یزد نوشت | یک
IMG_2503aa

یزد گنج هاش را با سخاوت تمام هدیه می دهد، فرقی نمی کند توی کوچه ای بن بست باشی یا زیر ساباط یا کنار تابلویی فرسوده و بد اقبال در صحرا که باد و آفتاب کمرش را خم کرده و زنگارِروی تن اش از زخم هاش حکایت دارند.
تصویر من از شترها به ده – دوازده سالگی بر می گردد، آن هم از پشت شیشه مسدود قطار - آن جا پدر به من گفت که شتر نماد گنج است و مجموعه شتران در حال عزیمت؛ راه قافله را نشان می دهند، آن روزها از پشت شیشه قطار و در فاصله چند صد متری از شترها، همان قدر شگفت زده شدم که امروز و تماشای این قافله ی مرموز در فاصله سی متری ام. دنیایشان زیبا بود، گاهی پایشان در سنگلاخ صحرا گیر می کرد و سکندری می خوردند و گاهی از نزدیک شدن ما آدم ها یکه می خوردند.
 باید اما فقط تماشایشان می کردم.
عکس را در صحراهای حومه یزد ثبت کرده ام