lucas
عکس: لوکاس جکسون/ ۳۱ اکتبر ۲۰۱۴/ نیویورک

لوکاس جکسون عکاس رویترز در آثارش گرایش زیادی به موضوعات طنز دارد، بویژه آنکه بستر این موضوعات در خیابان یا فضاهای عمومی باشد. جکسون‌‌ همان عکاسی است که عکس او از نقاشی مضحک نتانیاهو درباره فعالیت هسته‌ای ایران در هنگام سخنرانی در سازمان ملل در دنیا انتشار وسیعی یافت. 
تازه‌ترین عکس لوکاس جکسون یک عکس خیره کننده خیابانی است: زنی فرزندش را پیاده به مدرسه می‌برد، در حالی که او لباس بازی مشهور مینکرافت را بر تن کرده است. 
بازی مینکرافت در سال ۲۰۰۹ توسط شرکت سوئدی موآنگ منتشر و خیلی زود به محبوبیت رسید. 
موفقیت عکس در تردیدی است که در ماهیت عینی رویداد ایجاد می‌کند و در نگاه اول گویی با یک عکس دستکاری شده مواجهیم، اما وقتی از عینی بودن آن مطمئن می‌شویم بار تلخ معنایی آن بیش از پیش متاثرمان می‌کند: تغییر پوشش کودکان در روزگار سلطه بازی‌های کامپیوتری و مساله هویت باختگی و قهرمان‌های خیالی که جای واقعیت را می‌گیرند. قهرمان‌هایی که حتی کولهٔ پسرک و لباس او نیز از هجوم آنان در امان نمانده است.
IMG_2842_Edit_1
عکس موبایلی/ میز کار چاپ افست و تست های اولیه کتاب نمایشگاه

حالا که درست دقایقی به افتتاح نمایشگاه گروهی عکس «یک قرار ساده ۲» در مشهد باقی است جا دارد از حرکت و ایده ای که ۲۵۷ عکاس را با نگاه ها و تجربه های مختلف در کنار هم قرار داد، ستایش شود. این نوشتار شخصی، تلاش من برای قدرشناسی از واقعیتی است که در مقابل آن احساس مسوولیت می کنم.
نفس ایجاد چنین نمایشگاه هایی در یک شهر بیش و پیش از هر چیز پیام واضح «همه ما کنار هم باشیم» را متبادر می کند و بی درنگ این پیام مستتر، در مقابل «من به تنهایی کسی هستم» یا «من در کنار خودم معنا می گیرم» قد علم می کند. 
کسانی که از نزدیک «امید سریری» را می شناسند نیک می دانند که او بی اندازه فروتن است، به سادگی در مقابل آدم ها احساس شرمساری می کند و دست و دلش برای هرگونه کمکی به جامعه عکاسی مشهد می رود. حیف است - و از انسانیت به دور- که برای چنین آدم نادری، انرژی منفی و آرزوی شکست و تحقیر کرد و قابی را حتی در نمایشگاهش خالی گذاشت! به طور کاملا طبیعی هیچ حرکتی خالی از عیب نیست، و قرار هم نیست که جزء جزء این حرکت با سلیقه شخصی تک تک ما تراز شده باشد، تنها چیزی که هیچ ایرادی در آن نیست دیکته نانوشته مدعیان است نه در وسط میدان رفتن و در مقابل انبوه سلیقه ها کارکردن و کار کردن.
این نمایشگاه حاصل زحمت های چند ساله اوست که امروز در قامتی حرفه ای به نمایش گذاشته می شود.
این که خیلی از اسامی عکاسان این نمایشگاه را نمی شناسم: موجب خوشحالی و غرور است؛ چرا که بر گسترده شدن سفره پر برکت عکاسی هنری در مشهد صحه می گذارد و باید افتخار کرد به این همه اسم جدید و گمنام.
این که خیلی از اسم های عکاسان حرفه ای را در این نمایشگاه می بینم جای بسی خوشوقتی است، چرا که معلوم است هنوز بسیارند انسان های بزرگی که چرایی نمایش اثرشان بر کجایی نمایش آن می چربد.
گردآوری این مجموعه بزرگ به همراه چاپ کتابی که معلم ارزشمند آقای اسماعیل عباسی مقدمه آن را نگاشته است، اگرچه امروز آن طور که باید وقع گذاشته نمی شود، اما تردیدی ندارم که یکی از مراجع مطمئن پژوهش در چند و چون عکاسی خراسان خواهد بود و زمان – که همیشه بهترین و منصفانه ترین داور است – بر ارزش های فراوان آن صحه خواهد گذاشت. به خصوص در دورانی که شاهد وفور نشر مجازی عکس و تقلیل چاپ کتاب عکس و منابع مالوف هستیم.
امیدوارم که خداوند سهم تلاش های بی منت و مزد امید را بدهد که حتما می دهد.

IMG_2908_1
ثبت موبایلی/ ۶ مهر ۹۳/ رشت

امروز آخرین جلسه دوره صد ساعته عکاسی دیجیتال مجتمع فنی تهران در شهر رشت به پایان رسید و بعد از ده‌ها بار سفر به این شهر عزیز، از همه آدم‌های ناب و محله‌های زیبایش خداحافظی کردم؛ 
بناهای سنتی، سینماهای قدیمی، مسافرخانه و همه خانه‌های کهنی که میان معماری مدرن رشت کماکان جلوه فریبی می‌کنند و خیابان‌هایی که هنوز در تسخیر بوی جگرکی‌های سیار قرار می‌گیرند. 
در این دوره آموزشی کوشیدم در مقابل تیغ دو لبه تکنولوژی که هم می‌تواند بچه‌ها را به سرعت به عکاسی نزدیک کند و هم آن‌ها را از ذات و معنای واقعی عکس دور کند، اصالت نگاه و کاوش را دنبال کنم و بچه‌ها را به نگاه به درونشان (و نه ابزارشان) تشویق کنم. امید که در این راه سخت، اندکی موفق بوده باشم. 
عشق‌های زندگی بسیار کم‌اند و همیشه در معرض انقراض. اما یکی از تنها‌ترین وماندگار‌ترین آن‌ها هنرجویان و دانشجویان یک کلاس‌اند که هیچ توصیفی برای پاکی‌ها و خلوصشان ندارم.

صفحه 1 از 78
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی