mehdi_monem
عکس: مهدی منعم


کسی نام روستای چین را شنیده است؟ 
کسی به یاد دارد که در یک کلاس، فقط یک ردیف نیمکت چیده شده باشد؟ 
و فقط ۳ جفت چشم، پشت آن‌ها به معلم خیره شوند؟ 
کلاس خالی، کلاس کم جمعیت، کلاس ساکت: هولناک‌ترین تصاویر دنیا هستند و چیزی وخیم‌تر از این وضعیت نیست. 
امروز «مهدی منعم» عکسی را در صفحه شخصی‌اش در فیس بوک منتشر کرده که حاصل سفر و واکاوی او در وضعیت آن روستا است. روستایی از توابع شهرستان کوهرنگ در منطقه‌ای صعب العبور- بویژه در زمستان- که بالغ بر ۳۰۰ خانواده در آن زندگی می‌کنند، و این روستا مرکز بهداشت حتی ندارد. 
عکس، مثل دیگر آثار مهدی منعم بسیار ساده و فارغ از جلوه فریبی‌های و قالب‌های تفاخرآمیز عکاسانه است. دوربین او مثل همیشه خاصیت «بی‌طرفی‌اش» را حفظ کرده است و در کمترین فاصله با موضوع خود ایستاده است، اما به گونه‌ای که به چشم نیاید و حضور خود را تحمیل نکند. 
مهدی منعم در این ثبت، وجه دیگری را نیز به ما نشان می‌دهد: معلمی که در کادر نیست اما در حقیقت شاید هدف پنهان منعم از این ثبت باشد، سویه دیگری از ماجرا! 
معلمی که چشم‌های بیشماری باید به او خیره شوند، چون او تنها برای ۴ نفر به کلاس می‌رود. 
قهرمان اصلی عکس منعم، در قاب حضور ندارد؛ مثل خیلی از پرتره‌های عکاس که عناصر داخل عکس ما را به خارج از قاب دعوت می‌کند. 
عکس‌های منعم مملو از تجلی رفتار انسانی است و آینهٔ تمام نمای قهرمان‌های کاملا گمنام.
فرآیند عکاسی درست است که ارتباط معنادار و مستقیمی با سن و سال عکاس ندارد و در اغلب دوره‌های آموزشی در نقاط مختلف ایران دیده‌ام که چه بسیار هنرجویان مسن و چه بسیار هنرجویان کم سن و سال با ویژگی مشترک «شوق فراگیری» در کنار هم قرار می‌گیرند، اما این واقعیتی است که سطح ادراک نسبت به جهان  پیرامون و «انتخاب»‌های هر یک از این گروه تحت تاثیر دریافت‌ها و شیوه زندگی، بسیار متفاوت خواهد بود. 
در این سال‌ها برگزاری نامستمر «جشنواره عکس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران» به عنوان تنها مرجع رسمی حامی این جریان و فعالیت‌هایی محدود در عرصه نمایشگاهی – که بیشتر در حوزه نقاشی کودکان متمرکز بوده تا عکاسی – بارقه‌هایی از امید را نسبت به توجه به این نسل مهم و تاثرگذار، زنده کرده است و از این رهگذر باید هر حرکت کوچکی را حتی  به مثابه شهابی درخشان در کویر دانست که قطعا می‌تواند تاثیرات مثبت فراوان بگذارد. 
آموزش عکاسی به کودکان بی‌شک یکی از پیچیده‌ترین و دشوار‌ترین شکل‌های معلمی است که اسلوب خاص خود را دارد. در این آموزش به هیچ عنوان قواعد مالوف و چارچوب‌های تعیین شده و آزمون پس داده شدهٔ عکاسی مدرن قرن گذشته در اختیار هنرجوی کودک قرار نمی‌گیرد، بلکه معلم می‌کوشد از ورای تمرین و ممارست ذهنی، کودک را به خوب دیدن، دقیق شدن، و انتخاب کردن سوق دهد. 
امری که در آموزش «نوشین وفادار» معلم کوشای عکاسی کودکان و نوجوانان پیداست و برگزاری نمایشگاهی گروهی از آثار این دسته از کودکان تعلیم دیده، گواه مشقت‌های فراوان و زحماتی است که در وهله اول هرگز به چشم بیننده نمی‌آید. 
معلمی کردن برای کودکان، کنار زدن خود و قهرمان کردن بچه‌هایی است که نخستین تاثراتشان را از دنیای اطراف توسط ابزار دوربین منتقل می‌کنند. شاید هیچ یک از آنان ندانند که میزان اعتماد به نفس و تسریعی که این حرکت در ورود آنان به دنیایی بزرگ‌تر ایجاد می‌کند تا چه اندازه است. 
عکس‌های کودکان ناب‌اند: به زعم من هر چه قدر این عکس‌ها ساده‌تر، بی‌پیرایه‌تر، و نامنظم‌تر باشد بیشتر می‌توان روح کودک را در آن‌ها جستجو کرد. 
کودکان در عکس‌هایشان «قاعده گریز»‌اند و درست به همین دلیل دنیای عکس‌های آن‌ها دربند بزک‌های ویرایشی، زیبایی‌های آنی بصری و شکل‌ها و فرم‌های قوام یافته نیست. 
ویژگی آن‌ها این است که «محض»‌اند و شفافیت و قرابتشان با روح زندگی به نزدیک‌ترین حد خود رسیده است. 
برپایی سومین نمایشگاه گروهی عکس کمان (آثار هنرجویان کودک و نوجوان تحت تعلیم خانم نوشین وفادار) به شکلی حرفه‌ای و درخور جایگاه بلند کودکان، فرصت مناسبی بود تا درنگی در فضای زیبای ذهنی آن‌ها قدم بزنیم.
 در این نمایشگاه، عکاسان کودک و نوجوان، خود به انتخاب کادر نهایی و ویرایش آثارشان بنا بر سلیقه شخصی مبادرت ورزیده‌اند. انتخاب «عنوان عکس» در چنین نمایشگاه‌هایی بسیار می‌تواند به تبیین ذهنیت کودکان و انتقال صحیح آن به تماشاگر کمک کند که جای خالی آن احساس می‌شد. 

در ذیل چند عکس منتخب از این نمایشگاه را با هم مرور می‌کنیم: 


hasti_rasooli

عکس هستی رسولی ۱۶ ساله: نگاهی ژرف و تکان دهنده به خانه و وضعیت امروزی خانواده، تنهایی کودکان در فضای زندگی امروزی. با عناصری گرم در کادر که باز هم نگاه امید بخش یک کودک را نمایش می‌دهد. پیامی معاصر/ و البته: نشاندن کودک بر رفیع‌ترین نقطه ممکن از زندگی تهی از ارتباط و تهی از حضور، منجر به ترکیبی سوررئال شده که چرایی قرارگیری کودک را در آن نقطه بیش از پیش مطرح می‌کند. 


mahmood_mesgarani

عکس محمود مسگرانی ۱۲ ساله: یکی از بهترین عکس‌های نمایشگاه که تمام ویژگی‌های نگاه کودک را دارد. درک تضاد شدید میان رنگ و معنا. سپیدی و سیاهی و آزادی و اسارت. توجه کودک به رویدادهای ساده پیرامون که موقعیت‌های آسیب دبده زیست محیطی را بسیار فاجعه بار می‌بیند و آن را هشدار می‌دهد. 

helya_khayyami

عکس هلیا خیامی ۱۴ ساله: درک شباهت. تکرار. ریتم. هارمونی. و البته: بیان «تقلید ذاتی» در این پرنده از طریق زبان عکس.

niki_rasooli

عکس نیکی رسولی ۸ ساله: نخستین اتفاقاتی که به چشم کودکان می‌آید: در آغوش گرفتن یک نوزاد توسط پدر! کودک با این ثبت، میل و اراده خود را به دریافت عاطفه و مهربانی از بزرگتر‌هایش اعلام می‌کند. و جایگاه مهم این حس را در زندگی اش نشان می دهد.

baran

عکس باران توجهی ۱۵ ساله: باران یک عکاس کهنه کار است. عبارت کهنه کار برای یک نوجوان عبارت غریبی است، اما حقیقت ماجرا همین است. تجربه فراوان باران در عکاسی و فیلمسازی و نبوغ ذاتی و حرکت خوبش در این سال‌ها از او عکاسی ساخته که خیلی خوب می‌داند چطور با فضا‌ها و دغدغه‌های ذهنی‌اش بازی کند. عکس‌ها فضا دارند، رخوت را نمایش می‌دهند و از حس زندگی سرشارند. 

paria_mirshahi

عکس پریا میرشاهی ۸ ساله: درک تناقضات در جهان پیرامون. شکل‌هایی که کودکان را به سمت خود جلب می‌کند. نمایش ساده‌ای از «تفاوت در عین برابری» در عکس این کودک.

صفحه 1 از 119
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی