۰۶ آذر ۱۳۸۸
نگاه خلاقانه به «سایه»
Katie Sokoler، این نام یک عکاس آماتور جوان و خوش فکر است که به عنوان عکاس آزاد روی موضوعهای مختلف کار میکند، اما علاقه وافر او به فضاهای بیرونی، عکاسی خیابانی و شهری است. کتی در بروکلین زندگی میکند و عکسهایش تا آنجا که بخواهید از طراوت، شادابی، و حماقت زندگی روزمره پر است!
در کارهای این عکاس جوان، رنگ بیش از هر چیز حضور دارد، و به نظر میرسد رنگ اینجا عنصری برای نمایش انرژی و روحیه شاداب او در زندگی است. او به خوبی از تنوع رنگها برای ترسیم و نمایش روح زندگی استفاده میکند. در بعضی از مجموعههای او نظیر Parking day این رنگها هستند که ابتدا خودنمایی میکنند وسپس موضوع از ورای آنها قابل رویت و تفسیر میشود.
ویژگی عکسهای کتی، نگاه مجموعهای و متمرکز او بر موضوعی خاص در عکسها است. موضوعها چیزهای پیچیدهای نیستند، و کتی در پی صدور بیانیهای فلسفی نیست، او بیشتر در جستجوی نمایش وجهی ساده و جذاب از زندگی روزمره آدمها است.
یکی از جدیدترین مجموعههای این عکاس خوش ذوق، مجموعه «سایه» است. کتی در این مجموعه از سایه بهعنوان عنصری طنزآمیز که میتواند بخشی پنهان از روح انسان را نمایش دهد، استفاده کرده است؛ بخشی از روح ما که از آن بی اطلاعیم!
نحوه اجرا هم بسیار ساده است. عکاس از اعضای خانواده برای الگوی برش سایهها روی یک مقوای بزرگ استفاده کرده است، سپس این سایههای مقوایی را روی دیوارها و فضاهای محیطی قرار داده و کمی آنسوتر با دوربیناش منتظر ایستاده تا قدمهای عابری دقیقا بر این سایهها منطبق شود.
آنچه در پی میآید عکسهای اصلی و سپس پشت صحنه این مجموعه است.
در کارهای این عکاس جوان، رنگ بیش از هر چیز حضور دارد، و به نظر میرسد رنگ اینجا عنصری برای نمایش انرژی و روحیه شاداب او در زندگی است. او به خوبی از تنوع رنگها برای ترسیم و نمایش روح زندگی استفاده میکند. در بعضی از مجموعههای او نظیر Parking day این رنگها هستند که ابتدا خودنمایی میکنند وسپس موضوع از ورای آنها قابل رویت و تفسیر میشود.
ویژگی عکسهای کتی، نگاه مجموعهای و متمرکز او بر موضوعی خاص در عکسها است. موضوعها چیزهای پیچیدهای نیستند، و کتی در پی صدور بیانیهای فلسفی نیست، او بیشتر در جستجوی نمایش وجهی ساده و جذاب از زندگی روزمره آدمها است.
یکی از جدیدترین مجموعههای این عکاس خوش ذوق، مجموعه «سایه» است. کتی در این مجموعه از سایه بهعنوان عنصری طنزآمیز که میتواند بخشی پنهان از روح انسان را نمایش دهد، استفاده کرده است؛ بخشی از روح ما که از آن بی اطلاعیم!
نحوه اجرا هم بسیار ساده است. عکاس از اعضای خانواده برای الگوی برش سایهها روی یک مقوای بزرگ استفاده کرده است، سپس این سایههای مقوایی را روی دیوارها و فضاهای محیطی قرار داده و کمی آنسوتر با دوربیناش منتظر ایستاده تا قدمهای عابری دقیقا بر این سایهها منطبق شود.
آنچه در پی میآید عکسهای اصلی و سپس پشت صحنه این مجموعه است.
سلام. من از کارهای این خانوم هنرمند خوش فکر خیلی خوشم اومد. ممنون از شما برای معرفی ایشان.
فوق العاده بودن..من که خیلی لذت بردم. ممنون استاد علایی عزیز!
کاری بسیا جالب و خلاقانه ای بوده و ارزش کار هم به همین است که برای هر کاری زحمتی بالقوه کشیده شود چون کار با کامیپیوتر ان ارزش را ندارد .عید بر شما مبارک .
معلومه که پشت این عکس ها یه فکر خلاق و آزاد وجود داره . ممنون ،خیلی جالب بودن
kheyli khobe......etefaghan man too in term to daneshkadamon bara porozhe ye noor mahse sayaroo daram kar miikonam...va kheylii ham aksaee motefavety gereftam ama be inidea tahala fek nakarde boodam....kheyli bahale.
دست شما درد نکنه واقعا برام جالب بود و لذت بردم
ممنون کیا جان .به نظر من عکاس از عکس استفاده کرده بود برای ارایه هنر اختصاصی اش اما ذهن خلاقی داره.
و چقدر عجیب!سایه های هر فردی مال خودش نیست!فکر کنم سایه هر فردی همانی است که در ذهنش به آن فکر می کند و دوست دارد همان باشد.
حق با شماست. در واقع این، عکاسی صرف نیست. هنر محیطیه که عکاسی اون رو تکمیل می کنه، به نتیجه می رسونه و سپس ثبت می کنه. مرسی.. آقای علی خدادادی ظاهراً متوجه منظور سوال من نشدن. موضوع استفاده کردن یا نکردن از نرم افزار نبود. حالا سوپر ایمپوزی که مثال زدم، میتونست به صورت آنالوگ هم باشه. مساله، تکنیک نبود اصلاً.
سلام استاد! عکسها شاد - پر از طراوت - شیرین هستند . متشکرم بخاطر یک آموزش دیگر. پایدار باشید.
چیزی که جذابیت این تصاویر رو دوچندان می کنه خلاقیت نهفته در عکسهاست.ممنون جناب علایی از حسن انتخابتون
فضای ذهنی ایجاد شده در عکسها به وسیله سایه ها فوق العاده است... نمیشه گفت که واقعا به دنبال یک بیان فلسفی نبوده. البته من سایر مجموعه های عکسی که از این شخص گفتین رو ندیدم. و واقعا رنگها حرف زیادی برای گفتن دارن
شنبه دیر و صبحی بارانی با دیدن عکس های این عکاس آماتور متفکر و لجباز و البته خلاق ، نگاه به عکاسی را با متعلقاتش در ذهنم گسترده تر کرد ... مرسی برای این جست و جوی آموزنده ی کیا+رنگی... خودمانی: ما(من) در عید غدیر منتظر عیدی می مانیم(نم)
...دیدم و بسیار لذت بردم
درود .. زیبا بود ..
دخترانه گی نیرومندی را در این عکس ها می بیبنم...
سلام... بله استفاده از رنگ ها اگه درست انجام بشه می تونه کمک زیادی به عکس بکنه!!!!! عکس ها هم جالب بودن .. ممنون.
مرسی استاد. این کامنت و معرفی شما هم مثل بقیه عالی بود. واقعا چقدر راحت میشه این ایده ها رو پیاده کرد، اما کمی باید روشون وقت گذاشت . اما به نظر من حقیر، توی این سری عکس ها،عکس سومی بهتر بود، چون چیزهایی مزاحم کمتر داشت،مثل ماشین ، درخت و ... تازه یه تقارن عالی هم داشت و رنگ ... مرسی
چه ساده و چه راحت اما خوش فکر و حساب شده . و چقدر عالی شما این عکسارو توضیح دادی کیارنگ خان . ممنون
fogholade bood,mesle hamishe
ممنون استاد...خیلی جالب بود.
راستی عیدتون هم مبارک
سلام استاد علایی. بسیار معرفی جالبی ست. فضاهایی که به دلیل سکوت تلخ این روزها کاملا برای ما غریبه می نماید. تازگی و هوای فانتزی محض نمادی می تواند باشد از فکر کودک و تازه ی عکاس. مرسی از تلاش شما.
دنیای عجیبیه! اگه از نرم افزار استفاده بشه میگیم چرا از نرم افزار استفاده شده! اگه استفاده نکنی میگن چرا استفاده نکردی!! کی میشه واقعا تکلیف این یک بام و دو هوا روشن بشه؟؟؟
salam bar shoma aks-haye besiyar jaleby boodan yek nokteye mohem ke too aksa be cheshme man khord in bood ke tamam-e afrady ke dar aks dar hale gozar hastan, ye joorayee afsordeh ya mashghool hastan va too khodeshoonan, dar haly ke sayeha besiyar por neshat va shad hastan. shayad akkas mikhasteh intory neshoon bedeh ke har fard daroone khodesh ye roohe shad va koodakaneh dareh ke behesh ejazeh nemideh ke khodesho neshoon bedeh!!!!! mamnoon az in aks-haye jaleb. eid-e shoma mobarak
سلام. واقعا خوش فکره.با کامنت خانم زند مخالفم . چرا باید همیشه نرم افزار به دادمان برسد. این زحمت کتی است که به کار او بهای بیشتر داده است.انتظار نیز زیباست. من تا بحال این انتظار را تجربه کردم. خیلی زیباست و به سختیش می ارزد. عید قربان و همچنین عید غدیر به شما و همه دوستان پیشاپیش تهنیت باد.
درود عجب از این همه فکر و ایده و کار . ممنون از کیارنگ علایی عزیز که زحمت شناساندن و تحلیل کارهای عکاسان را میکشد و خدا قوت برای تمام تلاشهایت!
واقعا جذاب بود . مرسی
perfect
ممنون استاد ، واقعا لذت بردم .
چیزی که برای من خیلی جالب و سوال برانگیزه، اینه که چرا عکاس برای رسیدن به هدفش این راه سخت رو انتخاب کرده که سایه ها رو نقاشی کنه، ببره، روی دیوار و کف پیاده رو بچسبونه و مدتها انتظار بکشه که سوژه ی مورد نظر عبور کنه و در یک لحظه خاص دقیقاً در جایی که باید، قرار بگیره. (تصور کنید که چقدر احتمال بروز چنین اتفاقی می تونه پایین باشه) در حالی که تمام این کارها رو به راحتی با نرم افزارهای دیجیتال میشد انجام داد (مثلاً می شد سایه واقعی رو بر تصویر سوپر ایمپوز کرد) و با این روش امکان انتخاب آزادانه تر سوژه ی انسانی مناسب برای تلاقی با سایه بیشتر بود. در واقع اینجا، خود فرآیند اجرا، همتراز یا حتی مقدم بر ایده قرار گرفته. چرا عکاس خواسته اون لحظه تلاقی، به صورت «تصادفی» و «واقعی» و با «سایه ای مقوایی»اتفاق بیافته؟ نظر شما چیه؟
پاسخ: لذت اشراف و تسلط بر زندگی واقعی، و استفاده از گرافیک در هنر خیابانی ( و نه محیط نرم افزاری)
عکسهای جالبی بودن فکر تازه و موفق ! ممنون از شریک کردن ما در دیدن عکس ها
کیارنگ عزیز! این شب عید چه حسن انتخابی داشتهای آقا. این عکسهای بهغایت زیبا، ضمن آموزنده بودن، بسیار شادیآفرین و نشاطآور است. چهگونه میتوان از زحماتات تشکر نمود؟ عیدت مبارک پسرعموی خوبام.
پاسخ: سید بزرگوار. چگونه می توان حضور مهربان و پر برکت تو را پاسخ گفت؟ عید شما هم مبارک: کیارنگ علایی.
از آن سری عکسهایی بود که روح آدم را شاد می کند. من همیشه بلاگ شما را می بینم. ولی حیفم آمد برای این یکی کامنت نگذارم.