اریک چاکین و اشیای انتزاعی

 

eric


در صور خیال طیف های متعلق به صورتی/ارغوانی برای نشان دادن پیوستگی، توافق و آمیختگی به کار بسته شده است و همواره با منزلت، جلال و قدرت ارتباط تنگاتنگی داشته است، چه آن زمان که در قالب سرخابی تیره در ارتباطی نمادین با چاکرای هفتم، به نقطه تمرکز انرژی معنوی اشاره می کند و چه آن زمان که به عنوان رنگ صورتی و در ترکیبی از قرمز و سفید تداعی گر بردباری، عشق و آرامش در فرهنگ های مختلف دنیا به عنوان زبان مشترک نمادها بوده است. عکس «اریک چاکین» عکاس روزنامه های ووگ، بیت و نیویورک تایمز نیز به دلیل چارچوب هوشمندانه و حذف تمامی اطلاعاتِ اتفاق روزمره، هویت انسانی و حتی شغل - که پیرامون این ابژه های صورتی در جریان است - کارکردی نمادین پیدا می کند و بار دیگر اهمیت کراپ و تصمیم گیری بدوی عکاس در مدیریت چارچوب قاب خود را گوشزد می کند. با این تصمیم هوشمندانه، عکس از بستری اجتماعی خارج می شود و از اطلاعات درباره فردیت ها، شغل، تبلیغات و فرهنگ عامه تهی می شود و به سمت عکس های طبیعت بی جان (با چاشنی انتزاع گری) گرایش پیدا می کند، ژانری که به دلایل متعدد تاریخی و نشانه شناسی از بداعت های بصری لبریز است و آثار مشهورش در نقاشی مورد استناد اندیشمندانی چون هایدگر و دریدا در مقاله هایشان بوده است. چاکین نیز در اغلب کارهایش با هدف سرگرم کردن و برانگیختن حس مخاطب، به سازمان دهی رمزگان ها و بازنمایی اشکال هندسی در جهت نمایشی انتزاعی از طبیعت بیجان مشغول است. انتزاع از این بابت که عکس برخوردار از اشیایی است که در نگاه اول نامشخص اند و کشف چیستی آن هاست که به مخاطب لذت درک عکس را می دهد و در فرم و شکل آن ها توسط زاویه دید عکاس یا نور اغراقی صورت گرفته است. علت این خصایص را باید در گرایشات تجاری چاکین نیز دانست؛ او یک عکاس تبلیغات نیز هست و با برندهای معتبر دنیا کار می کند و به طور کلی این عکاسی در خدمت نمایش محصولات و اشیا در جهت جلب بیشتر مخاطب از طریق نوع به کارگیری فرم های جذاب، رنگ ها و طیف های اغواگر است. تلاش چاکین برای ایجاد بعد بلاغی تصویر و نمادین کردن ابژه ها - پشمک ها - یکی از هدف های دیرینه مستندسازی اشیا بوده است که عمدتا ملهم از نقاشی های طبیعت بیجان در قرن هجدهم و نوزدهم است. تلاش هایی که در قرن بیستم توسط هنرمندان آلمانی در نقاشی های رئالیستی تداوم بخشیده شد و عمدتا چنین ویژگی هایی داشت: نماهای نزدیک، وضوح جزییات، اهمیت نور، حذف سایه ها و در نهایت تمرکز بر جامعه معاصر. چیزهایی که در عکس اریک چاکین نیز دیده می شود، حتی با حضور مبهم سایه (خود عکاس؟) به عنوان انتزاعی دیگر از دنیای بیرون قاب.