قصدم از نوشتن سطور زیر به هیج عنوان دفاع از عملکرد داوران دوسالانه یازدهم نیست، که هر گونه دفاعی از انتخاب آثار در شرایط فعلی،که دوستان خارج از گود و بدون آگاهی از کلیت آثار رسیده و صرفا به خاطر عدم هم سویی با عکس های پذیرفته شده و دلایل بسیار دیگر، ماهیت داوری این جشنواره را نشانه می روند، بیهوده است!
اما دوست دارم سوالی را اینجا مطرح کنم:
دوست نویسنده، جوان و پر استعدادمان - که پیش ازین نیز نقدهای بسیار خوب او را دنبال می کردم - " زانیار بلوری" در مستند کردن نقدش بر انتخاب عکس های دوسالانه و با این توجیه که برخی از عکس ها به رویکردهای تکراری عکاسی معاصر پهلو می زنند و قبلا در تاریخ عکاسی دیده شده اند، انتخاب هایی را از عکس های دهه های پیشین تاریخ عکاسی ضمیمه تزش کرده است. سوال این است آیا براستی همین که عکاس برای بیان ایده اش "فریزر خانگی" را انتخاب کرد، از روی دست william Eggleston کپی برداری کرده است؟ آیا براستی دو عکس ذیل شبیه هم اند؟ آیا بیان بصری عکس ساسان ابری همان است که Eggleston در عکسش بازگو می کند؟
یعنی هردوی این آثار در پی بازنمایی یک چیز هستند؟
یعنی هدف مجموعه عکس ساسان ابری و Eggleston یکی است؟ یا این "کشف شباهت" سهل انگارانه و در صورت ظاهری مساله نهفته است؟ اینکه هر دو از فریزر خانگی استفاده کرده اند! و با این "قیاس ظاهری" می توان نمونه های فراوانی یافت از اشتراک موضوعی که میان خیلی از عکس های جشنواره های ما با آثاری که پیش از آن ثبت شده، وجود دارد. میان صورت و ماهیت فرق بسیار است.و قطعا میان مجموعه عکس ساسان ابری و عکس اگلستون. آنها هر یک در پی بیان مفهومی مجرد هستند نه مشترک!

عکس Eggleston

عکس ساسان ابری
و با این رویکرد و این مقایسه، هر عکسی با هر ترکیب و فرم و نوری - تاکید می کنم ترکیب، فرم و نور: چرا که این ها ایجاد کننده "حالت" در عکس هستند - از دستشویی، از ویترین مزون عروس، و یا حتی کویر ، تکرار مکررات هستند و وستون و دیگران قبلا آنها را ثبت کرده اند و ثبت دوباره آن ها به صورت های دیگر و برای بیان های دیگر کاری عبث و مطرود است.

عکس Weston

عکس محمد قدمعلی
سلام اقای علایی به دور از این هیاهو ها در گوشه ای به دنبال عکاسی با کودکان و ثبت نگاهشان هستیم.خوشحال میشم سری به وبلاگ http://www.workshot.blogfa.com/ بزنید و همراه باشید ..
چه جذاب بودن :)
باسلام و احترام ... من در حد و اندازه اي نيستم كه در بحث شركت كنم ولي ذكر دو مورد را خالي از لطف نمي بينم: الف) اينكه چشممان را ببنديم و ماحصل آنهمه زحمت و تلاش را نبينيم كمال بي انصافي و بدور از انسانيت است ... يك كار گروهي بزرگ و خوب و در خور تحسين ... ب ) به فرض كه مطالب عنوان شده درست باشد و چنانچه همين موضوع هم عكاسان عزيز را به كند و كاو و جستجو و زحمت مطالعه و تلاش يشتر وادار نمايد باز هم بايد آن را به فال نيك گرفت و خوشنود بود ... در هر صورت بايد اتفاقات را نيك نگريست و بهره وافر را از شرايط خلق شده برد ... دست تمامي عزيزان تلاشگر در جبهه فرهنگ و هنر درد نكند ... ممنون بابت تمام زحمتهايشان. نكته پاياني ) وجود ظرفيت انتقاد پذيري در بين مسئولين اجرايي و گروه داوري نيز شايسته تحسين است ...اين مورد آخر بيشتر لذت داد.
ممنون بسیار اموختم.
به نظر میرسد خودمان هم میدانیم چه اتفاقی افتاده است.همه چیز را میخواهیم سخت به نتیجه برسانیم.اما حقیقتی است روشن و پیش رو . ..دوران گذار از عصر دیجیتال لازمه ی عکاسی انتقالی است.شاید دور شاید نزدیک.مهم نگاهی است درونی...و از خود!!!
آقای علایی عزیز سلام من با همه احترامی که برای شما قائل هستم اما فکر میکنم زیبایی هنر به بکر بودن آن است گرچه این تکرار اتفاق باشد.
با زمينه اين دو شعر و روايت هايش كاري ندارم. فقط ببينيم با ابزار مشابه دو شاعر نامي ايران چه تفاوتي را به وجود آوردهاند. *سعدي: {خدا خواهد آنجا كه كشتي برد / اگر نا خدا جامه بر تن درد} * فردوسي: { برد كشتي آنجا كه خواهد خداي / اگر جامه بر تن درد ناخداي } اميدوارم درست نقل قول كرده باشم. در ضمن ما پست مدرنهايي با تفكر مدرن هستيم! نهايت اين كه اين بحثها مفيد است و گرههاي عكاسي ما را باز ميكند.
کیارنگ عزیز نمی توان منکر تاثیر گرفتن از غرب ان هم در هنری وارداتی مانند عکاسی شد. با نظر زانیار مبنی بر ارائه ی کپی های سردستی...خام و فکر نشده موافقم. از تجربه ی دلنشین ساسان ابری بگذریم و دوباره رو در روی کویرهای وستون و اقای قدمعلی بایستیم. این کجا و ان کجا.
منصفانه بود ! چشمانتان بینا !
سلام. ممنون از لطفتون. امیدواریم با کمک دوستانی چون شما بتونیم قدم کوچیکی برای بسط آگاهی خودمون برداریم.
soorate zaher ro didan moshkele kheili az mast,,omidvaram roozi hameye cheshmaye zaher bin eslah shan,,khoshhalam ke in mored ro onvan kardin
هر روز خورشید در آسمان طلوع می کند و تکرار می شود، هر شب ماه بر می آید و تکرار می شود... و ما دوره می کنیم روز را...اما هیچ کدام نمی توانند مانند دیگری باشند. در هر لحظه، در هر ذره تولدی است دوباره...
به نکته خوبی اشاره کردید. این اشتباه خیلی از ماست.
یک نکته قابل اهمیت هست و این نکته اینکه هر کسی داره به زبان خوش چیزی رو میگه حالا ممکنه دو نفر یک چیز رو تکرار کنند گاهی از آگاهی و گاهی از نا خود آگاهی که آگاهی فرد از این که می خواد چه بگویید در اثر وجود دارد . من حرفه ای عکاسی نیستم اما در زمینه فعالیت خودم در گرافیک بارها و بارها شده که آٍاری رو دیدم و گفتم چقدر شبیه به هم اما هیچ وقت این اجازه رو به خودم نمیدم که یک این جمله بد رو استفاده کنم ..." کپی کاری " ... چون واقعا من واقعیت فکر اون کسی رو که این اثر رو ثبت کرده نمی دونم . موفق باشید و به روز
سلام.اتفاقا من هم دیروز در خبرهای هفتان مقاله"زانیاربلوری"رو خوندم.و خوشحالم شما به این سرعت به بحث درباره اون پرداختید.و مانند اکثر موارد که حرفی زده می شه و دیگر کسی پیگیرش نیست در این وانفسای امروز، شما از کنارش رد نشدید.
متفاوتند چشم هایی که نگاه میکنند و چشم هایی که می بینند... سلام برشما ...
برای جامعه هنری ایران متاسفم - برای خودم که یه جزء خیلی خیلی کوچکی از این جامعه هستم متاسفم - منتقدانی که دلشون برای هنر این مملکت نسوخته - مدام به فکر مشهور شدن خودشدن هستند و با این مقایسه های سطحی می خوان نشون بدن که تاریخ هنر خوب می دونن و کتاب زیاد خوندن - * دقیقا در سال 1382 در ششمین بینال نقاشی ، منتقدی نقاشی های برندگان آن دوسالانه را چاپ کرد و کنار کار های انها ، یه نمونه مشابه خارجی گذاشت - نتیجه این گونه نقد های سطحی ، تیشه به ریشه خود زدنه - در بینال هفتم نقاشی در سال 1387 با اون وضع بدی که همه دیدیم و بعد از 5 سال تاخیر برگزار شد- با این مقایسه ها بجایی نمی رسیم - لطفا یه جوری اطلاعاتتون را به رخ بکشید که حداقل دردی دوا کنید - همونطور که نوشتم آقا یا خانم منتقدی ، سال 1382 همین مقایسه را کرد راجع به برگزیدگان ششمین بینال نقاشی- به امید روزی که دست از خود خواهی برداریم وبه جای تخریب ، به فکر سازندگی باشیم {بنده نه عکاس هستم و نه در بینال نقاشی شرکت کرده بودم (اینو نوشتم سوء تفاهم پیش نیاد) - }
Dear Alyeh, different factories around the globe make different items of the same characteristics. As an instance, car makers make what is shaped like a box having four wheels and carrying the same type of beings named passengers. Every day new models of this type of same but different products are oozing out. We can't blame the new car makers for having imitated the first entrepreneurs. The same thing applies to the art of photography. Let's see what ideas lie in the minds of the people standing behind different cameras shooting the same scene
با این قیاس، پس لطفا همه دوربین هایتان را غلاف کنید. عکاسی از همه چیز ممنوع!!
حقیقت آن است که نام ها قرار نیست حاملان حقیقت باشند. من با نظر آقای بهنام موافقم. هم عکس کویر آقای قدمعلی قویتر است از کار وستون و هم کار آقای ابری از نمونه خارجی اش. این مقایسه ها یک مقدار آگراندیسمان کردن کار عکاسان خارجی است و کم ارزش کردن خودمان.
با نظر شما موافقم.هر کس مختار است در باره موضوع مورد علاقه اش فکر کند و آن را ثبت نماید. اگر همه ما به آرشیو عکس هایمان نگاه کنیم شاید عکس هایی را ببینیم که دیگرا هم به آن پرداخته اند اما مسلما هر کس از دیدگاه خودش به آن توجه کرده است . دیگر اینکه شاید عکسی را ثبت کنیم بدون اینکه بدانیم شخص دیگری هم به آن پرداخته است. من هم قصد ندارم از کسی دفاع کنم چون هیچ کس در دنیا پیدا نمی شود که از اشتباه مبرا باشد. بهر حال به قول سهراب:چشمها را باید شست/ جور دیگر باید دید. کامیاب باشید
Be nazar man behtar ast karetan ra bekonid va be anche digaran migooyand bi e'tena bashid. Begozarid har che mikhahand harf bezanand Man fekr mikonam akse Mohammad Ghadam Ali az akse Weston besiar zibatar va por ma'na tar ast.
I'm so sorry to agree with what zaniar says. I (who just sometimes sees some pix here and there) have seen even more than these. I believe the jury is a little too ignorant of what is being sent, let alone selected as winners. Any way, I'm so happy of all the great dialogs on photography, and the biennial.