نگاهی اجمالی به نمایشگاه هنرجویی سیاه مشق در گرگان
IMG_20180504_092549_657
عکس: فرزانه فطرت

IMG_20180504_092545_054
عکس: المیراسادات افضلی

یازده هنرجوی شیفته عکاسی از جمع بیست و نه نفره کلاس عکاسی مقدماتی انجمن عکاسان گلستان تحت نظر استاد مهربان و پر تجربه شان «محسن کابلی» به تکوین مباحث کلاس در قالب کار عملی پرداخته اند که ماحصل این تلاش، برپایی نمایشگاه گروهی عکس «سیاه مشق» در تالار فخرالدین اسعد گرگانی است.
رویکرد انتخاب شده برای این آثار مستندگرایانه است، در این رویکرد با شواهدی از توجه به احوالات انسان در زندگی قومی مواجهیم، در این نورانداختن بر زندگی مردمان ساده و کم امکانات روستاها کارکرد دیرین عکاسی مستند یعنی سندی برای مطالعه عینی وضعیتی خاص از زندگی و جلب مشارکت و توجه مخاطبان این عکس ها به کمک به مردم ساده زیست دیده می شود و حاصل این پرسه زنی عکاسان جوان در روستا و زندگی حومه، شکلی از تجلی انسان شناسی و انسان دوستی است که در قالب عکس های متنوع و متکثر نمایشگاه می تواند به یک پارادایم تبدیل شود، مفهومی که «توماس کوهن» از آن به عنوان فضایی که هر کسی با ادراک و علم خود سنگی را بر روی سنگ قبلی می گذارد تا بنای بلندتری شکل گیرد و مثالی بر مثال های قبلی افزوده شود، یاد  می کند.
این نوع عکاسی مستندگرایانه که بر پایه سفر و سرک کشیدن به زندگی حومه شکل گرفته یکی از روش های دیرینه ای است که عمر آن به نیمه دم قرن نوزدهم بر می گردد و جالب است که «گراهام کلارک» از آن به عنوان مصداقی برای ربودن صور فرهنگی فرودستان یاد می کند. البته که با توجه به هدف والای این عکاسی، روح کمک و اصلاح نقایص و آرمان خواهی برای زندگی روستاییان در آن نهفته است و می توان گفت این عکس ها شاهدی صادقانه بر زندگی مردمانی است که بواسطه جوهره تلاش و امیدشان باید تکریم شوند. همان طور که در عکسی از «المیرا سادات افضلی» - که مرا یاد شکوه نهفته در عکس "مرگ تدریجی" هِنری پیچ رابینسون می اندازد –  با جلوه ای از امید و شفاعت مواجهیم که اراده و توسل انسان را بزرگتر از ذلت مرگ می بیند، یا در عکس «ارغوان کردی»، پاسداشت قومیت به صورت یک نمود فرهنگی ظریف – بسته شدن پرچم ایران روی ساز – به چشم می خورد، و در عکسی از «فرزانه فطرت» روح همکاری و هم دلی و تسهیم شادمانی زندگی بواسطه ترکیب خوب و حضور رنگ و استفاده از همه جای قاب برای ارائه اطلاعات دیده می شود. خصیصه بارز این نمایشگاه فقط این نیست، بلکه در جاهایی مثل عکس سیاه و سفید «ایمان اتک پور» یا عکس رنگی دیگری از «فرزانه فطرت» با نگاهی ذهنی مواجهیم که در شکلی کمینه گرا به همان هدف کلی عکس های مستند اجتماعی و قوم شناسانه می پردازند و به خوبی از محیط اطراف و پسزمینه به عنوان نقشی مهم در بیان حالت استفاده کرده اند حتی اگر بر خود فرد در پیشزمینه مستولی شده باشند. 
در نهات این که این تلاش خوب کلاسی به نمایشگاهی انجامیده که تصویری از میراث و فرهنگ ما را در قالب پرتره محیطی، طبیعت و... در اختیار آینده قرار می دهد.