Mohsen_sharif_Khiabani

عکس: محسن شریف خیابانی| پروژه: اماکن از یاد رفته

این روز‌ها کلاس‌های آزاد آموزش عکاسی در جای جای ایران با استقبال و شور بیشتری مواجه است، هزینه‌های پایین تولید عکس نسبت به دیگر مدیاهای هنری، در دسترس بودن ابزار، و میل به مشارکت در جهانی تصویری از سوی جوانتر‌ها باعث شده تا کلاس‌های آموزش عکاسی از رونق خوبی برخوردار باشند. 
اینکه در این کلاس‌ها چه باید گفت و چه مباحثی در اولویت هستند یک سوی قضیه است و سوی دیگر آن: پلان و هدف نهایی این دوره‌ها است. 
قطعا در یک دوره آموزش مقدماتی عکاسی، هنرجو با کلیات آشنا می‌شود و به اندازه یک پا در آب دریا زدن به تجربه این حوزه وسیع می‌پردازد. 

اما پس از آنچه؟ 

قرار نیست در کلاس، دوربین عکاسی تجزیه و تحلیل شود. اپراتور شدن که هنر نیست. گیرم که هنرجو بتواند در ده ثانیه همه کارهای لازم را در دوربین برای کنترل نور صحنه انجام دهد. بعدش چه؟ 
قرار نیست هنرجو کارت حافظه و لبتاپ خود را انباشته از عکس‌های متعدد کند! 
این دوربین – این ابزار کوچک و محدود – در کجا ارزش و وجاهت این را دارد که خیره به صحنه، چیزی را نشانه رود؟ و مهم‌تر: کدام صحنه، کدام ترکیب، کدام انتخاب می‌تواند «مصداق» ذهنیت عکاس جوانش باشد؟ آن ذهنیت چگونه میتواند به عکس تبدیل شود؟
تابستان سال گذشته دوره‌ای را در موسسه سروش خراسان رضوی داشتیم با ۲۸ هنرجو. بعد از اتمام دوره ۱۳ هنرجو با من همراه شدند که وقت بگذاریم، عکاسی را از حاشیه زندگی به متن بیاوریم و چند ماه با هم روی ایده‌هایی کار کنیم. 
همراهی با این دوستان، برایم لذت بخش بود؛ دنیاهای ذهنی متفاوت و البته استعداد و توان فکری گوناگون. 
۶ ماه این مسیر را ادامه دادیم، هر ماه دور هم جمع می‌شدیم و ده‌ها عکس از این دوستان جوان را می‌دیدیم و صحبت می‌کردیم. بچه‌ها وقت گذاشتند، انرژی فراوانی را صرف کار کردند و حاصل هم دلی و تلاش هنرجویان آن دوره مقدماتی به نمایشگاه عکس «چشم‌هایی که نمی‌بندم» منجر شد. 
یک آرزو پس ذهنم بود که تقلا می‌کردم در این پروسه ۶ ماهه، در حداقل ظرفیتش ایجاد شود: 
عکس‌ها شبیه خود بچه‌ها باشد، بچه‌ها اسلوب‌های تکنیکی خودشان را پیاده کنند. شبیه این و آن عکاسی نکنند، و در یک کلام: خودشان باشند
می‌دانم آرزوی بزرگی است. 
اما همیشه در ذهن من وجود دارد. 

Mehrzad_Pakdaman__5_

عکس: مهرزاد پاکدامن| پروژه: کارگران روزمزد


فردا جمعه ۱ خرداد ۹۴، ساعت ۱۷ در گالری آرتین مشهد افتتاح این نمایشگاه است. 
از دکتر نعما محمدیان روشن و مهدی رضوی که در حضور بچه‌ها به انتخاب عکس‌های نمایشگاه پرداختند، سپاس گزارم و از گرافیک خوب سعید مزینانی، همکاری آقای سهرابی مهر مدیریت گالری، خانم فاضل، خانم نسرین جلیلیان و تمامی دوستانی که در امر چاپ کتاب نمایشگاه به ما کمک کردند. 

به امید دیدارتان در این نمایشگاه.
Final_Edit_21_2_94weblog

 2015|Kiarang Alaei©


احمد ناصریان، ۴۱ ساله، متاهل، کارگر ساده چاپخانه، مدت ۵ سال است که در پوشالخانه کار می‌کند. پوشالخانه اتاق کم نور و پر صدایی است که کاغذهای باطله چاپ را خرد و ریز می‌کند. احمد روزی ۷ ساعت در معرض این صدا‌ها است.
صفحه 1 از 127
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی