روزنامه محترم شهرآرا در صفحه ۷ روزنامه دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰ و در ۶۸۵ اُمین شماره خود صفحه کاملی را به سومین جشنواره ملی عکس مشهد اختصاص داده است.
ضمن سپاس از همکاری این روزنامه مردمی، از زحمات جناب آقای سید جواد اشکذری دبیر محترم سرویس فرهنگی آن جریده محترم کمال سپاس را داریم.
بخشی از یادداشت‌ها و گفتگو‌های مندرج در این شماره از روزنامه به شرح ذیل است:


IMG_2417.jpg
عکس: حمید جسمی


هادی مظفری؛ مدیر امور هنری شهرداری مشهد:
من درون تک تک این عکس‌ها خاطره دارم

بهار داشت از راه می‌رسید. همه در تکاپو بودند و ما بیشتر از بقیه برای آماده کردن شهر و میهمانان بهاری‌اش.
دبیر جشنواره اصرار داشت که باید داوری را در نیمه اسفند برگزار کنیم. گفتم نمی‌شود شب و روزمان مشغول بهار است و استقبال از او.
گفت باید داوری را برگزار کنیم و باید از ابتدا تا انتهای داوری حضور داشته باشی و تمام عکس‌ها را ببینی.
پرسیدم چند عکس رسیده، گفت: چهار هزار و یکصد و هشتاد تا!
به او گفتم قبول. اما در دلم گذشت که دقایقی در جلسه داوری می‌نشینم، هم دل او را به دست می‌آورم و هم به سایر کار‌هایم می‌رسم. چراغ‌های سالن اجتماعات خانه هنرمندان خاموش بود و داوران دورادور میز نشسته بودند. آهسته وارد سالن شدم و گوشه‌ای نشستم. در تاریکی اتاق یک نفر عکس‌ها را روی پرده عوض می‌کرد و داوران رای می‌دادند. سکوت بر اتاق حکم‌فرما بود. عکس بعدی... عکس بعدی... عکس بعدی...
نفس درون سینه‌ام حبس شده بود. این عکس‌ها فوق العاده‌اند. دیگر نمی‌توانستم بروم دنبال بهار. در برابر این عکس‌ها نمی‌شد تکان بخوری.
داوران به دنبال پیدا کردن اثری تازه در دنیای بیکران عکاسی بودند و من در اشتیاق قاب کردن تمام عکس‌های ثبت شده از کوی و کوچه‌های شهرم. از مردمی که انگار در این عکس‌ها پیر نخواهند شد.
آسمان ابری شهر، وقتی گل‌های شمعدانی منتظر بارانند. شب‌های مهتابی و نور نئون فروشگاه‌هایی که صد‌ها بار از مقابل آن‌ها عبور کرده‌ام، و خیابان‌های پر از دانه‌های معلق برف؛ وقتی که شهر سردش می‌شود و بخار دودکش‌ها شهر را گرم می‌کند.
دلم می‌خواست سکوت اتاق را بشکنم و در تاریکی سالن بگویم: آقای داور، لطفا همه این عکس‌ها را انتخاب کنید. اینجا شهر من است و من درون تک تک این عکس‌ها خاطره دارم.


AA.jpg
عکس: حمید جسمی


کیارنگ علایی، دبیر سومین جشنواره ملی عکس مشهد:
جشنواره سوم در نقطه اوج خود قرار دارد

دبیر سومین جشنواره ملی عکس مشهد با بیان اینکه رشد جشنواره در دوره سوم قابل قیاس با دوره‌های قبل نیست، گفت: معتقدم اکنون جشنواره در نقطه اوج خود قرار دارد. افزایش ۳۰درصدی کمی در ارسال آثار و کیفیت بسیار عالی عکس‌های رسیده به جشنواره سوم، گواه این مدعاست. این مهم را از انطباق خوب آثار عکاسان بر اهداف و رویکردهای این جشنواره می‌دانم. یعنی عکاسان اکنون خیلی خوب می‌دانند که برای این جشنواره چه عکسی باید بگیرند و چه عکس‌هایی را نباید بگیرند.
کیارنگ علایی در جواب این پرسش که چرا باید از مشهد عکس بگیریم، خاطرنشان کرد: این سئوال کلیدی است که از سه زاویه باید به آن پرداخت؛ اول از زاویه دید برگزارکننده یعنی شهرداری، دوم از زاویه دید شرکت‌کننده یعنی عکاس و سوم از زاویه خاستگاه تاریخی- اجتماعی این مسئله. برگزار کننده جشنواره در پی مستند کردن شهر مشهد به صورت کاملا حرفه‌ای است و این جشنواره، راه و بهانه‌ای برای رسیدن به این هدف زیباست؛ اینکه در هر سال چه اتفاقات جدیدی در سطح اجتماعی، فرهنگی و شهرسازی و معماری در مشهد می‌افتد.
 وی افزود: از زاویه دید عکاسان مشهدی، این جشنواره را بیشتر ادای دین آن‌ها نسبت به شهرشان می‌دانم. اینکه احساس خوش یا بد خود را نسبت به گوشه و کنار این شهر چگونه در اثر عکاسی خود نمایش دهند. اما از زاویه خاستگاه تاریخی، اجتماعی بد نیست بدانید که از اواسط قرن نوزدهم، کارآیی عکس به‌عنوان یک مدرک تصویری مهم به همگان معرفی شد. سازمان‌هایی شکل گرفت نظیر موسسه «آلیناری» در ایتالیا که در سال ۱۸۵۴ بیش از ۱۰۰هزار عکس از معماری و اماکن آرشیوی در اختیار پژوهشگران قرار داد. در حقیقت این رویکرد، از عکس به عنوان یک مرجع اطلاعاتی مهم یاد می‌کند که می‌تواند به عنوان حافظه تصویری یک نهاد یا یک کشور مورد استفاده قرار گیرد.
این هنرمند در خصوص عوامل شکل‌گیری جشنواره گفت: شکل‌گیری جشنواره مشهد را باید مدیون خلاقیت و بداعت مدیریت امور هنری شهرداری دانست. هادی مظفری با رویکرد خاص خودش کوشیده است توجه بایسته‌ای به تمام هنرهای تجسمی داشته باشد. در این میان بهره‌گیری از عکس و توانایی‌های آن به عنوان یک رسانه قوی در جامعه امروز، چیزی است که آقای مظفری خیلی خوب در قالب طراح برگزاری جشنواره ملی عکس مشهد، پایه‌ریزی و حمایت کرده است.
علایی، جوایز این جشنواره را با توجه به محبوبیت و مقبولیت آن در سطح کشور کافی ندانست و در ادامه گفت: جوایز این جشنواره در حد مقدوراتمان است. در حد بودجه بسیار محدودی که در اختیار داریم.
تعداد بخش‌ها و برگزیدگان جشنواره زیاد است و به این دلیل نمی‌توان مبلغ بالایی را بابت جوایز در نظر گرفت. من تمام آرزویم این است که شهرداری مشهد اعتبار این جشنواره را در حدی بالا ببرد که ما بتوانیم به هر عکس پذیرفته شده مبلغ ۷۰۰هزار ریال حق‌التالیف بدهیم. این، کمال مطلوب من از نظر بودجه این جشنواره است، ضمن آنکه جا دارد به این نکته اشاره کنم که هیچ کدام از همکاران من از آقای مظفری، رئیس ستاد جشنواره تا مسئول تدارکاتمان دستمزد واقعی خود را برای زحمات هفت، هشت ماهه خود در این برنامه نمی‌گیرد و همه مخلصانه و عاشقانه برای این جشنواره از خود مایه می‌گذارند.
دبیر جشنواره ملی عکس مشهد، درباره جایگاه این جشنواره در عکاسی مشهد و مشکلات‌ آن، هم گفت: من به عنوان دبیر این جشنواره اصلا انتظار ندارم کارهایی که برای این جشنواره از روی عشق انجام می‌دهم، دیده شود. به هیچ عنوان انتظار ندارم زحمات شبانه‌روزی تیم اجرایی این جشنواره دیده شود. هرگز انتظار ندارم جامعه عکاسی مشهد قدر این جشنواره را بداند. فقط و فقط یک خواهش دارم و آن اینکه: چوب لای چرخ این جشنواره نگذارند. پرده‌های ضخیم حسد و غیظ و جاه‌طلبی را که جلوی چشم عده‌ زیادی از عکاسان مشهدی را گرفته، کنار بزنند و به این فکر کنند که ما هر کداممان برای عکاسی مشهد چه وظیفه‌ای داریم و چه کرده‌ایم؟ کارنامه‌مان چیست؟ بدانند چه کسانی برای پیشرفت علمی عکاسی مشهد، تلاش می‌کنند و چه کسانی از سر جاه طلبی و انحصار‌طلبی فقط در پی منافع مادی خود هستند. متاسفانه جریانی در مشهد در حال شکل‌گیری است که با انحصارطلبی، فضای عکاسی مشهد را تخریب می‌کند.

IMG_2485.jpg
عکس: حمید جسمی

افشین شاهرودی؛ داور سومین جشنواره ملی عکس مشهد:
 آثار از کیفیت بسیار مطلوبی برخوردار بود

افشین شاهرودی که سابقه عضویت در هیئت داوری دوره‌های گذشته جشنواره‌ را داشته، درباره کیفیت آثار در جشنواره سوم گفت: خوشبختانه فعالیت‌های بسیار گسترده‌ای در عرصه عکاسی مشهد و نیز خراسان رضوی انجام می‌شود و این هنر از جوانان علاقه‌مند بسیاری برخوردار است. با همین‌شناختی که از هنرمندان مشهد داشتیم، انتظار خیلی بالایی از کیفیت آثار این جشنواره می‌رفت و خوشبختانه با صراحت باید بگویم که همان‌طور که فکر می‌کردیم، آثاری رسیده از کیفیت بسیار مطلوبی برخوردار بود.
داور جشنواره سوم با بیان اینکه آثار رسیده در جشنواره سوم نسبت به دوره‌های قبلی، از نظر کیفی رشد داشته است، در ادامه خاطر‌نشان کرد: به نظر من درصد بالایی از کیفیت خوب عکس‌های این جشنواره، بستگی به وجود سیاست‌ها و درایت‌های دبیر آن داشته است. فردی که مورد اعتماد اهالی عکاسی مشهد است و با علاقه‌مندی و دلسوزی، فعالیت عکاسی را دنبال می‌کند.
این هنرمند ارزنده عکس کشور، پیرامون چشم‌انداز این جشنواره گفت: بار‌ها شاهد برگزاری جشنواره‌های بسیار بزرگی در سراسر کشور بودیم که متاسفانه به دلایلی از حرکت فرهنگی و هنری باز ایستادند که متاسفانه نمونه‌اش را هم در مشهد می‌توانیم ببینیم. جشنواره ملی عکس آبرنگ، رویداد بسیار سازنده و مفیدی بود که توانسته بود عکاسان آماتور بسیاری از سراسر کشور را -که در واقع عکاسی ما به دوش این‌ها می‌چرخد- جذب کند اما متاسفانه بعد از مدتی تعطیل شد. حتی ما بار‌ها شاهد تعطیلی جشنواره‌هایی بودیم که از پشتوانه‌های دولتی برخوردار بوده‌اند.
مترجم کتاب «مباحثی درباره عکاسی مستند و عکاسی برای مطبوعات»، نوشته آرتور روتشتاین افزود: امیدوار هستم که شهرداری مشهد با درک این قضیه واقعا همت کند و روند برگزاری این جشنواره را ادامه دهد. چون هر زمان مدیران عوض شدند، برنامه‌ها و طرح‌ها هم تغییر کرده است. اگر این جشنواره ادامه پیدا بکند به طور حتم می‌توانم بگویم که در آینده، دارای رویداد مستحکم و نیز تاثیرگذاری در عرصه عکاسی در کشورمان خواهیم بود. البته تحقق این مهم مشروط بر این است که مدیران آینده این علاقه‌مندی و دلسوزی را داشته باشند و روند و استمرار آن را حفظ بکنند.
افشین شاهرودی درباره معیارهای داوری در این جشنواره گفت: در خصوص تمام آثار یک معیار کلی که باید در جنبه‌های مختلف در ارتباط با مشهد باشد، وجود داشت. اما معیارهای جزئی‌تر در انتخاب آثار برگزیده، به شناخت داوران از عکس و عکاسی و نیز انتظارات، درک، شعور و آگاهی‌هایشان به این عرصه بر می‌گردد. به‌هر حال هرکدام از داوران با توجه به درک و آگاهی خودشان، عکس‌هایی را انتخاب کردند و در ‌‌نهایت آنچه انتخاب شد و بر روی دیوار نصب گردید، عکس‌هایی بود که اکثریت هیئت داوران به آن اتفاق نظر داشته‌اند.
این هنرمند که سابقه برگزاری نمایشگاه انفرادی در کشورهای ایران، فرانسه و آلمان و نیز شرکت در بیش از ۴۰ نمایشگاه گروهی در سطح ملی و بین‌المللی را دارد، ادامه داد: در زمان داوری، دبیر جشنواره کار خوبی انجام داد، به این ترتیب که عکاسان علاقه‌مند که حضورشان در جمع داوران بسیار آموزنده بود، بدون اینکه حق اظهار نظر داشته باشند، اجازه شنیدن حرف‌های داوران را پیدا کردند. در واقع این حرکت خود یک کلاس آموزشی برای آنان بود تا با مباحث تخصصی بیشتر آشنا شوند و از نزدیک شیوه‌های داوری را ببینند. این نوع آموزش به نظر من خیلی موثر واقع می‌شود.
وی، عکاسی هر دوره‌ای را آیینه زمان خودش دانست و در ادامه گفت: این عکس‌ها، سندهایی از واقعیت امروز مشهد هستند. به طور طبیعی مشهد مانند هر جای دنیا در طول زمان دچار تغییرات مختلفی می‌شود. و از جهت بافت‌های اجتماعی، ‌ معماری، فرهنگی، پوشش مردم و نیز جنبه‌های اجتماعی و اقتصادی تغییرات بسیاری خواهد کرد. بنابراین آثار عکاسان از شهر مشهد، به طور حتم می‌تواند بستری را مهیا کند که آیندگان بر اساس آن‌، بر روی موقعیت و وضعیت امروز مشهد قضاوت کنند.
داور سومین جشنواره ملی عکس مشهد در پایان افزود: طبیعتا عکس می‌تواند به عنوان آرشیو تاریخ نام گذاشته‌ شود. این عکس‌ها خود آرشیوی هستند که وضعیت امروز مشهد را می‌توانند ثبت کنند. بهترین کاری که واقعا دست اندرکاران و مسئولان فرهنگی و نیز شهری مشهد می‌توانند انجام دهند، این است که بودجه‌ای را برای تحقق تشکیل موزه و مرکز نگهداری عکس‌های مشهد اختصاص دهند. البته تا آنجایی که من می‌دانم، آنان به چنین طرح‌هایی فکر می‌کنند اما باید دید که به آن عمل می‌شود یا خیر؟
گفتنی است، افشین شاهرودی در گروه‌های داوری بسیاری از نمایشگاه‌ها و مسابقات معتبر عکاسی ایران، در ۲۰ سال گذشته حضوری فعال و مؤثر داشته و مدتی نیز در دانشگاه‌ها و مجامع فرهنگی به تدریس این رشته پرداخته ‌است.

3_2.jpg
عکس: حمید جسمی

سیدمجتبی خاتمی؛ مدیر اجرایی جشنواره ملی عکس مشهد:
چالش اصلی جشنواره؛ استقبال بی‌نظیر و غافلگیر کننده

در میان چندین جشنواره خوبی که در شهرهای مختلف کشور برگزار می‌ شوند، «جشنواره ملی عکس مشهد» تلاش داشته مناسب‌ترین رویکرد را با توجه به نیازهای فرهنگی دومین کلانشهر مذهبی جهان، در پیش بگیرد.
در برخی شهر‌ها، جشنواره‌ها با موضوعاتی عمومی و یا در ارتباط با ژانرهای مختلف عکاسی، شکل گرفته اند مثل «سیاه و سفید» رشت، «مستند اجتماعی» ماهشهر، «جوانان» ارومیه، «زمان» اراک و...؛ در پاره ای شهر‌ها هم، موضوع، عکاسی شهری از‌‌ همان شهر است اما در بازه زمانی ِ چندروزه حضور عکاسان در آن شهر؛ مثل «فیروزه» تبریز. در این میان مشهد با توجه به اینکه همیشه کانون توجه مسافرت‌های زائران و مسافران بوده و نیز از آنجا که در این سال‌ها در حال پوست اندازی سریع و تغییر شکل و فضا می‌باشد، نیاز دارد به طور مرتب و در طول سال، توسط عکاسان مختلف و با نوع نگاه‌ها و اندیشه‌های متنوع و متفاوت، نگریسته شود.
شکل تنظیم فراخوان، فعالیت دبیرخانه و برگزاری کارگاه‌ها و اردو‌ها هم به گونه‌ای بوده که این رویکرد را پاسخگو باشد. گرچه ما برای آشنایی بیشتر عکاسان با اهداف و اولویت‌های جشنواره، اردوهایی را برگزار می‌کنیم، اما این بدان معنا نیست که کسی که در اردو‌ها شرکت نکرده باشد، نتواند در جشنواره حضور پیدا کند. همه آنانی که از مشهد عکاسی می‌کنند و عکس‌هایشان منطبق با مفاد فراخوان است، امکان حضور دارند. البته در دور سوم، برای آنکه از امکان حضور هدفمند عکاسان بر‌تر کشور، بهره‌مندی بیشتری داشته باشیم، اردوی خاص این هنرمندان را هم داشتیم که طی آن ۳۰ نفر از عکاسان مطرح از سراسر کشور، به مدت چهار روز می‌ه‌مان ما بودند و این اتفاق بازخورد خوبی هم داشت، زیرا ۴۰درصد از آثار راه یافته به جشنواره سوم، مربوط به همین دوستان عکاس است. در این سه دوره، کارگاه‌ها و اردوهای برگزار شده با استقبال بی‌نظیر و غافلگیر کننده چندصدنفری مواجه گردیده که همیشه، بحث کمبود جا و امکانات، به چالش اصلی ما در امور اجرایی مبدل شده است. امیدوارم جشنواره چهارم با کیفیتی به مراتب بهتر برگزار گردد.


7.jpg
تصویر صفحه روزنامه

jashnvareh_aks_mashhad.jpg
paul_strand_blind_1916.jpg
عکس: پل استراند / نابینا / ۱۹۱۶

به همت فراوان «ابوالقاسم ابوترابی» نمایشگاه عکسی از آثار ثبت شده توسط اعضای انجمن نابینایان و کم بینایان استان یزد از تاریخ ۹ مهر ۱۳۹۰ در حوزه هنری این استان برپا شده است.
بدون تردید این نمایشگاه حاصل عشق و دغدغه «ابوالقاسم ابوترابی» و شور فراوان تک تک هنرجویان ایشان در انجمن ذکر شده است که کوشیده‌اند با استفاده از ویژگی‌های دوربین گوشی همراه و سادگی، صمیمت و سیالیتی که این وسیله در ضبط و حصر رویداد‌های پیرامون دارد به نمایش علایق و احساس خود نسبت به زندگی‌ای – که با چشمانی دیگر و به کیفیتی دیگر می‌بینند – دست یازند.
این اتفاق حرکتی بکر و تاثیرگذار است که تا کنون به طور رسمی در ایران صورت نپذیرفته است و تنها نمونه قابل توجه آن را باید در برگزاری نمایشگاه «دیدنی‌های نادیدنی»  در موزه عکس کالیفرنیا به تاریخ آگوست سال ۲۰۰۹ دانست.
امید که این اولین نمایشگاه رسمی عکس‌های نابینایان در ایران قدر دانسته شود.
 برگزاری چنین نمایشگاه ویژه‌ای، جملهٔ زیبای «آلیس وینگوال» (یکی از عکاسان نابینای معاصر) را به یاد می‌آورد که «اگرچه ما بینایی خود را از دست داده‌ایم اما هرگز دیدمان را نسبت به زندگی از دست نداده‌ایم»
این نمایشگاه که دربرگیرنده ۵۰ تک عکس از ۱۶ عکاس نابینا و کم بینا است از ۹ تا ۱۴ مهرماه سال جاری، صبح و بعد از ظهر در نگارخانه حوزه هنری استان یزد واقع درابتدای خیابان آیت ا... کاشانی، کوچه آزادی دایر می‌باشد. انتخاب عکس‌های این نمایشگاه بر عهده «محسن خیرخواه» عکاس خوب یزدی بوده است.

جدید‌ترین نمایشگاه عکس‌های مهدی رضوی از تاریخ ۱۹ لغایت ۲۴ شهریور ۱۳۹۰ در گالری رضوان مشهد برپا شد. یادداشت ذیل نگاهی اجمالی دارد به عکس‌های این نمایشگاه.
علاقه‌مندانی که فرصت و امکان تماشای تمامی آثار این نمایشگاه را نداشته‌اند در فرصتی نه چندان دور به تهیه کتاب این نمایشگاه – که در دست طراحی و چاپ است – دعوت می‌کنیم.

4.jpg


آدم‌ها
آدم‌ها
آدم‌ها
انگار این قصه تمام نشدنی است؛ انگار آدم‌ها هر چه قدر جلوی دوربین بایستند باز هم جذاب و چشمگیرند و نگاهی را به سمت خود می‌کشانند؛ حتی اگر در جمودی میرا ایزوله شده باشند.
آدم‌ها انگار در هر هیات و کسوتی آن‌گاه که در قاب قرار می‌گیرند، هویتی معرفت‌شناسانه و اصیل را به ما می‌بخشند.
آدم‌های مهدی رضوی ما را به سفری دور و دراز می‌برند؛ سفری که اسباب آن در بی‌پیرایه‌گی و خلوص نگاه عکاس نهفته است. سفری به بلندای تاریخ عکاسی و چهره نگاری بی‌غل و غش مستندنگاران این تاریخ. سفری که از یک سو آدم‌های ساده واکر ایونز (۱) را به خاطر می‌آورد و آن نگاه‌های یخ زده و ساکن اما پر احساس کاراکترهای ایونز در محیط زندگی و کار، و از سوی دیگر ترکیب‌ها صحنه پردازی‌های سالیمان (۲) را در ذهن مجسم می‌کند و در عین حال از طراوت‌ نگاه معاصر به پرتره‌های مستند همچون امت گاوین (۳) نیز خالی نیست.
عکس‌های مهدی رضوی یک مجموعه غیر ترتیبی (۴) غیر روایی است که می‌کوشد وجوه مختلف مفاهیم مورد نظر عکاس را با شیوه‌ای کاملا فنی بازگو نماید.
در سی و دو عکس نمایشگاه شاهد نگاه مستقیم کاراکتر‌ها به دوربین هستیم. در واقع این «نگاه»، خصیصه مشترک عکس‌های این مجموعه است:
 نگاه به دوربین یک «فاصله گذاری» عامدانه است که میان دنیای واقعی و دنیای ضبط و حصر شده توسط مولف (عکاس) فاصله‌ای ژرف می‌اندازد. این فاصله گذاری به محو کردن رسانه و کنار زدن آن می‌انجامد و تماشاگر را به لایه دیگری از اثر دعوت می‌کند. این دعوت معمولا با یک شوک و غافلگیری همراه است.
درست به همین دلیل، نگاه به دوربین برسازنده حضور تماشاگر آثار است؛ نگاه به دوربین یعنی این‌که این ماییم که داریم دیده می‌شویم. ماییم که نگاه کاراکترهای عکاس رو به ما است.
کودک با نگریستن – پیش از آن‌که حرف بزند یا حرف کسی را بفهمد – می‌شناسد. (۵)
در عکس‌های مهدی رضوی با لایه‌های مختلف معنایی روبروییم. در این آثار نشانه‌ها و علامت‌هایی وجود دارد که به قول پانوفسکی (۶) یک سمپتوم (۷) کامل است. این دلالت و نشانه‌گذاری را در این عکس‌ها باید در سه لایه جستجو کرد: 

یک/ حضور آدم‌ها به‌عنوان تیپ نگاری مولف که بیانگر نوع زندگی، منش و خصوصیات کاراکتریستیک آن‌ها است.
دو/ حضور قراردادی آدم‌ها در قاب مربع که جملگی بر احساسات آن‌ها تاکید شده است.
سه/ حضور معنایی و مفهوم ذاتی این ترکیب‌ها.

در این بخش باید به ارتباط تنگاتنگ آدم‌ها با محیط اطرافشان اشاره کرد که زیبا‌ترین این کارکرد در قاب بیست و چهار نهفته است: آن‌جا که مفهوم زمان و عمر سپری شده با قراردادن ساعت دیواری در عمق میدان کوتاه و نقطه کم اثر قاب، القاء شده است. و حیف است که اشاره نکنیم به ترکیب زیبای قاب شماره بیست و یک و هم پوشانی زیبای پرنده و صاحبش (نگاه کولبرتی- ۸-).

M__8_.jpg



3_1.jpg

مجموعه مشغول یک تاکید‌ شدید است. تاکیدی که عکاس با تکرار‌های بی‌پروای خود به آن دامن می‌زند. عکس‌ها دچار یک تکرار محض‌اند، تکراری آگاهانه و معماری شده؛ چرا که این تکرار موجب دلزدگی تماشاگر نمی‌شود؛ قاب‌های مربعی که پی در پی در کنار هم قرار گرفته‌اند و محتوای تصویری آن‌ها به شدت تابع اسلوبی خاص و تکرار شونده است. نورپردازی‌های محیطی خوب و کنترل‌ دقیق سایه روشن، که همه و همه نگاه مخاطب را به کشف رمز و راز جاری در عکس‌ها دعوت می‌کند.
و راستی چه‌قدر این عکس‌ها دلنشین و ساده است، به سادگی دوربین ورتوف (۹) که در دوران خودش سیال و شناور و خارج از تمام اصول زیبایی‌شناسی سینما، سعی در کاوش صمیمی‌ترین لایه‌های زندگی داشت.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشتها:

۱- Walker Evans (November ۳، ۱۹۰۳ – April ۱۰، ۱۹۷۵)
۲- Sally Mann (b ۱۹۵۱)
۳- Emmet Gowin (b: ۱۹۴۱)
۴- Unsequential photo series
۵- Berger، J، Ways of seeing، London، ۱۹۷۸
۶- Erwin Panofsky (۳۰ March ۱۸۹۲ – ۱۴ March ۱۹۶۸)
۷- علامت و نشانه گذاری در اثر هنری
۸- Gregory Colbert
۹ - Dziga Vertov (۱۸۹۶ – ۱۹۵۴)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
* یادداشت‌های مندرج در این وبلاگ تالیفی است، هرگونه بازنشر تمام یا قسمتی از آن به هر شکل در مطبوعات،جراید و سایت‌های اینترنتی، بدون اجازه کتبی نویسنده‌ی وبلاگ ممنوع و خلاف اخلاق حرفه‌ای است.

صفحه 1 از 1
[1]