نگاهی به عکسهای «ترسا زافون»
ترسا زافون از آن دسته عکاسان آماتوری است که سالها است با غنای تکنیکی بالا و خیره کنندهای دست به تجربه و توسعه دنیای بصری خود زده است.
او خود عکاسی را بهترین راه برای توضیح داستانها، احساسها، دیدهها و لذتهایی میداند که در برخورد با آدمهای مختلف با فرهنگهای متفاوت تجربه کرده است. ترسا زافون یک عکاس خود آموخته است که به دسته بندیهای مختلفی از عکاسی علاقه مند است اما برآیند کارهای او در این سالها بیشتر متمرکز بر عکاسی مناظر، و مردم نگاری بوده است. او چهار نمایشگاه انفرادی در فاصله سالهای 2005 تا 2010 برگزار کرده است.
زافون اساسا یک عکاس مسافرتی است (Travelling photographer) که بیشتر وقتش را صرف سفر به نقاط دور و نزدیک میکند و همواره یکی از لذتهایش آشنایی با آدمهای مختلف از فرهنگهای مختلف است.

عکسهای او نیز اکثرا حاصل سفرهای او هستند. فرهنگ عامه و جلوههای روزمره زندگی مردمان از موضوعات مشترک آثار اوست. مجموعههای او از کوبا، تگزاس، نامیمبیا، شیلی، و ونیز جملگی بر یک چیز دلالت دارند: افزایش جذابیتهای عمومی عکاسی.
به نظر میرسد زافون از آن دسته عکاسانی است که جلوههای بصری عکاسی را بر غنای مفهومی آن ترجیح داده است، اگرچه نمیتوان به طور کلی عکسهای او را فاقد مفاهیم خاص و پیام عکاسانه دانست، اما آنچه در مرور عکسهای متفاوت او در این سال ها نشان میدهد این است که تاکید و توجه خانم ترسا بیش از هر چیز بر رعایت تکنیک است و او را می توان از آن دسته عکاسانی دانست که معتقدند با تکنیک مناسب، هر موضوعی، جذاب و معنا دار به نظر خواهد آمد.
باری، عکسهای خانم ترسا چندان خالی از فلسفه هم نیستند، نگاه ساده و بی پیرایهی او به پیش پا افتاده ترین اتفاقات اطراف، خود باعث نوعی کاوش در ساده ترین لایه زندگی میشود؛ آنگونه که عبور پیرزنی از عرض یک جادهی کم رفت و آمد، میتواند چنین با شکوه، دستمایه تولید عکسی در خور گردد(عکس فوق).
یا در عکسی از تابلوی نئون یک هتل کوچک، فرو ریختن نور و فرا رسیدن شب را در تضاد میان تابلوی نئون هتل و غروب غمزدهی پسزمینه نمایش میدهد.

اینچنین است که در عکس دیگری از ساحل بارسلونا به زبان بصری درخشانی دست مییابد و جدایی و افتراق اجتناب ناپذیر آدمها را در زندگی امروز به خوبی بیان میکند؛ آدمهایی که به سادگی از کنار هم عبور میکنند بی آنکه بر سرنوشت یکدیگر درنگ کنند.

به نظر میرسد این عکاس جوان در همهی کارهایش نیم نگاهی به تنهایی انسان معاصر دارد و در پی بازنمایی آن به سادهترین شکل ممکن است. چیزی که در عکس او از پیرزن در حال عبور از جاده نیز به خوبی قابل لمس است؛ جادهای بی انتها و ابرهایی که بر هراس این راه میافزایند. تابلوهای نشان در دو طرف جاده که گویی به هیچ کاری نمیآیند و قهرمان عکس، بی توجه به همهی اینها راه خود را میرود. تصویر خانم ترسا از انسان، تصویری بی بدیل و استوار است. قهرمان سالمند او با گامهایی مطمئن در عکس حاضر میشود، گویی به میهمانیای خوانده شده که برای رسیدن به آن باید از راههای بسیاری گذر کند.
این عکس و دیگر عکسهای ترسا متاثر از فضاها و نشانههای مشترک تصویری عکاسان معاصری است که چون او در اسپانیا زندگی میکنند، پرسپکتیوهای بی انتها، تاکید بر خطوط، و سازمان دهیهای بسیار آراستهی تصویری از جملهی این خصوصیتها است. از دیگر ویژگیهای آثار او بازنمایی صحیح و جذاب «زمان» است. عکسهای او دارای خصیصه زماناند.

استفاده مناسب او از سایه، نور محیطی، و تنالیتهای که بواسطه نور در موقعیتی خاص تولید میشود قابل توجه است. تسلط او بر تکنیک عکاسی و بهره گیری مناسب از فیلترها موجب ایجاد فضاسازی خوبی در عکس ها شده است. استفاده از فیلتر قرمز برای افزایش کنتراست در عکسهای سیاه و سفید و بهره گیری از فیلترهای اصلاح کلوین در عکسهای رنگی او برای افزایش دمای رنگ محیط و دستیابی به تنالیتههای گرمتر، از نکاتی است که در آثار ترسا دیده میشود.
عکسهایی اینچنین که متکی بر حضور بلامنازع نور و کنتراستهای بالا و خیره کننده هستند، به نظر میرسد با این هدف روانه دنیای ما میشوند که چشمها را تسخیر کنند و تواناییهای تکنیکی عکاسی را به رخ کشند.
«جذابیت» عامل اصلی و منحصر به فرد این عکسها است، در این عکسها نیازی نیست حتما سررشته معنا را پیدا کنیم و به دنبال تاویل آن باشیم، گاهی عکسها ثبت میشوند تا چیزی به نام «لذت بصری» در عکاسی معنا پیدا کند.
زافون اساسا یک عکاس مسافرتی است (Travelling photographer) که بیشتر وقتش را صرف سفر به نقاط دور و نزدیک میکند و همواره یکی از لذتهایش آشنایی با آدمهای مختلف از فرهنگهای مختلف است.

عکسهای او نیز اکثرا حاصل سفرهای او هستند. فرهنگ عامه و جلوههای روزمره زندگی مردمان از موضوعات مشترک آثار اوست. مجموعههای او از کوبا، تگزاس، نامیمبیا، شیلی، و ونیز جملگی بر یک چیز دلالت دارند: افزایش جذابیتهای عمومی عکاسی.
به نظر میرسد زافون از آن دسته عکاسانی است که جلوههای بصری عکاسی را بر غنای مفهومی آن ترجیح داده است، اگرچه نمیتوان به طور کلی عکسهای او را فاقد مفاهیم خاص و پیام عکاسانه دانست، اما آنچه در مرور عکسهای متفاوت او در این سال ها نشان میدهد این است که تاکید و توجه خانم ترسا بیش از هر چیز بر رعایت تکنیک است و او را می توان از آن دسته عکاسانی دانست که معتقدند با تکنیک مناسب، هر موضوعی، جذاب و معنا دار به نظر خواهد آمد.
باری، عکسهای خانم ترسا چندان خالی از فلسفه هم نیستند، نگاه ساده و بی پیرایهی او به پیش پا افتاده ترین اتفاقات اطراف، خود باعث نوعی کاوش در ساده ترین لایه زندگی میشود؛ آنگونه که عبور پیرزنی از عرض یک جادهی کم رفت و آمد، میتواند چنین با شکوه، دستمایه تولید عکسی در خور گردد(عکس فوق).
یا در عکسی از تابلوی نئون یک هتل کوچک، فرو ریختن نور و فرا رسیدن شب را در تضاد میان تابلوی نئون هتل و غروب غمزدهی پسزمینه نمایش میدهد.

اینچنین است که در عکس دیگری از ساحل بارسلونا به زبان بصری درخشانی دست مییابد و جدایی و افتراق اجتناب ناپذیر آدمها را در زندگی امروز به خوبی بیان میکند؛ آدمهایی که به سادگی از کنار هم عبور میکنند بی آنکه بر سرنوشت یکدیگر درنگ کنند.

به نظر میرسد این عکاس جوان در همهی کارهایش نیم نگاهی به تنهایی انسان معاصر دارد و در پی بازنمایی آن به سادهترین شکل ممکن است. چیزی که در عکس او از پیرزن در حال عبور از جاده نیز به خوبی قابل لمس است؛ جادهای بی انتها و ابرهایی که بر هراس این راه میافزایند. تابلوهای نشان در دو طرف جاده که گویی به هیچ کاری نمیآیند و قهرمان عکس، بی توجه به همهی اینها راه خود را میرود. تصویر خانم ترسا از انسان، تصویری بی بدیل و استوار است. قهرمان سالمند او با گامهایی مطمئن در عکس حاضر میشود، گویی به میهمانیای خوانده شده که برای رسیدن به آن باید از راههای بسیاری گذر کند.
این عکس و دیگر عکسهای ترسا متاثر از فضاها و نشانههای مشترک تصویری عکاسان معاصری است که چون او در اسپانیا زندگی میکنند، پرسپکتیوهای بی انتها، تاکید بر خطوط، و سازمان دهیهای بسیار آراستهی تصویری از جملهی این خصوصیتها است. از دیگر ویژگیهای آثار او بازنمایی صحیح و جذاب «زمان» است. عکسهای او دارای خصیصه زماناند.

عکسهایی اینچنین که متکی بر حضور بلامنازع نور و کنتراستهای بالا و خیره کننده هستند، به نظر میرسد با این هدف روانه دنیای ما میشوند که چشمها را تسخیر کنند و تواناییهای تکنیکی عکاسی را به رخ کشند.
«جذابیت» عامل اصلی و منحصر به فرد این عکسها است، در این عکسها نیازی نیست حتما سررشته معنا را پیدا کنیم و به دنبال تاویل آن باشیم، گاهی عکسها ثبت میشوند تا چیزی به نام «لذت بصری» در عکاسی معنا پیدا کند.
ممنون از متن زیباتون ...
سلام کیارنگ
بهار شور و عشق و مستی بر تو مبارک
سلام استاد. ممنون از زحمات شما. واقعیتاش ایناستکه بهخاطر گرفتاریها و مشغلههای فراوان این روزهایام، تازه الان توانستم این متن زیبا را بخوانم و واقعاً همچون همیشه، همآنند یک کلاس درس از آن استفاده کردم. خدا نعمت وجود تو عزیز را از ما نگیرد.
سلام
سال نو با تاخیر مبارک
ممنون به خاطر درس جدید و جذابی که به نمایش گذاشتید
سلام چقدر زیبا به عکسها نگاه میکنید.موفق باشید
سلام ، سال خوبی برای شما آرزو دارم ، نقد و معرفی آموزنده و دلپذیری بود . ممنون
خواندم نوشته خوبتون رو.
عکس تابلوی نئون رویای سفری رویایی را تداعی می کرد و آرامش مقدس تنهایی انسان در بیابانهای دور از هیاهوی شهر
نقد زیبایی داشتید
به راستی چرا در ادوار گوناگون ودر عصر ما موضوعات به این شکل جهت دهنده ی مسیر ما هستند که در منجلاب تکرار فریادها و شکوه هایمان دوباره فریاد بزنیم.تکرار فریادهایی که گویی فقط و فقط انسان را منحرف به طوفانی دیگر میکنند.
سال نو مبارک این عکسها مفهوم زیبایی دارند ممنون به خاطر توضیحات مفیدتان
حیف شد این متن چه زود تموم شد!
شوق باز شدن یک صفحه خاکستری با یک متن جدید در ظرف زمان چه زود خالی شد.
ومتشکرم استاد محترم.
سلام استاد بزرگوار .
نوشته های شما بر عکسهای مختلف درست مثل یک قهوه جا افتاده لذت بخش است ،
اینبار هم مثل همیشه آموختم و لذت بردم
عکسهای سوم و چهارم را خیلی دوست دارم
آرزومند روزهای روشن برای شما در سال نو
فقط در یک کلام میتونم بگم عالی بود...
با تبریک مجدد سال نو.
علاوه بر لذت بصری، نکات بسیار جالبی را یاد گرفتم.
سپاسگذارم استاد.
واقعا " نیازی نیست حتما سر رشته معنا را پیدا کنیم " ؟...شاید...
درود ، ممنون از آموزه های ارزشمندتان ، بسیار لذت بردم .
سلام وسلامتی
زحمت کشیدید استاد متشکر
سال خیری برایتان امیدوارم
haaz kardam, aliii
hamishee asheghee in fazahaa boodam, merc az inkee be maam aksaroo neshun dadin ostaad
مثل همیشه، پیام و کلام شما، عکس ها را دیدنی تر کرد. ممنون بابت معرفی آثار او؛ و تشکری ویژه که وقت تان را برای آموزش نگاهِ ما صرف می کنید.
بهترینها
سفر و عکاسی به نقاط مختلف این جهان زیبا آرزوی من است...
به امید آن روز...
به راستی اینقدر محو معنا شده ایم که کمتر به زیبایی بصری عکس توجه می کنیم...
گاهی معنا مانع می شود که ما فکر کنیم برای چه عکاسی می کنیم...
و این سوال را فراموش کنیم که
آیا عکاسی فقط رساندن معناست؟؟؟
تلاش کنیم برای گرفتن عکس ایی که در نگاه اول .. می توان حس مخاطب را از چهره اش دریافت...
ممنون از شما به خاطر اطلاعات خوب و عکس های زیبا...
عید بر شما مبارک...