۲۷ دى ۱۳۸۷
عکس هفته (4)

robert.jpg



در میان عکس هایی که این روزها دیدم ، عکس روبرت کرچ عکاس لهستانی نظرم را جلب کرد.
عکس روبرت کرچ هر چقدر بخواهیم دوست داشتنی است. این خاصیت از آرایش اعجاب آور خطوط در این عکس می آید که نگاه ما را به حرکت در می آورد و به پویایی وا می دارد. انتخاب زاویه دید مناسب نسبت به موضوع و توجه به اندازه و اسکیل موضوع در فضای بیکران اطراف از عواملی است که این عکس را متمایز می کند و ترکیب بندی خوبی را در عکس ایجاد می کند: یک ترکیب بندی هندسی که در آن سطوح، اندازه و پرسپکتیو به دقت به بازی گرفته شده اند.
فضای بی تعادل عکس بواسطه حضور کاراکتر در توازن قرار می گیرد، در عین اینکه باز بی تعادلی را نیز نمایش می دهد و سرگردانی و خستگی انسان را از طی مسیر زندگی تبیین می کند.
به نظر می رسد روبرت از هیچ عاملی به سادگی نگذشته است، چرا که نمی توان نور منعکس شده بر سرتاسر سطح فلزی  دیواره را امری اتفاقی قلمداد کرد و از درایت عکاس در انتخاب زمان مناسب و زاویه دید دقیق چشم پوشی کرد.
نگاه عکاس به موضوعات مثل اکثر عکاسان لهستانی نگاهی فلسفی و درون گرا است. عکس های او از سکوت  سرشار و از فضاهای خالی پر است و تنالیته سیاه و سفید، فرم حاصل از خطوط و ترکیب بندی را بیشتر به رخ می کشد.

شفق [ ۰۶ بهمن ۱۳۸۷ ]

واقعا عکس آموزشی است ترکیب بندی درست و کادر صحیح چقدر صحیح سیاه وسفید کار شده


سروش افیونی [ ۳۰ دى ۱۳۸۷ ]

این عکس چند روزیه مسغولم کرده, تقریبا کار روزانم شده بعد از امتحانام بروم تو یوزفیلم و دنبال اسم ها و عکسهاشون بگردم و اونها رو دقیقا نگاه کنم. اسم عکاسهایی که این طرف و اونطرف از عکساشون خوشم اومد رو پیدا کنم و عکسهاشون رو ببینم و اگه شعوری باشه یه چیزایی یاد بگیرم.


نیره نورالهدی [ ۲۹ دى ۱۳۸۷ ]

سلام. باز هم یک انتخاب متفاوت و سرشار از خطوط گویا.خطوطی که با بیننده حرف می زنند!و قرار گرفتن کارکتر در نقطه ی طلایی.حساس ترین مکان.او به سختی سر بالایی مسیر را طی می کند!انگار دیگر هیچ رمقی برای ادامه ی راه ندارد!و اما راهی که برعکس سر بالایی به سراشیبی تند منتهی می شود و آسانی راه را برایمان با مجزا کننده ای صیقلی به نمایش می گذارد. سپاس برای این انتخاب فوق العاده استاد گرانقدر.


کوروش [ ۲۸ دى ۱۳۸۷ ]

خیلی عکس خوبیه و عکاس کادر خیلی خوبی بسته من هم مثل تو فکر می کنم تمام عناصر عکس با دقت و سنجیده انتخاب شده و اشارهی تو دربارهی فضای عکس گویاست.از این عکس لذت بردم.مرسی کیارنگ عزیز مثل همیشه انتخاب خوبی کردی.شاد باشی.


tahereh [ ۲۸ دى ۱۳۸۷ ]

سلام آقاي علايي من اولين بار هست كه وبلاگ شما رو مي بينم و بسيار خوش حالم ... به نظر من عكس زير نويس نمي خواد مخصوصا اين عكس كه خودش كاملا گوياست .


خلیل غلامی [ ۲۷ دى ۱۳۸۷ ]

چنان که کیارنگ گفته، اثر بسیار زیبا و از نظر فرم و ترکیب عالی ست. اما انسان درون عکس را من کم رنگ تر از خطوط میله ی روشن می بینم. حضور انسان در معنای اثر هم چون نقطه ای سیاه برای ترکیب در نظر گرفته شده. فلسفه ی این اثر هر چی باشد در راستای معنای انسانی نخواهد بود. آیا هویت انسانی را از بین خطوط می توان فهمید؟


از زندگی [ ۲۷ دى ۱۳۸۷ ]

جالبه و با توضیحات شما جالب تر هم شده! مرسی برای دعوت


پروانه حسینی [ ۲۷ دى ۱۳۸۷ ]

سلام.همانطور که گفتید دیدگاه فلسفی خاص مردم لهستان در این عکس و البته بطور کلی در تمامی آثار هنری مردم لهستان حتی در فیلم های آنان بخوبی دیده می شود گویی جنگ جهانی هنوز در روح آنها رخنه دارد.به نظرم بازی خطوط کار اصلی را در این عکس به عهده گرفته است.خطوط مورب و موازی و انسان تنها در این فضای سرد و بخصوص خط قطری گویی آمد و رفت مدام ما را در این دنیای فانی به تصویر کشیده است. زیبا و تامل برانگیز . ممنون


امير [ ۲۷ دى ۱۳۸۷ ]

سلام کيا جان. کار نهايت دنيای صنعتي رو نشون مي ده! البته نظر منه! همه جا پر از خط و سطحه. حتي نرده های کنار راه پارکينگ که در گوشه راست پايين ختم ميشه هم تشکيل شده از خط راست که به نظر منحنی مي رسه. کار جالبی شده.


ندا [ ۲۷ دى ۱۳۸۷ ]

سکوتی وهم انگیز که از سمت تاریکی زیر گذر پا به دنیای نور می گذارد و لی چون با این فضا آشنا نیست کمی انزوا طلبانه قدم گذاشته و گویی بار خستگی شب را بر دوش می کشد.... باز هم از شما که در دیدن عکس های بینظیر ما را بی نسیب نمی کنید ممنونم استاد عزیز.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.