۲۰ آذر ۱۳۸۸
مادر از نگاه چند عکاس آماتور
موضوع به همین سختی است: مادر.
هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند دشواری به تصویر کشیدن مادر را به‌واسطه دوربین یا قلم توصیف کند. چرا که همه این‌ها ابزارند، واسطه‌اند، نامحرم‌اند! اما شاید تلاش برای بازنمایی وجهی از مادر یا توجه به نقش مادر در خانه یا اجتماع بتواند راه‌گشای ثبت تصاویر معنا‌دار با دوربین عکاسی باشد.
این عکس‌ها گزیده‌ای است از نگاه دانشجویان دانشگاه فردوس مشهد که در دومین پروژه عملی خود، انگاره‌های خویش را نسبت به «مادر» بیان کرده‌اند.
بیش از هر چیز دوستدار صداقت و صراحتی هستم که ذاتا در این نوع عکاسی وجود دارد، یعنی عکاسی صرفا برای عکاسی، نه برای هیچ مقصود دیگری! چیزی که در روح عکاسی آماتوری نیز وجود دارد.
از همه بچه‌ها که شیفتگی مرا با عکس‌هایشان گسترش می‌دهند سپاس‌گزارم.

samane_kameli.jpg
سمانه کاملی


toloo.jpg
سمانه طلوع برکاتی


zahra_keshmiry.jpgزهرا کشمیری


zahra_2.jpg
زهرا کشمیری

sepideh_hakim_attar2.jpg
سپیده حکیم عطار

hosein_yazdi.jpg
حسین یزدی

ghasem_barati.jpg
قاسم براتی

sepideh_hakim_attar.jpg
سپیده حکیم عطار

sima_kermani.jpg
ریحانه فیروز‌فر

samane_khedmatgozar_.jpg
سمانه خدمتگزار

soleimani.jpg

سمیه سلیمانی

sima__.jpg

سیما کرمانی صانع

azade_jalali.jpgآزاده جلالی

sherafati.jpg

علیرضا رجعتی

elham_naghayee.jpg
سمانه قدمیاری

farshid_minooyee.jpg
فرشید مینویی

sepideh__1_.jpg
سپیده حکیم عطار

ghazi_dezfuli.jpg
مریم السادات قاضی دزفولی

sima_kermani_3.jpgبنت الهدی ایزد پرست
اکرم [ ۰۲ دى ۱۳۸۸ ]

این موضوع بسیار وسیع است.از انتخاب این موضوع سپاسگذارم.نگاه زیبایی در این عکس ها بود.ممنون


محمدصادق یارحمیدی [ ۲۸ آذر ۱۳۸۸ ]

بسیار زیبا و دلنشین و سرشار از احساس بودند ، واقعن از دیدن این عکس ها لذت بردم ، آفرین به این حس و حال ، آفرین به این شاگردان خلف و آفرین به شما استاد بزرگوار


هادی مظفری [ ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ]

شوقم را وقتی به فریاد کشیدی که موضوع مادر را برای بچه هایت انتخاب کردی ، و فریادم را وقتی به شوق رساندی که شاگردانت را (بچه هایت) خطاب کردی. صداقتی در این دو واژه -مادر و بچه - بود ، که تو..... خوب آن را می شناسی.


خلیل خسروانی [ ۲۵ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام . بسیار دیدنی و نو . ممنون کیارنگ خان عزیز


جاوید خدمتی [ ۲۴ آذر ۱۳۸۸ ]

هنرمند عزیز جناب آقای علایی: یکی از زیباترین مجموعه هایی است که دیدم البته اگر روزی زمینه ای فراهم شود که خیلی از عکاسان دیگر هم برداشت خود را از مادر بیان کنند بمراتب قابهای مقدسی آفریده خواهد شد .ممنون از حسن سلیقه و نیت مبارک شما.


یاوری فر [ ۲۴ آذر ۱۳۸۸ ]

سمانه خدمتگزار
امروز روشن و پر از موفقیت و سرشار از احساس
و حس هنری شما خبر از فردایی روشن تر می دهد.


شیرین رمضان نژاد [ ۲۴ آذر ۱۳۸۸ ]

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.
صدایش
به شکل حزن پریشان واقعیت بود.
و پلک هایش
مسیر نبض عناصر را
به ما نشان داد.
و دست هایش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را
به سمت ما کوچاند.
سپاس استاد.
سپاس از تمامی آموزه هایتان.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: این شعر عزیز چه ‌قدر برای همه درک‌ها و همراهی‌ها و اهتمام‌های شما شایسته است شیرین عزیز! قاب‌های متفکرانه و عمیق‌ات را همیشه دوست دارم: کیارنگ علایی.


روح الهمحمودی [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

دیدن عکسا ها و مقایسه نگاها واقعا لذت بخش هستن ... از عکس خانم مریم السادات قاضی دزفولی خیلی خوشم اومد ...


سلیمان گلی [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

جناب علایی عزیز.ممنونم


ساسان فهیمی [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

درود بر شما استاد گرامی برای ارائه ی این کلکسیون روحانی و پراز لطافت . از عکس خانم سمانه طلوع برکاتی و عکس اول خانم سیما کرمانی صانع بخصوص بسیار لذت بردم.


بچه عکاس(محمد) [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

مادر=عشق+قداست


آرمان اصلاح پذیر [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

salam bad az modat ha dobare oomadam inja khoobid? kar ha hame khoob va jazab boodand man ham beroozam movafagh bashid


شیوا خادمی [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

لذت عکاسی برای من همین است: این که با دیدن عکسی به پرواز در می آیم، هنگامی که از همه چیز خسته می شوم! "مادر" را نمی توان توصیف کرد از بزرگی اش، شاید فقط بتوان آن را به تصویر کشید. من واقعا لذت بردم. خسته نباشید.


اسحاق آقایی [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد... چه زیبا بود لحظات ناب مادرانه در نگاه زیبای عکاسان خوش ذوق و مستعد.


سمیرا حاتمی [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

«مـــادر» کلمه ای که دلالت ضمنی بر بیشمار معنا را داراست. با وجود اینکه که عکاسی برای این مفهومـ سخت به نظر می آید درینجا با مجموعه ی متفاوت و متنوعی روبرو هستیمـ. به عقیده ی من عکس (دفتر تلفن) سیما کرمانی صانع و عکس (شناسنامه) آزاده جلالی به دلیل نگاه پنهان تر و کلمه وار، به این مقوله موفق تر به نظر می رسند. با تشکر


مهدی رضوی [ ۲۳ آذر ۱۳۸۸ ]

لذت بسیار بردم از دیدن این همه استعداد بالقوه عکاسی


@soheil [ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ]

واقعا خسته باشید...عالی و جدید بود. اولین بار بود که وبلاگتون رو دیدم ولی خیلی تعریفشو شنیده بودم و به حق تعریفی بود ....و کارها فراتر ازآماتور! از کارزهرا و فرشید هم لذت بردم...ممنون!


روشن [ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ]

دو نکته:
1- عکس سمانه خدمتگزار شاهکار است. البته ادعا ندارم که عکاس به همه ریزه‌کاری‌هایی که ما الان می‌بینیم، توجه کرده اما مگر اهمیت دارد؟ همینی که می‌بینم مهم است.
2- کنار هم قرار دادن عکس‌ها، خودش مدیومی جدید ایجاد می‌کند: فرض کنید قرار بود به همین عکس ها به صورت مجزا نگاه می‌کردید. به نظر می‌آید علیرغم اینکه خیلی از مشخصات یک مجموعه عکس را ندارد اما کنار هم قرار دادنشان باعث ارزشمندی مضاعف برای برخی از تک عکس ها می شود.
ممنون کیارنگ عزیز.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: دانشمند ارجمند؛ آقای دکتر روشن. از این‌که این‌جا هم ما را از آموزه‌های خود برخوردار می‌کنید ممنونم: کیارنگ علایی.


لعل بذری [ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام کیارنگ عزیز
از دلتنگی ما بابت ندیدن ات در این چندوقت چیزی نمی گویم حالا.
این عکس ها هم که دلتنگی آدم را بیشتر می کند، زمانه را هم که می بینی چه می کند با ما
با اینهمه اما دعوت به دیدن دنیاهای متفاوت در این جا از جانب تو-که لطف داری همیشه -خودش غنیمتی است رفیق نازنین

--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: حسین عزیزم! در این زمانه، چه قدر خوب است دریافت کلمه‌ای از تو: کیارنگ علایی.


منصوره معتمدی [ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ]

خیلی خوب بود. هم عکس ها هم نگا ه های متفاوت به مادر.


رضا عنصرسیار [ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ]

مادر واژه ای ست که اگر چه در عکاسی هر کس یک جور خاص آن را به تصویر می کشد ولی در ذهن ما همه زیباست و پایدار... همان طور که گفتم حال هر کس این زیبایی را یک جور می بیند.. یک جور خاص.. که مختص هر نفر است...


مصطفی پیوندی [ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ]

وقتی دربان دانشکده اجازه نمی دهد سر کلاست بنشینم... می شود این موضوع ها را به صورت فراخوانی عمومی در اینجا منتشر کنی؟به صورتی که برای همه امکان شرکت وجود داشته باشد؟ارزش فکر کردن بهش را دارد... روی ماهت را می بوسم


amir hajiabasi [ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام کیا جان واقعا لذت بردم از این همه خلاقیت در بیان ساده ترین موجود خلقت.خودش میتونه یک ایده باشه برای یک مسابقه بزرگ عکس .از عکسهایی که خیلی ساده به موضوع پرداخته بودند بیشتر لذت بردم.دستت درد نکنه.


شب نم [ ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ]

مادر / آن قدر بزرگ شده بود / که دیگر در آغوش زمین جا نمی گرفت / آسمان او را پذیرفت / بهمن 87 / شب نم به نیا


پروانه حسینی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

با درود. موضوعی سهل و ممتنع . اما هنرجویانتان از سطح آماتور فراتر هستند. بیشتر کارها عالی بود. عکس اول بیشتر به دل من نشست. کامیاب باشید


صابر قاضی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام استاد عزیز عکسهای خیلی خوبی بودن و دیدنشون خیلی واسم جالب بودن .عکس اول خیلی برام جداب تر بود .


محمدرضا امتنانی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

با سپاس از زحمات بی شائبه جنابعالی و تحسین عکاسان خوب این پروژه آنچه بیش از هر چیز برایم با ارزش میباشد همانا نوشته خوب جنابعالی در توصیف این پروژه واشاره تان به صداقت و صراحت عکاس و صرف عکاس بودنش بود .پایدار باشید .
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: استاد ارجمند آقای امتنانی عزیز! ممنون از لطف و ریزبینیتان: کیارنگ علایی.


سارا زند [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

عکس سمانه خدمتگزار واقعاً موفقه. نگاهش بسیار ساده، ولی گویاست و همین، رمز گیراییشه. حرفهای زیادی داره در مورد یک خانواده سنتی پدرسالار تیپیک ایرانی. حرفها شاید تکراری باشه، اما شکل بیانش تکراری و شعارگونه نیست. همه تأثیرش در سادگی و نگاه عکاسانه اش نهفته است. دو خصوصیتی که با قرار گرفتنش در کنار عکسهایی که بازیگوشانه و تجربه گرانه سعی کرده اند از شیوه های خلاقانه، مثل تصویرسازی های دیجیتال برای بیان ذهنیتشان در مورد مفهوم مادر بهره بگیرند، -و در این موضوع خاص به نظرم چندان موفق نبوده اند- به خوبی برجسته شده. ممنون از اینکه نگاه ها و شیوه های کاملاً متفاوت رو در کنار هم قرار می دید و فرصتی برای مقایسه و قضاوت فراهم می کنید.


داریوش کیانی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام کیارنگ عزیز.
از دیدن عکسهای بی پیرایه این مجموعه لذت بردم.
به اساتید و دانشجویان مشهدی خسته نباشید میگم.....موفق باشید.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: حضور شما دل‌گرمی بزرگی برای دانشجویان خواهد بود آقای کیانی عزیز. ممنون: کیارنگ علایی.


بروفر [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

چقدر ذهنیت انسانها نسبت به یک موضوع متنوع و عالیه...تصاویر عالی بود.سپاس


آرمان [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

لذت بردم واقعا! :)


فائزه مهدی‌پناه [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

لذت بردم.ممنون!


رضا موسوی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

چه ساده ، اما عمیق بود . چقدر دلنشین بودند این عکسها. امیدوارم گرفتاریهای انسانی در گذرگاه زندگی نگاه فیلسوفانه جوان ترها از ایشان سلب نکند . پاینده باشید جناب علایی .


نیره نورالهدی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

من یک مادرم اما وقتی مادرم را از دست دادم، نیمی از روحم با او به آن دنیا رفت. مادر مساوی است با محو شدنش به محض تولد فرزندانش.


ندا [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

نگاه ها همگی زیبا بود.،پاکی و صداقت در قاب عکسی با فریم روشنی بیان شد. ممنون استاد عزیز.


Yasin [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

به رفیق شاهکار ما، سلام!
سلامی خیلی بلند!
ــ چنان بلند که همه دور و بری‌ها برگردند چارچشمی نگاهم کنند و با کناردستی زمزمه کنند که: «عجب نره‌خرصدایی‌ست این!» ــ
منظورم نه از آن سلامهاست که عادتند و تعارفند و رسمی خشک و خالی و ــ بسا حتی ــ از سر اجبارند؛
منظورم مشخصاً از آن سلامهاست که راستی آرزوی «سلامت» می‌کنند برای او که مخاطب است.
مخاطب من کیارنگ است.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: شاهکار تویی با همه ریزبینی‌ها و محبت‌های بلند و ناتمام‌ات یاسین عزیز.


امید سریری [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

سپاس استاد ، این چند روزه که وبلاگ را دیرتر به روز کردید ، واقعا دلتنگ آموزه های ارزشمندتان بودم . پیروز باشید .


سیدمجتبی خاتمی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

کیارنگ عزیز! خود به‌چشم دیدی که هنگام تماشای این عکس‌های به‌غایت زیبا و بدیع، در کامپیوتر منزل‌ات، چه وجد و شعفی داشتم؛ با نگاه چندباره به این عکس‌ها هنوز هم آن وجد را دارم. خداوند به‌برکت هم‌این نگاه‌ها، تو را برای عکاسی شهرمان حفظ کند. الهی آمین.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: ممنون برادر ارجمندم از نکته بینی و شعف‌ای که همواره به همه ما می‌دهی.


علی خدادادی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

قدیما راست میگفتن هر آنچه از دل برآید ، بر دل نشیند.


مهرداد صداقت [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

آوای سحر به گوش می رسد. چشم هایم را می بندم و بیاد می آورم آن سه شنبه ی بیاد ماندنی را که برای اولین بار عکس ها را نظاره گر بودیم . شور و شوقی که در چشم های بچه ها موج می زد وصف ناشدنی بود.
برای به‌تصویر کشاندن مادر .
و چه زیبا بود مادر در نگاه تک تک ما.
مادری که از دنیای فرشتگان بود
مادری که در لابلای گیره های خالی یک آلبوم به تنهایی زندگی میکرد .
مادری که غرق در تمامی خاطراتش بودخاطراتی که همه یادی از ایامی بود . . .
مادری که هنوز در پس مشکلات زمانه بارور است .
مادری که با تمام بزرگی اش در دفتر تلفن کوچک خانه جای می شود .
و مادری که نفس می کشید در تک تک جملات پایانی کلاس .
که با یادش اشک های پنهان در گوشه چشم ما پدیدار می شد . سپاس از شما! سپاس بیکران که به ما آموختید که به گونه ای دگر به دنیایمان نگاه کنیم


حمید سلطان آبادیان [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

عکس ها فوق العاده است جناب علایی ، نمی شود نِگریست و نَگریست ...


امین ابراهیمی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

تبرک به نگاه عکاسی که مادر را در صفحه "م" دفتر تلفن می بیند و ثبت میکند . . . ممنون کیارنگ برای اشتراک عاشقانه ترین ها ....


هادی [ ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ]

اقدام زیبایی انجام دادید.کسوت استادی برازنده تان.


شادی باقی [ ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ]

آزاده جلالی! فرشید مینویی! خسته نباشید، لذت بردم. مخالف این دید هستم که مادر با آشپزخانه پیوند بخورد، مادر خیلی بزرگ‌تر از آن است که در آشپزخانه محصور شود.


اسماعیل عباسی [ ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ]

چه لذتبخش است تماشای این عکس‌ها و چه امیدبخش. خوشا به حال عکاسی فردای ما.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: خوشا به حال من، خوشا به حال ما، خوشا به حال مسافران این سال‌ها که چشم و چراغ روشنی چون شما را در راه‌مان می‌بینیم استاد عباسی. ممنون: کیارنگ علایی.


محسن. ب. [ ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ]

آقای علایی عزیز - سلام. ممنون بابت این پست و عکسهایی که لذت دیدنشان را با ما هم تقسیم کردید. عکس‌ها، زیبا هستند و احساسی. تک عکسی که در ذهنم جا باز کرد، عکس سمانه خدمتگزار بود - البته همه عکسها خوب بودند و ساده. // دلتنگ شما هستیم. سفر شما به تبریز -با وجود حاشیه کوچک و سوزناکش- برای من سودمند بود و از بودن در کنار شما (هر چند اندک زمان) بسیار استفاده کردم. بهترینها.
--------------------------------------------------------------------------------------------- پاسخ: دوست خلاق و آراسته‌ام: محسن بایرام نژاد عزیز! من نیز دل‌تنگ شما و گروه خوب‌تان در جشنواره فیروزه هستم، چیزی که ما را به هم پیوند می‌دهد تجربه آدم‌های مختلف و موقعیت‌های مختلف است. همواره به یادتان هستم: کیارنگ علایی.


اولدوز [ ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ]

عالی بود...ممنون کیارنگ عزیز


حامد خالقی [ ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ]

این مجموعه بی نظیراست.نگاهی فراتر از نگاه آماتوری در اینجا حضور دارد!


سید [ ۲۰ آذر ۱۳۸۸ ]

نگاه زیبنده ای به مادر داشته‌اند. قابل تحسین است!


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.