زلزله بم و رسالت عکاس

majid_kalhor.jpg



پنج سال از زلزله مهیب بم می گذرد، زلزله ای که همه ی ما را تکان داد و ویران کرد.
در میان همه ی عکس هایی که از این فاجعه ثبت شد، عکس " مجید کلهر " اما روایتی دیگر است ، یک قطعه از زندگی است، دیواری که به تقدس کلمات، سرسختانه ایستاده است آن هم جایی که همه چیز ویران شده است: خانم احمد فلاحیان نوجه کنید! شوهر شما زخمی با بچه هایتان در بیمارستان تهران ، لطفا با جواد ستوده در سیرجان تماس بگیرید.......
و بعد چند شماره تلفن که ما را وصل می کند به گوشه ای از " انسانیت " نابود نشده این هستی در سیرجان. انسانیتی که هنوز در میان آوار نفس می کشد: زیر یک سقف و میان دیوارهایی که حتما مقدس اند بخاطر آقای جواد ستوده!
عکس کلهر رسالت عکاسی را به نمایش می گذارد.
دیوار نوشته ها که به ترتیب از راست به چپ فونت های درشت تری را به خود می گیرند از توالی زمان در نگارش - و تکمیل اطلاعات نویسنده آن ها - خبر می دهند و در نهایت به نگرانی و هشدار نسبت به وضعیت خانم احمد فلاحیان ختم می شوند.

محسن [ ۲۳ دى ۱۳۸۷ ]

سلام استاد ببخشید من اذیت می کنم ولی نمی دونم چرا کسی عیب عکسامو نمیگه متاسفانه شهر ما عکاسی نداره که ازلحاظ علمی عکس رو نقد کنه و از لحاظ زبان شناسی و جامعه شناسی و خیلی چیز ها من رو بهره مند سازداگر براتون مقدور هست استادانه عیب عکسامو بگید چون بیشتر دنبال عیب کارام هستم اگر میشه قسمت ارشیو وبلاگم هم سر بزنید من می دونم بعضی عکسا کیفیت نداره ولی باز هم مزاحمتون میشم


محسن [ ۲۳ دى ۱۳۸۷ ]

سلام استاد به منم سر بزنید تا از نظرات استادانه شما بهره مند گردم


محسن [ ۲۲ دى ۱۳۸۷ ]

سلام خوبید کارتون جای بحث نداره اگر دوست داشتین به منم سر بزنید و اگه خواستید لینکم کنید تا از نظرات شما بهره مند گردم


سارا مطلبی [ ۱۰ دى ۱۳۸۷ ]

نبود "انسان" ویرانی ست و بودنش آبادانی


کیارنگ علایی [ ۰۸ دى ۱۳۸۷ ]

عکس ها از نگهبانی به دبیرخانه می رسد. جهت اطمینان می توانید با دبیرخانه تماس بگیرید، و هم چنین در کتاب جشنواره در لیست کامل شرکت کنندگان درج خواهد شد.


از ... [ ۰۷ دى ۱۳۸۷ ]

می خواستیم بدانیم آیا وقتی عكس ها (در جشنواره ی عكس كودك و نوجوان) به دستتان می رسد به فرستندگانش خبر می دهید ؟
ما عكس ها را به نگهبانی نگارخانه تحویل دادیم (زیرا در آن ساعت دبیرخانه هنوز باز نشده بود) كه به دست شما برسانند ولی بعد ها هیچ خبری نشد كه آیا رسیده یا نه ؟
می شود بگویید چگونه می توانیم از رسیدنشان به دبیرخانه مطلع شویم !
زیاده جسارت است


کیارنگ علایی [ ۰۷ دى ۱۳۸۷ ]

آقای محسن فروتن! نوشته تو بسی زیباتر از یادداشت من است. سپاس برای درک عمیق ات از این عکس


محسن [ ۰۷ دى ۱۳۸۷ ]

خانم احمد فلاحیان نوجه کنید؛ مثل اینکه روزگاری کنار این دیوار ثانیه ای طی شده است ؛زندگی، زنده بوده است.
آقای جواد ستوده توجه کنید؛ آدم وسوسه می شود که به صراحت بگوید؛ هنوز هم پیغمبران خدا روی زمین اند انگار.
آقای مجید کلهر توجه کنید: برداشتی بی نقص، زیبا ( بله ؛ زیبا )، صادقانه و کامل. انگار که خانم فلاحیان و خانواده ایشان ، جواد ستوده ، خود شما و بیننده؛ همه و همه حاضرند برای تجربه حسی عمیق ؛ شاید وظیفه، ایمان و یا حتی لذت ماجراجویی.
کیارنگ اعلاایی عزیز، شما هم لطفا توجه فرمایید! : خیلی خیلی ممنون به خاطر این پست های ویژه. خیلی مخلصیم : )


حجت عزیزی [ ۰۷ دى ۱۳۸۷ ]

تقدس كلمات...
لینك شدی برادر!


از ... [ ۰۶ دى ۱۳۸۷ ]

سلام
می خواستیم شما را به بازدید از سایت http://audiostory.blogspot.com/ دعوت كنیم و سپس از شما خواهش كنیم كه كتاب هایتان را به صورت صوتی درآورید و در سایت قرار دهید.
ابتدا خودمان می خواستیم این كار را انجام دهیم ولی دیدیم كتاب با صدای خود نویسنده باشد بهتر است
هر سه كتابتان به دلیل كمیابی (البته به گمانمان هر سه تجدید چاپ شده اند تازگی ها)
1) باد در یك خیابان مستقیم
2) طبیعت زنده ی چند بانو
3) هایكو هرجا بخواهد می وزد
مناسب هستند
اگر بتوانید كتاب داستان های 84 را هم بخوانید خیلی عالی می شود
جسارت زیاده است.


سمیرا حاتمی [ ۰۵ دى ۱۳۸۷ ]

داستان این دیوارُ نوشته‌ها، با ‌حضور ساعتی در كنج و باقی آوار... انگار تكه‌های زندگی را به مرگـــــــ وصله زده باشند.
ممنون


Neda [ ۰۵ دى ۱۳۸۷ ]

بسیار زیبا در عین اندوهی فراوان از به خاطر آوردن آن روزها....آیا قلب انسانیت همیشه خواهد تپید؟؟؟


سورئالیست [ ۰۵ دى ۱۳۸۷ ]

این عکس را در تصویرسال که ویژه زلزله بم بود هم چندسال پیش دیدم.همان‌طور که گفتی رسالت عکس خبری را بدون هیچ کم و کاستی دوباره نمایان ساخته بود. ممنون از یاداوری دوباره


علیرضا ملکیان [ ۰۵ دى ۱۳۸۷ ]

عجب عکسی!
من همیشه عاشق دیوار نوشته ها بودم. این یکی که جای خود دارد.


مهیا [ ۰۵ دى ۱۳۸۷ ]

با دیدن این عکس حس می کنی بیش ازآنچه زمین لرزیده باشد قلب اقای جواد ستوده لرزیده است
کاش همیشه این دل لرزه های ما فقط در گرو لرزش زمین نباشد.
ممنون کیارنگ برای این عکس فوق العاده


نیره نورالهدی [ ۰۵ دى ۱۳۸۷ ]

سلام
چقدر استوارند این دیوارهای نیمه فروریخته در رساندن پیامی که در لحظات ناب اضطراب بر روی آنها نوشته شده است...
سپاس


علیرضا قناد [ ۰۵ دى ۱۳۸۷ ]

در سالروز حادثه بم عکس خوبی را نشانمان دادید. با شرحی کامل و نقدی رسا. متشکرم.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.