پرستاران مثل اولین فیلمهای صامت دنیا پر از عشق اند.
Untitled_1s

این نام های بی شماری است که می شناسم: شبکه ای از نام های در سایه مانده، آماده ی فراموشی، مستعد قدر ناشناسی و عزلت، نام های بی شماری که شما هم می توانید به حلقه آن ها بیافزایید و این بافت یک شکل را توسعه دهید. «مریم ب» را در شانزده سالگی شناختم، وقتی برای یک روزنامه محلی در مشهد نقد فیلم می نوشتم. عصر جمعه بود و با دوچرخه بیست و هشت از دفتر روزنامه به خانه برمی گشتم در حالی که چشم ها و سرم پر از تصاویر آنگلوپولوس بود. تازه درگیر سینمایش شده بودم. توی خیابان راهنمایی با یک بنز صد و هشتاد تصادف کردم. یک ساعت بعد در اورژانس بیمارستان امام رضا، مریم ب صورتم را دوخت. برای من که تجربه بیمارستان را نداشتم، لحظه هولناکی بود. مریم ب وسط بخیه از من اسم فیلمساز مورد علاقه ام را می پرسید و درباره سینما حرف می زد. او حتما غیر از پرستاری، به معلمی هم آشناست بی آن که خود بداند. درست مثل «ملیحه چ» که سال گذشته و پس از عمل جراحی ساده ای که داشتم، در لحظه های گنگ پس از به هوش آمدن روی تخت اتاق دویست و هفت بالای سرم بود، کمی بعد دیدم کیف کوچک زیپ دار آبی رنگی شبیه یک جامدادی کنارم است، داخل کیف دو سرنگ آماده ی تزریق داروی مسکن بود که خانم «چ» جهت احتیاط برایم گذاشته بود و رفته بود. «مریم ب» ها و «ملیحه چ» ها را معمولا نمی توان دوباره پیدا کرد، صدایشان زد، چیزی به آن ها گفت. آن ها متعلق به جایی دیگرند، مثل رگه ای از آفتاب، می آیند توی تاریکی یک آدم و می سرند روی روزهایی که بیش از همیشه احساس بی پناهی می کنیم و بعد، از گوشه اتاق بی صدا می روند بیرون. پرستارها مثل اولین فیلم های صامت دنیا پر از عشق اند، پر از لطافتی غیر قابل وصف که تماشایشان برای ده بار هم خسته ات نمی کند، اما عموما خودشان از فشار آکنده اند، چرا که همیشه با بدترین وضعیت ممکن در آدم ها مواجه اند، به جای دیدن عافیت، رنج ها را لمس می کنند، استرس ها و اضطراب ها را: مدام و هر روز. مورد پرسش و توقع بی شمار همه هستند: از پزشکان تا خانواده بیماران. حافظه آن ها پر است از تصویر زخم، تصویر خون، تصویر صورت های رنگ پریده، معادلات مجهول و بی جواب پزشکی که حتی در خواب شبانه هم ممکن است آن ها را رها نکند. برنامه خواب و غذایشان به هم ریخته است و برخی از آن ها به سندرم «سی.اف.اس» مبتلا می شوند؛ وضعیتی پزشکی که نشانه اصلی آن خستگی مفرط و مزمن حاصل از فعالیت ذهنی و جسمی شدید و مکرر است. به آن ها چه می دهیم در مقابل واریس پاها و دستمزدهای اندک و معوقه های فراوان؟