گزارش روزنامه «شهرآرا» درباره نمایشگاه متعلقــات
Farzaneh_Farah_Bakhshi
متعلقات/ عکس:فرزانه فرحبخشی

روزنامه شهرآرا در شماره ۱۲۲۸ خود مورخ دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۲ گزارشی از نمایشگاه گروهی عکس متعلقات در مشهد به قلم مجید ادیبی  به انتشار رسانده است. ضمن سپاس از اهتمام و توجه این روزنامه محترم، به بازنشر این مطلب می‌پردازم:

هنر عکاسی در خراسان و به ویژه شهر مشهد، ‌در سال‌های گذشته رشدی چشمگیری داشته است و هنرمندان شاخصی از این خطه به جامعه هنری کشورمان معرفی شده‌اند. از یک سو، کسب موفقیت‌های در‌خور توجه در جشنواره‌ها و رویدادهای داخلی و خارجی و از سوی دیگر، برپایی نمایشگاه‌های عکس و ارائه آثاری از هنرمندان عکاس مشهدی در این سال‌ها، توانسته نگاه بسیاری از منتقدان و صاحب‌نظران هنر را به این شهر معطوف کند.
در این سال‌ها، جریان آموزش عکاسی در مشهد حرکتی رو به جلو داشته و می‌توان از برگزاری کلاس‌های آموزش عکاسی در مشهد، به عنوان یکی از ظرفیت های بالقوه برای شناسایی استعدادهای هنری در عرصه عکاسی نام برد.
اکنون نگارخانه فردوسی مشهد، میزبان نمایشگاه گروهی عکس با عنوان متعلقات است که حاصل یک کارگاه آزاد عکاسی زیر نظر کیارنگ علایی است. 
این نمایشگاه از جمعه گذشته(22 شهریور) تا چهارشنبه این هفته (27 شهریور) دایر است و ۵۸ عکس از هنرجویان عکاسی، بر دیوارهای نگارخانه فردوسی آویخته شده.
داوود اشراقی، محمد حسین امین التجاری، نرگس حقیقی باوفا، علیرضا حسینی، سمیه ذوالفقاری، مریم سربیشه‌ای، سحر سقا، ناهید صدیقی، ندا صیامی، فرزانه فرح‌بخشی، محدثه قربانی، سعیده گلکار، مائده هندی، مریم وحید آفاق و سعید یعقوبی، هنرمندانی هستند که آثارشان را در «متعلقات» به نمایش گذاشته‌اند. هر چند که پیش از برپایی نمایشگاه،‌ آثار از سوی عکاسان مطرح کشور (هنرمندانی چون شهریار توکلی، فرامرز عامل‌بردبار، مهدی فاضل، سیدمجتبی خاتمی) به داوری گذاشته شدند.
برپایی نمایشگاه گروهی عکس «متعلقات» در نگارخانه فردوسی جهاد دانشگاه مشهد، بهانه‌ای شد تا با مدرس این دوره آموزشی؛ کیارنگ علایی هم‌کلام شویم...


Narges_Bavafa__1_
متعلقات/ عکس: نرگس حقیقی باوفا

* شما سال هاست که در زمینه تدریس عکاسی در مشهد،تهران و شهرهای دیگر فعالیت می کنید،‌ به نظر برخی از عکاسان، بخش قابل توجهی از هنرجویان عکاسی در مشهد ‌در این سال ها به شدت تحت تاثیر نگاه شما در عکاسی قرار گرفته اند. در نمایشگاه «متعلقات » هم تقریبا این نگاه وجود داشت. نظر شما در این باره چیست؟ در صورت رد یا قبول این نظر دلایل تان را توضیح دهید.

نگاه من در عکاسی در نمایشگاه های انفرادی که برگزار می کنم قابل استناد است، آخرین نمایشگاه من – که قاعدتا نگاه امروز من را یدک می کشد - در شهریور سال گذشته در گالری طراحان آزاد تهران برگزار شد، خوشبختانه همه نمایشگاه هایم نیز با انتشار کتاب همراه بوده و از این بابت کارها هنوز قابل ارجاع و بررسی است. گمان نمی کنم حتی یک تک عکس در این نمایشگاه باشد که با پارامترهای شخصی من در نمایشگاه هایم شبیه باشد. ممکن است برخی از دوستان «خلاصه گویی و ترکیب های خلوت» را به من نسبت دهند اما حقیقتا این ویژگی ها مال من نیست، متعلق به سی و چند سال قبل است و به کرات در عکاسی مدرن جهان دیده شده است. اما اگر منظورتان تکرار عناصر و ساختارهای بصری در آثار هنرجویانم است که در برخی تک عکس های من نیز دیده می شود، در این صورت اگر بازه این قیاس را کمی فراتر ببرید، متوجه می شوید که میان آثار هنرجویانم و آثار خیلی از عکاسان ایرانی نیز شباهت های ساختاری وجود دارد. من نام این را « گرایش به ویژگی های عکاسی معاصر» می گذارم. عکاسی معاصر عقبه ای چندین ده ساله دارد و جریان های متعددی در نیمه دوم قرن گذشته منجر به شکلی از عکاسی شده اند که ما نام آن را فعلا «عکاسی معاصر» می گذاریم. نحوه رمزگان اشیاء، برداشت هرمنوتیک، تغییر شکل بیانیه و متن در همراهی عکس، سرپیچی تعمدی از کلیشه ها و سنت های عکاسی مستند، تبدیل شدن عکس به دستگاهی از نمادها و نشانه ها، و از همه مهم تر میل به تقلیل گروی به زعم من برخی از ویژگی های عکاسی معاصرند که جای تامل دارد.
من در کلاس هایم روی عکاسی معاصر بیشتر می ایستم و وقت بیشتری را در بررسی این آثار می گذارم. کارهای مهم این دوران را به بچه ها نشان می دهم و نقدها و دیدگاه های آن ها را روی این کارها طلب می کنم. لذا کارهای بچه های من شبیه من نیست! احتمالا شباهت هایی به عکاسی معاصر دارد. اگر آثار خیلی از عکاسان ایرانی را جستجو کنید، می بینید که همین شباهت ها در کارهای آنان نیز وجود دارد و در این صورت آیا باید گفت این هنرجویان شبیه آنان عکاسی می کنند؟ مطمئنا: خیر! این یک «اسلوب» است که هنر معاصر روی سر ما می ریزد و طبیعتا شباهت هایی در «زبان» بوجود می آورد. 

* در نمایشگاه متعلقات، بیشتر مجموعه عکس هایی که به نمایش گذاشته شده بود،‌ موضوع هایی مثل مرگ و ‌زندگی شهری نمود ویژه ای داشت. آیا از قبل انتخاب این موضوع ها تعیین شده بود یا دلیل دیگری برای آن می توان متصور بود؟

موضوعات این کارگاه آموزشی از قبل تعیین نشده بود و پس از ارائه کار در هر جلسه توسط هنرجویان کارگاه، به انتخاب موضوع بعدی فکر می کردم. طبیعتا انتخاب این موضوع ها بر اساس ضعف های هنرجویانم بود، نه قوت هایشان.
من دنبال عکس ترتمیز و شیک در این نمایشگاه نبودم. همه هدف من این بود که بچه ها را به چالش و اصطکاک با موضوعات نزدیک کنم و آن ها را در موضوعاتی محک بزنم که می دانستم در آن ها ممکن است دچار مشکل شوند. بچه ها باید تجربیات بیشتری در برخورد با موضوعات کسب می کردند. آن ها را به ایده پردازی دعوت می کردم و می کوشیدم بر اساس علاقه شخصی شان به عکاسی مستند یا عکاسی صحنه پردازی شده به ارتباط بصری در قاب هایشان نزدیک شویم.

* آثاری که در نمایشگاه « متعلقات» ارائه شده بود دارای سطوحی مختلفی از لحاظ تکنیکی و محتوایی بود. به نظر می رسید سطح برخی آثار از حد و اندازه های یک کار کارگاهی فراتر نرفته و برخی سطحی به مراتب بالاتر داشت. نظر شما در این باره چیست؟

این امری کاملا طبیعی و اجتناب ناپذیر است. این نمایشگاه ماحصل یک دوره آزاد بوده است نه یک کلاس دانشگاهی چند ترمه. در این دوره عکاس جوانی را داشته ایم که چند ترم در دانشگاه درس عکاسی خوانده و تجهیزات فنی خوبی نیز در اختیار داشته است، و دوست دیگری را نیز داشته ایم که با یک دوربین بسیار ساده و فقط با گذراندن یک دوره مقدماتی آموزشگاهی به این کارگاه آمده است. سطوح فنی بچه ها کاملا با هم متفاوت است و به همین دلیل نام این نمایشگاه «گروهی» است. عده ای همه وقتشان را در طول این چند ماه صرف تمرین های کلاس کردند و برخی طبیعتا در حاشیه زندگی و گرفتاری های شخصی شان به کار می پرداختند. یکسان سازی سطح فنی آن ها میسر نبود مگر اینکه آن ها را از این نظر غربال می کردیم، که خب من با این مساله موافق نبودم.

* آثار پیش از نمایش داوری شده بود و اتفاقا داوران هنرمندان برجسته ای از عکاسان مشهدی و تهرانی این کار را انجام داده بودند،‌ به طور کلی چه معیارهایی در انتخاب آثار برای نمایشگاه مد نظر بود؟

این، شکل جدیدی بود که دوست داشتیم تجربه کنیم. البته پیش از این نمایشگاه نیز اغلب نمایشگاه هایی که حاصل خروجی کلاس های استاد حمیدرضا گیلانی فر در مشهد برگزار شده، توسط یک گروه پنج نفره داوری شده است. اما در این کارگاه از عکاسان به نام در داوری استفاده کردیم و بچه ها واقعا همت کردند و این کار سخت را آسان کردند. شهریار توکلی با فروتنی پذیرفت که این کار کوچک ما را داوری کند و در کنار عکاسان خوبی چون فرامرز عامل بردبار، مهدی فاضل و سید مجتبی خاتمی جلسه داوری را به یک کلاس خیلی خوب گپ و گفت علمی درباره عکس ها تبدیل کردند.
من فکر می کنم این جلسه داوری حاصلش خیلی بیشتر از تمام این دوره برای بچه هایم بود. چرا که در حضور خودشان نحوه داوری، گفتگوها، و  بحث ها را می دیدند و می توانستند در این جلسه تجربیاتی را فراتر از عکاسی میدانی کسب کنند.
معیارهای انتخاب؛ ارتباط با موضوع، داشتن نگاه و درکی نسبت به پروژه تعیین شده، حداقل ارتباط میان اجزای فنی، ترکیب و تکنیک مناسب بود که از میان سیصد اثر ثبت شده در طول این کارگاه، نهایتا پنجاه و هشت اثر (تک و مجموعه عکس) توسط داوران انتخاب و روی دیوار رفت.
اطهره سادات دشتی [ ۳۰ شهريور ۱۳۹۲ ]

بسیار عالی!
حیف که نبودیم...


محمدحسین اسکندری [ ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ ]

...من دنبال عکس ترتمیز و شیک در این نمایشگاه نبودم....
سلام و درود بر استاد علایی بزرگوار:
پاسخ به سوالات ارائه شده بسیار سنجیده و گویا بود.همچنین برایم بار آموزشی بهمراه داشت.
همواره بر قرار باشید.


didehban [ ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ ]

سلام و درود بر کیارنگ عزیز.
بسیار سنجیده و بجا... از پاسخ سئوالات استفاده بردم.
اجازه میخواهم اضافه کنم، همانطور که گفتی شیوه و توجه تو بیشتر به عکاسی معاصر است ... عکاسی که خود می تواند حتی با معاصر بودنش به گونه دیگری هم ساخته و پرداخته شود. بنابراین هر استادی دارای سبک و روشی است که آن را به شاگردان خود خواسته و نا خواسته ارائه می کند . چون جژء جدا نشدنی از ماهیت هنری و علمی اوست... و این هیج اشکالی نمیتواند داشته باشد .. چرا که همگان آزادانه با توجه به گرایش و علاقه خود روش و استاد را برای آموزش انتخاب می کنند.
ارادتمند کیارنگ عزیز


امید سریری [ ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ ]

درود و تبریک فراوان.


مهران مافی بردبار [ ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ ]

بسیار لذت بردیم استاد.حیف که راه دور بود و نشد که نمایشگاه را ببینیم.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.