانیه زندگی مان که راه فراری از آنها نیست ما در حال از دست دادن کیفیت «نخستین بودگی» در یک تجربه زیبایی شناختی هستیم که برگر در کتاب «روش های دیدن» بر آن تاکید کرده است. حالا در این آخرالزمان گردش مداوم عکس ها، ارزش و جایگاه عکس ها را چه چیزی تعیین می کند؟
 چه چیزی می تواند در بعدازظهر های کسلی که سلانه سلانه به سمت گالری ها روان می شویم هیجان دیدن عکس ها را به ما ارزانی کند؟
نمایشگاه گروهی عکس «فتوکپی خراب است» به نمایشگاه گردانی کیارنگ علایی از اولین اشارات خود یعنی انتخاب نام نمایشگاه باعث می شود که گام های کرخت مان به سمت گالری سرعت بیشتری بگیرد، تا ببینیم در دنیای کپی ها و رونوشت ها با خراب بودن فتوکپی چه چیزی عایدمان می شود. این روزها آنقدر عکس های تکراری دیده ایم که دیگر رمقی برای ذهن خسته مان نمانده است تا از میان عکس هایی که می بینیم چیز تازه ای را کشف کنیم، اما نویدی که نام نمایشگاه به ما می دهد نقطه امیدی را در دلمان روشن می کند.

این نمایشگاه گروهی که مربوط به آثار ژوژمان دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فردوس مشهد است، گامی بلند یا بهتر است بگویم پرشی بلند نسبت به دیگر نمایشگاه های هنرجویی در سبک و سیاق خود داشته است. زمانی که به عکس های این نمایشگاه نگاه می کنیم رد پای تفکر و تعمق در باب عکس و جایگاه عکاسی را می توانیم بجوئیم. کار گروهی این نمایشگاه پا را فرای کلیشه های عکس مستند، هنری و خیابانی گذاشته است.

Book_All_5_CMYK_4


 در مجموعه عکس های تحت عنوان پروژه "خانم عبدی"، دانشجویان دعوت به نگاه دقیق تر و ظریف تری به دنیای اطراف شان شده اند. خانم عبدی، یکی از ساده ترین کارمندان دانشگاه فردوس، کسی که ممکن است هیچ کدام از دانشجویان در آینده حتی خاطره ای مبهم از او برای یادآوری دوران دانشجویی شان به خاطر نیاورند، همیشه هست! و این حضور مداوم او را نامرئی می کند. این تمرین عکاسانه از سوی مدرس دوره به دانشجویان آموزش می دهد که چگونه انسان ها، اشیاء و حتی اعمال تکراری را از حالت همیشگی خود خارج کنند و این بار آنها را با تمام ظرافت هایی که کلیت آنها را می سازد، ببینند. در جایی دیگر می بینیم که این ذهن های تازه چگونه  در مجموعه ای که به دنبال روایت یکی از دغدغه های دنیای امروز ما یعنی مصرف گرایی است، بدون فریاد زدن و بزرگ نمایی از یکی از اصول پایه عکاسی یعنی فتومونتاژ کمک گرفته تا به بیان ذهنی خود شکلی بصری دهد. یا مجموعه "لطفا روی عکس ها چیزی ننویسید" اثر: محمود بازدار، ساده و سرراست عکاسی شده است و به همین روش توانسته است به نرمی ما را در دل روایت رفتگان و بازماندگان جای دهد.

03 یکی از عکس های مجموعه «محمود بازدار»


یکی از رویکردهایی که این نمایشگاه را نسبت به نمایشگاه های دیگر متمایز می کند، نقش پررنگ بیانیه در مشق های عکاسانه از سوی مدرس دوره است، در این نمایشگاه ما هیچ مجموعه یا تک عکسی را بدون داشتن بیانیه نمی بینیم، کارکرد این بیانیه ها به این گونه است که ابتدا به ذهن های آشفته هنرجویان نظم می دهد و سپس آنها را آزاد می گذارد تا در دسته بندی های تعریف شده در هر جایی که می خواهند، ذهن شان را پرواز دهند، نتیجه این رویکرد ایجاد خلاقیت در بصری کردن موضوعی واحد در جمع کلاسی می شود. در کنار تمام نقاط درخشان و خوب این نمایشگاه ویرایش های ضعیف بعضی از عکس ها دلسردمان می کند و یکدستی نمایشگاه را بر هم می زند، اما نکات مثبت این نمایشگاه موجب می شود که راحت تر بتوانیم از کنار این ضعف بگذریم، مثلا کتاب عکس یکی دیگر از نقاط قوت این نمایشگاه است که نشان از ارادت این جمع به ارزش عکس و جاودان کردن آن دارد. در دنیای دیجیتالی که فاصله ثبت یک عکس تا حذف آن شاید به ثانیه ای طول نکشد، «دیگر از دست رفتن یک فایل دیجیتال، در بردارنده ی آن آسیب روحی بالقوه ای که بارت در تخریب فیزیکی عکس چاپی یا نگاتیو یگانه تشخیص می دهد، نمی باشد». پس می بینیم که با چاپ کتاب عکس رنج از دست دادن و ارزش بالقوه عکس را به یادمان می آورند و می توان گفت این نمایشگاه در کلیت خود عکاسی را دوباره به یادمان می آورد.

***

Book_2

* محمد رزازان

در روزهای اخیر نمایشگاه گروهی عکس «روشنایی محدود» آثار عکاسی هنرجویان کیارنگ علایی که در مشهد درس عکاسی مقدماتی را گذرانده اند، در گالری شماره شش تهران به روی دیوار رفت. در این نمایشگاه 49 اثر در قالب تک و مجموعه عکس و با رویکردهای مستند و هنری دیده می شود. آن چه پیش از ورود به آثار به چشم می آید انضباط شدید تصویری است که در کارها دیده می شود. این انضباط از انتخاب لنز و کادر برای پوشش دادن صحیح محتوای تصویری آغاز میشود و به ویرایش های منطقی و خوب منتهی می شود. در کنار آن فقدان اطلاعات برای دعوت به چالش درباره موضوع نیز در عکس ها به خوبی دیده می شود، یعنی آن چه در قاب به صورت عامدانه گنجانده نشده از اهمیت بیشتری برخوردار است.  در این کادرها چیز اضافی نمی بینیم. عکاسان جوان کوشیده اند با پیروی از گرایشات عکاسی انتزاعی، تصاویری ایجاد کنند که مخاطب را به تفکر فرو ببرد. نکته دیگر برخورداری تک تک موضوعات نمایشگاه از بیانیه است که این خود نوع برخورد را تغییر می دهد. حتی در مورد موضوعی چون «کوه» که به نظر می تواند صرفا یک چشم انداز طبیعی قلمداد شود. کیارنگ علایی در این نمایشگاه به هنرجویان خود بیانیه هایی را پیش از عکاسی داده است و آن ها را محدود به جهت گیری مشخصی کرده است تا دوربین آن ها در چرخه ثبت اولین عکس هایشان، سردرگم و پراکنده عمل نکند و از هر چیزی که به نظر زیبا می رسد عکاسی نکند. مثلا در موضوع پارکینگ می بینیم که در بیانیه آمده است که: پارکینگ بخش مهمی از معماری شهری است وهویت پارکینگ با توقف اتومبیل ها شکل می گیرد، اما معمولا پارکینگ ها در زندگی امروزی محل تلنبار شدن اشیا و لوازمی است که خود بخشی از فرهنگ شهرنشینی را نمایش می دهند. خیلی از پارکینگ ها دچار تغییر کاربری شده اند که این نیز می تواند مورد توجه شما قرار گیرد (اگرچه هدف اصلی تمرین نیست). در عکس ها بکوشید فضای حاکم در پارکینگ را به تصویر بکشید، فضایی که نشانه های مدل جدید زندگی شهری در آن نیز هویداست. و سپس در هدف این موضوع نوشته شده: «پرداختن آگاهانه و هدفمند به یک مکان برای بیرون کشیدن خصیصه های ذاتی مکان یا تصورات شخصی درباره آن».

IMG_7675_Edit2 عکس: ناهید عطایی فر


IMG_8488_Edit_New عکس: الناز کریمیان

این نوع بیانیه علاوه بر اینکه دامنه های تخیل ورزی را در مورد موضوع گسترش می دهد، هنرجویان را به کنکاش در مورد مسائل اجتماعی – از طریق یک عنصر زندگی اجتماعی یعنی پارکینگ – نیز سوق می دهد. نتیجه آن می شود که در عکس ناهید عطایی فر در این موضوع، شخصی کردن فضای پارکینگ به دست کودکان را می بینیم که در گوشه ای از پارکینگ برای خود مخفیگاهی ساخته اند و در عکس الناز کریمیان، هجوم جاه طلبانه پارکینگ را به فضای خانگی می بینیم. عکسی که در آن حریمی برای زندگی خانوادگی باقی نمانده و پارکینگ عملا بخشی از هال خانه شده است. چنین رویکردی نقد معماری شهری، فضای زیستی انسان معاصر و حذف حریم های شخصی و در پی آن هویت را گوشزد می کند.

در موضوع محیط می خوانیم که: «محیط فضایی است که عملی خاص را از تمامی اعمال دیگر در اطراف خود جدا می کند. به عبارت دیگر وقتی یک فضا دارای تعریفی خاص می گردد نام محیط را به خود می گیرد. در این تمرین محیط هایی را پیدا کنید که وحدت میان شکل و فرم و فضا در آن برقرار باشد، به شکلی که وقتی عکس تان را میبینیم این برداشت ایجاد شود که اینجا یک "محیط" خاص است با قوانین خاص خود» این بیانیه که حواس را معطوف تکرار فرم ها در یک فضا می کند به خوبی در قالب عکس هایی اجتماعی در این نمایشگاه بروز می کند. وقتی که در عکس سوده محمدی تعدادی زن را با یک یونیفرم خاص می بینیم اما نه در محل کار، که در فاصله میان فضای کار و فضای خصوصی شان. این عکس هویت دگرگونه زن را در فضای کاری به چالش می کشد و خنده تلخی بر لب مخاطب می نشاند.

1__3__Edit_Edit عکس: فریبا علیپور


در عکسی دیگر از فریبا علیپور – که می توانست در موضوع نور نیز قرار بگیرد- پوشیده شدن زنان توسط آیین مذهبی و قرار گرفته شدن آن ها در محدوده ای تعریف ناپذیر مورد توجه است. این عکس یکی از بهترین کارهای نمایشگاه است که برداشت های چند وجهی می توان از آن داشت.

DSC_0292_Edit_copy عکس: منا میری

در همین موضوع عکس منا میری هجوم دست سازه های انسان را به بکرترین بخش های طبیعت یاد آور می شود. خلوت ترین جاهایی که انسان باز به آن ها تعرض کرده و آن را برای خلوت و تفریح خویش برگزیده است. در همین موضوع عکس کاظم غلامی تاثیر محیط را بر انسان (معماری فضا) و حیوان (رنگ حیوان) نشان می دهد و اشاره نمادین جالبی در خود دارد.

عکس های این نمایشگاه تجربه ای خوب و دقیق در عرصه هنرجویی اند که نوع ارائه، چاپ کتاب و دقت های فنی نمایشگاه نشان از تلاشی گسترده دارد که علایی نیز در برخی از صحبتهای خود به بازه زمانی یک و نیم ساله با این هنرجویان اشاره کرده است. اگرچه جای حضور آدم ها در این عکس ها بسیار اندک بود و حسرت دیدن آدم ها را در قاب به دل می گذارد. این نمایشگاه در کنار برخی دیگر از برنامه های گالری شش نشان از دغدغه و احساس مسوولیت این گالری در برابر نسل جوان و جویای نام ایرانی میدهد

Untitled_1



علاقه مندان به عکاسی، در سال های اخیر عبارت فاین آرت را بارها و بارها می شنوند، زمینه استفاده از این عبارت در فراخوان جشنواره ها، دوسالانه ها و مقاله هایی است که در عکاسی ایران منتشر می شود. 
اما فاین آرت چیست؟ این یادداشت کوتاه تلاشی است برای توصیف این عبارت غامض و پرکارکرد.
فاین آرت در عکاسی یک رویکرد است، نه ژانر و نه سبک! حتی در مرجعی چون تاریخ عکاسی روزنبلوم نامی از فاین آرت آورده نشده است. فاین آرت صرفا یک انتخاب ذهنی (و بر پایه مفهوم) از سوی عکاس است، نه قاعده ای تالیف شده و مدون که رعایت اصول مشخصی از آن، منجر به تولید عکس های فاین آرت شوند. به این دلیل این رویکرد بیش و پیش از هر چیز به پشت دوربین تعلق دارد نه جلوی دوربین. آن چه تولید می شود پشت منظره یاب و در هزار توی ذهن و فکر عکاس اتفاق می افتد نه در سوژه ای که در مقابل دوربین قرار دارد و طبیعت خود را جاری و ساری مینمایاند.
فاین آرت عکاسی انتزاعی نیست، عکاسی ذهنی نیست، عکاسی خلاقه هم نیست. اگرچه ممکن است به صورت عمومی قرابت هایی با این نوع عکاسی ها داشته باشد اما این ها ترجمان اشتباهی است که در این سال ها از این رویکرد ارائه شده است. فاین آرت یک رویکرد است که هدف مشخصی را از تولید عکس دنبال می کند. هدفی که گاهی بدون آگاهی از آن، در درک اثر دچار چالش می شویم. در این رویکرد، استدلال عکاس بیش از «ابرازگری» او که پیش از این در دوره مدرنیسم با آن سر و کار داشتیم، اهمیت مییابد.
در رویکرد فاین آرت؛ پرهیز از ارائه پیام صریح، تقدم ایده و طرح ذهنی، تشخص ذهنیت و فضای شخصی عکاس، تولید (غالبا) بر اساس پروژه و مجموعه، ارجاع به خارج از قاب و دعوت به تفسیر موضوع از طریق ذهنیتی خاص، بیش از هر چیز به چشم می خورد و حقیقت آن که، این عکس ها بیشتر عکاس را به رخ می کشند تا موضوع را. ما را به حیات خلوت عکاس دعوت می کنند تا منظری عمومی از واقعیت. در این عکس ها، ابژه نمایه نیست بلکه بدل به  نشانه ای از هدف و آرمان هنرمند شده است، چرا که حامل ایدئولوژی خاص عکاس هستند. این عکس ها تا حدود زیادی، استعداد «واقعیت گریزی» دارند، واقعیت محض را پوشالی و مبتذل می یابند و تعهد و وفاداری نسبت به آن ندارند.
نکته کلیدی دیگر «غیر کاربردی بودن» این آثار است؛ این آثار به درد چاپ در روزنامه نمی خورد، مصداق اسنادی واقعیت نیست، حتی روی دیوار خانه هم جایش نیست – پس تزیینی نیستند، اگرچه ممکن است بنا بر سلیقه، یک جاهایی به عنوان تزیین مورد استفاده قرار بگیرند – در حقیقت کاربرد آن ها شناخت و شناساندن تفکرات هنرمند است؛ این که از سر علاقه بخواهیم ذهنیت و ایدئولوژی یک هنرمند را مورد خوانش قرار دهیم و عکس ها را نیز صرفا به عنوان مصادیقی از ذهنیت عکاس شان تصور کنیم. بر خلاف تصور عمومی اتفاقا جریان اقتصادی قوی هم ندارند، مگر این که شما شیفته بلامنازع یک هنرمند و نوع فکر او شده و برای خرید اثر هنری اش هر قیمتی را بدهید. 
در پایان این که اهمیت ارائه اثر، بخش دیگری از رویکرد فاین آرت است. نوع ارائه اثر و انتخاب های هنرمند در زمینه چگونگی پرزنت کار، بخشی از پروسه تولید یک اثر فاین آرت است. این کارها قالب رایج و مرسوم ارائه عکس در گالری ها را پس می زنند و معمولا از متریالی استفاده می کنند که ادامه ذهنیت عکاس در طرح و ایده اش باشد. عبارت «آرت فتوگرافی» در دهه اخیر در مورد آثار فاین آرت مورد استفاده قرار گرفته و گاه حتی جایگزین آن شده است.

***
منتشره در روزنامه شرق | مورخ: شنبه 11 اردیبهشت 1395 |





صفحه 1 از 146
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی