IMG_0378

نمایشگاه «وضعیت چهارم» در هفتمین جشنواره مجله تجربه به عنوان بهترین نمایشگاه عکس سال گذشته انتخاب شد.

نوشتن از چیزی به نام موفقیت در دنیای پر شتاب امروز کاری بیهوده و خودستایانه است، آن کس که به حقارت خویش در دایره محدود آگاهی های نسبی اش نسبت به جهانی که بیش از نود و شش درصد آن قابل مشاهده نیست، اذعان می کند خوب می داند که «ما چو ناییم و نوا در ما ز تست». موفقیت ها شاید فقط یک دل گرمی اند از «دیده شدن» توسط عده ای متخصص یا کارشناس، نه چیزی بیش تر. یک دل خوشی و شوق. لذا این جا – و بر خلاف همیشه – دوست دارم از این دل خوشی بنویسم: وضعیت چهارم پروژه بسیار دشواری بود که مصرانه چسبید به انحنای رنج هایم، تقریبا تمام آن چه داشتم پای این نمایشگاه هزینه کردم، انتخاب این نمایشگاه در مجله معتبری چون «تجربه» به عنوان بهترین نمایشگاه عکس سال نود و هفت، دل گرم کننده است، و برای من بیشتر از گرنت دانشگاهی و جوایزی که سال گذشته دریافت کردم ارزش دارد و به این دلیل، بر خلاف جوایز قبلی، به انتشار خبر آن می پردازم، چرا که می دانم این انتخاب توسط عده زیادی از نویسندگان، منتقدان، خبرنگاران، مدیران گالری و کیوریتورها صورت گرفته است، و همین مساله اعتبارش را برای من دوچندان می کند. از تحریریه فرهیخته مجله تجربه برای راه اندازی این جشنواره خاص ممنونم و به خاطر پرونده ای که در این شماره از مجله به نمایشگاه وضعیت چهارم اختصاص دادند از خانم الهام زارع نژاد عزیز کمال سپاس را دارم، چیزی که این اتفاق را برایم شیرین تر می کند یادداشت استاد عزیز یوریک کریم مسیحی است؛ بعضی ها بی آن که هم زیستی اجتماعی طولانی با آن ها داشته باشی، از جان به تو نزدیک ترند. استاد نیز برای من چنین است و لطف ایشان ناگفته ی من می شنید. یادداشت شان در این شماره از مجله، بار سنگینی از سختی ها و کم لطفی های دوران را از دوشم برداشت و چراغ مغان بود. در پایان اذعان می کنم که توجه شما دوستان و مخاطبان به نمایشگاه اخیرم شگفت زده ام کرد، روزی نبود که از شما نوشته و نظری در فضای مجازی نبینم که همگی حاکی از تشویق و مهر بود و به واقع، همین توجه فراوان شما موجب دیده شدن نمایشگاه وضعیت چهارم شد و سخن آخر این که؛ مدیون سخاوت ها و بی دریغی های خانم نازیلا نوع بشری در انجام این پروژه دشوار هستم و قدردان شان.

DSC_2546
عکس: علی محمدی

عصر امروز آخرین ساعات بازدید از نمایشگاه عکس «وکیل آباد» است؛ پروژه هنرجویان خوب دوره مقدماتی موسسه سروش مشهد. هنرجویانی که شش ماه با هم و کنار هم روی بلندترین بلوار شهری مشهد کار کردیم، به هم انس گرفتیم، کار گروهی کردیم و کوشیدیم از پرسه زنی چند باره در این بلوار بلند لذت ببریم و به تجربه عکاسی فلنوری نزدیک شویم. هدف ما این بود که لایه ظاهری جغرافیای وکیل آباد را صرفا مورد توجه قرار ندهیم، تولید عکس های توریستی، عکس های کارت پستالی، عکس های معماری و اماکن، مطلقا هدف این پروژه نبود، بلکه هدف ما ورود حداقل تفکر، حداقل حدیث نفس، حداقل ایده برای نمایش فضای زیستیِ در حال تغییرات مدام و نا بهنگام وکیل آباد بود؛ آن گونه که ساحت عکاسی مستندگرایانه نیز خدشه دار نشود، قطعا همه داستان وکیل آباد در این عکس ها نمایان نشده و صدها نکته ناگفته و اتفاق دیده نشده دارد که در گذر زمان در عکس های دیگران به نمایش گذاشته خواهد شد. وکیل آباد در روزگاری نه چندان دور بزرگترین تفرج گاه مشهد بود و حالا در سایه مدرن سازی شهری، به قلب ارتباطی و رفت آمد در مشهد تبدیل شده است، این تغییر نقش و پوست اندازی این بلوار، چالش اصلی ما در برخورد با وکیل آباد بود. در شرایط نامطلوب اقتصادی فعلی، کوشیدیم مجموعه ای را گرد آوریم که شایسته توجه مخاطبان عزیز شهرمان و نام مشهد باشد، عکس ها روی کاغذ فوربو چاپ و قاب و پاسپارتو شد، برای چاپ کتاب از مرکب اِپلِ استفاده کردیم که در نهایت کیفیت، درخشش اش کمتر است و به انتقال فضای نوستالژیک موجود در عکس ها کمک می کند و سپس از پوشش واتربیس روی همه فرم های چاپی بهره بردیم. در مسیر انجام این پروژه هیچ اسپانسری نداشتیم و همه تولید این پروژه با همت و عشق بچه ها صورت گرفت که از تک تک آن ها برای درک کار گروهی و همراهی صبورانه شان ممنونم. 
صفحه 1 از 175
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی