۳۰ دى ۱۳۸۷
گل به دروازه ی خودی!

سخنان محمد فرنود پشت تریبون مراسم پایانی یازدهمین دوسالانه ملی عکس ایران، حسن ختامی بود بر مجموعه حرف هایی که تحت عنوان نقد، از آغازین روز برپایی نمایشگاه بر عملکرد عکاسان حاضر در دوسالانه رفت و نوک پیکان این نقدها متوجه داوران دوسالانه و نوع انتخاب آثار بود. محمد فرنود نیز هم صدا با این نقدها، دیواری کوتاه تر از دیوار داوران ندید.
شکی نیست که دوسالانه یازدهم دیکته نانوشته نیست که غلط نداشته باشد، شکی نیست که عکاسی ایران در حال پوست اندازی است و عزم بلندی را برای تغییر و پویایی برداشته است، اما بدیهی است مجموعه داوران این نمایشگاه به حساسیت بالای انتخاب آثار در مقیاس دوسالانه و دغدغه های عکاسانه معاصر واقف بوده اند و تعداد آثار انتخابی این گروه، حتی کمتر از تعدادی است که مجاز به انتخاب برای نمایشگاه بوده اند.
محمد فرنود با سخنان خود که ظاهرا به صورت از پیش تعیین نشده و فی البداهه ای در برنامه های مراسم پایانی گنجانده شده بود آثار نمایشگاه را فاقد جامعیتی دانست که رویکرد خلاقه را تحت پوشش قرار دهد، و در پایان سخن خود، نمایشگاه را غیر قابل دفاع دانست  و موکدا خطاب به آقای شالویی اظهار تاسف کرد که زحمات شورای سیاست گذاری و رییس موزه به بار ننشسته و هدر رفته است.
به نظر می رسد این سخنان به جای آنکه از استدلال، جامع نگری، آسیب شناسی و ارائه راه حل برخوردار باشد، بیشتر به سخنانی شتابزده می مانست که نیمه خالی لیوان را میدید، ضمن آنکه پیرو آن مثل که می گوید " هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد" شایسته تر بود که این سخنان در نشست نقد داوری که درست 24 ساعت قبل از مراسم پایانی در همان سالن برگزار شد، مطرح می شد و جای خالی آقای فرنود را نیز در آن نشست پر می کرد.
باری، فکر می کنم تنها نکته ای که این اتفاق در بر داشت، این بود که چنته افرادی که از روز نخست برپایی نمایشگاه دوسالانه به انحای مختلف به زیر سوال بردن آثار، داوران، و نوع داوری مشغول بودند، تا مدت زمان دیگری پر کرد و دستمایه خوبی را نیز برای آن دسته از مطبوعات فراهم ساخت که صرفا به خاطر مخالفت با دوسالانه، به نقدهای منفی از این رویکرد و عوامل آن می پردازند: به خصوص آنکه این دستمایه ، حالا از زبان کسی است که خود عضو شورای سیاست گذاری دوسالانه و عضوی از همین خانواده است.

سهند [ ۰۶ بهمن ۱۳۸۷ ]

آقای علایی عزیز پس از سال ها فعالیت در خطه هنر ایران زمین و زحمت نباید به راحتی از حرف ها ناراحت شد نمی دونم میشه اسم اینا رو انتقاد گذاست آخه من عکاس نیستم ولی می تونم بگم عکس ها جالب بود نه همش ولی اونایی هم که من باب میل من نبود رو نمی تونم به راحتی رد کنم مثل خیلی از عکسهایی که برایم زیبا نبود و با تفسیر زیبای دوستان معنای دیگری پیدا کرد و اهمیت ماهیت عکس بر من پیدا شد ولی آنچه که پیداست شما از حرف ها ناراحتی گذر زمان به همگان ثابت خواهد کرد این عکاسان و این عکس ها جایگاهشان کجاست ولی من تنها می توانم بگویم خوب بود موفق تر باشید


داوود [ ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ ]

همیشه از خودم میپرسیدم چرا میگن عکاسی ایران از عکاسی دنیا خیلی عقبه. ولی وقتی که عکسهای منتخب دوسالانه یازدهم رو دیدم به علتش پی بردم. منصفانه بخوام بگم بعضی از عکسها واقعا عالی بودن و به عکاسهاشون تبریک میگم، ولی تعداد زیادی از عکسها باید بگم "خجالت آور" بودن و به هیچ وجه در حد معتبرترین مسابقه عکاسی یک کشور نبودن. به نظر میرسه هیات داوران یا صلاحیت گزینش آثار درخور و مناسب رو نداشتن یا در این زمینه کوتاهی کردن.


سارا [ ۰۱ بهمن ۱۳۸۷ ]

من عکاس نیستم . اتفاقی مطالبی راجب بینال یازدهم خوندم...عکس های بینال رو هم دیدم و به نظرم بعضی از کارها خیلی خوب بود.... مثل همیشه ، خصوصیات ایرانی معاصر : 1. من نبودم ، دستم بود ...(حکایت آقای فرنود) وقتی همچین بحث هایی پیش میاد....فرار می کنیم و مقصر رو دیگران می دونیم و اعلام می کنیم...غافل از اینکه دیگران ، خودمون هستیم 2. حسادت های ایرانی معاصر و متاسفانه چه پیر و چه جوان (تو هنر امروز ایران که زیاد دیدم...حرفه های دیگه رو خبر ندارم ) همونطور که آقای جلیلی(کارگردان) دو ، سه شب پیش در برنامه دو قدم مانده به صبح گفتند که در فستیوال های فیلم خارج از ایران وقتی هنرمندی برگزیده میشه هنرمندهای رقیبش با تمام وجود خوشحال می شن وتبریک می گن ولی اینجا نه تنها در عکاسی بلکه در تمام رشته های هنری افرادی که کارشون قبول نمیشه : اعتراض های سطحی ، بدون مطالعه ، بغض و ....که نمونه اش رو شنبه که اتفاقی رفته بودم موزه دیدم. 3. عمل بدون فکر...بی منطق و احساسی وقتی در جشنواره ای شرکت می کنیم . موقع تحویل کار یا سی دی ،برگه جشنواره رو امضا میکنیم...یعنی فراخوان جشنواره رو قبول کردیم....یعنی داوری داوران رو قبول کردیم.... ولی چون عشق امضا هستیم ، زود امضا می کنیم بدون دقت به اینکه بخونیم چی رو امضا کردیم معنی نقد رو می فهمم...پرسش رو هم... ولی اعتراض ها و سوال هایی که شنبه از داوران پرسیده می شد رو اصلا نفهمیدم.... احتمالا مربوطه به دانش کم من راجب عکاسی ولی اگه اون اعتراض ها باعث شد که اون عزیزان معترض خالی بشن از ناراحتی و بغض، پس خیلی ممنون از داوران ، از تشکیل جلسه


نادر خرمی راد [ ۰۱ بهمن ۱۳۸۷ ]

به نظر من باید شورای سیاست‌گذاری و هیات داوران خیلی بیشتر و بهتر از اتفاقاتی که افتاده دفاع می‌کردن، که نکردن. تو این کم‌کاری شما کمابیش استثنا بودین البته.


شهرام ملکی زاده [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

در پاسخ به این موضوع و در ادامه مطلب داریوش غریب زاده عزیز فقط میتوانم بگویم باید شدیدا به دنبال پرتقال فروش بود.


aydin [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

خیلی متاسفم تقلید ناشییانه وبی پشتوانه فکری و... از عکاسی دهه های 40 50 60 اروپا را منتخب فرمودید.


کیارنگ علایی [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

جناب آقای رضوان ساعات اختصاص یافته به داوری نمی تواند در برآیند عکاسی کشور موثر باشد، در دقت انتخاب چرا. در مورد این مساله، به کرات در جلسه نقد داوری - عصر شنبه 28 دی - در موزه صحبت شد که نحوه داوری آثار به چه صورت بوده است. تمام عکس ها فرصت دیده شدن - 7 بار در میز هر داور را - داشته اند: این مرحله اول داوری است. پس از آن - همانگونه که در پلان های بعدی فیلم یاد شده دیدید- عکس ها روی زمین چیده شده و توسط ژتون های هر داور به مراحل بعدی وارد شدند. و در مرحله بعد با بحث و استدلال وارد نمایشگاه شده اند.


ندا [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

کار بسیار خطیری داوری! اما امید وارم که باعث موفقیت در دوسالانه های بعدی باشه... خسته نباشید استاد عزیز


آرش حمیدی [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

حقیقت رو باید گفت من سخنان جناب فرنود را نشنیدم اما گویا ایشون خیلی کلی اشاره کردند عضو یک شورا بودن دلیلی بر به چالش نکشیدن نتیجه نهایی آن انجمن نیست. جناب علایی با نظر داوران مخالفم .... جامعه هنری ای که هنوز به استار نرسیده, نباید داخلش به دنبال سوپر استار بود.


داريوش غريب زاده [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

در جريان اين قضيه نيستم اما جالب است كه كسي يك رويداد هنري را غير قابل دفاع بداند اما در مراسم پاياني آن نه تنها حضور بلكه سخنراني كند . پذيرش سخنراني در اين مراسم حاكي از شوخي فرض نمودن قضيه از سوي متكلم است و نميتوان كلام را جدي گرفت .


رضوان [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

سلام، من اونجا بودم و سخنان ايشون رو شنيدم شايد جاي اون نبود ولي بي ربط هم بود. در فيلم پخش شده و با يك حساب سر انگشتي ميشه متوجه شد كه وقت داوران براي كارهاي رسيده از ورق زدن آلبوم عروسي هم كمتر بوده! پس مسلما اين حرف كه كارهاي ارائه شده نمي تواند برآيند و رويكرد عكاسي ما را نمايش دهد قابل قبول است.


پروانه حسینی [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

صبر بر جور فلک کن تا برآیی رو سفید * دانه چون در آسیاب افتد تحمل بایدش " صائب "


teamas [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

سلام...داوری آثار کاری سخت و حساس است! اما نظر بر داوری داوران گویا ساده و سهل است! ...صبوری را پیشه کنید!.....


سید محسن سجادی [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

اندر خم این کوچه ، فانوسی نیاز است چراعهای روشن ره ننمایند


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.