۱۷ آبان ۱۳۸۷
یک استعداد عکاسی (2)

سروش افیونی را اولین بار در عکس هایی که برای جشنواره چهارم کودک و نوجوان آبرنگ ارسال کرده بود، دیدم: و احساس کردم پشت عکس های سیاه وسفیدی که بسیار نوستالژیک و غمگنانه عکاسی شده اند، باید روح بزرگ و پاکی باشد. عکس های او یک ویژگی جالب دیگر هم داشت : عنوان عکس ها همه به انگلیسی نوشته شده بود و خیلی برگردان دقیقی هم بود. این توجه یک عکاس نوجوان به زبان انگلیسی بعدها برایم جالب تر شد: آن گاه که سروش اکثر ایمیل هایش را به من به زبان انگلیسی می زد و بسیار هم خوب می نوشت.

sorush_afyuni__7_.jpg



sorush_afyuni__6_.jpg


روزهای جشنواره سپری شد، اما سروش مثل خیلی از بچه ها محو نشد و مدام عکاسی می کرد. عکس هایش معمولا دارای پلان بودند و قبل ازعکاسی کردن، برای آن ها طرح و برنامه داشت. چیزی را که در عکس های پراکنده اش می دیدم یک جور وحدت و تناوب بود. یک اصرار بر زبانی شخصی. سروش خیلی راحت می توانست به دنیای خودش نزدیک شود و آن را در عکس هایش بازتاباند.او نگران آن نبود که پیام عکس هایش کمی ناامیدانه و سیاه باشند، نگران پذیرش یا رد شدن عکس اش در جشنواره ها نبود،او آن چه را تجربه کرده بود، نشان می داد و مهم برایش این بود که حس واقعی اش را نسبت به زندگی نشان دهد: سیاه یا سپید!


sorush_afyuni__1_.jpg


sorush_afyuni.jpg


sorush_afyuni__4_.jpg


sorush_afyuni__2_.jpg


در کارهای او به همین دلیل، "رنگ" نقش ناچیزی دارد اما هرچه بخواهید کنتراست در عکس هایش حضور موثری دارد. به نظر می رسد دنیای مجرد عکاس – که تا اندازه ی زیادی با نوعی غربت و تنهایی نیز گره خورده– در رنگ باختگی زمان بهتر دیده می شوند و حس غربت عکس را دوچندان می کنند. از این رو انتخاب سیاه و سفید های پرکنتراست بسیار آگاهانه و هوشمندانه صورت گرفته است. او حتی کاشی کاری پرظرافت و پر رنگ و لعاب آرامگاه عطار نیشابوری را دوست دارد به فرم مورد علاقه اش نزدیک کند و از آن یک "تجرید" بسازد.
 آدم ها در عکس های او غایب اند: یا نیستند و جای خالی شان را می بینیم که با صندلی ها یا بازمانده آثار زندگی انسانی پر شده، یا پشت چیزی پنهان شده اند. پشت یک پرچم، پشت پرهای تزیینی طاووس، پشت باران و گاه پشت خاطره های دور یک بالکن!

sorush_afyuni__3_.jpg



sorush_afyuni__8_.jpg



sorush_afyuni__9_.jpg



sorush_afyuni__5_.jpg


حضور معصومانه دختر در فضای به هم ریخته بالکن و نگاه ساده و بی معنایش به دوربین، دستی که – چه تلخ – شیرینی را تعارف می کند به پسرکی در مزار شهدا، به راستی روایت هایی بکر و جذاب اند که توانایی های سروش افیونی را در عکاسی نمایش می دهند.


portrait_sorush_afyouni.jpg


سروش افیونی متولد 1368 اصفهان است, او دانشجوی رشته برق دانشگاه امیرکبیر تهران است و عکاسی را از تابستان سال 1386 به صورت تجربی آغاز کرده است. او فقط یک سال و اندی است که عکاسی می کند و در این مدت کوتاه به زبان تصویر به خوبی نزدیک شده است.

علی دباغان [ ۲۲ مهر ۱۳۸۸ ]

سلام به استاد
وقتی عکسا رو دیدم و نظرات بچه ها رو خودندم با خودم فکر کردم ، اگه این عکسها رو تو وبلاگ کیارنگ اعلایی نمیدیدم آیا مثه بیشتر سایتها و وبلاگهایی که میبینم ،نگاهشون میکردم و ازشون رد میشدم ؟!! یا نه ؟؟؟
به همین علت دوباره و دوباره نگاه کردم و دیدم باز هم نمیشه از حس و روحی که در عکسها دیده میشه گذشت حتی اگر تو این وبلاگ هم نبود البته باید بگم که شاید اگر فقط یک عکس رو از این عکاس میدیدم نظرم این نبود ولی با دیدن این چند تا عکس ؛ لطافتی رو مثه یک رویا یا دیدن یک مه رقیق صبحگاهی و اون باد سرد و خنک رو حس میکنم.
با تمام این کنتراستها عکسها به من آرامشی مثل استراحت در زیر یک سایه درخت در تابستان گرم رو میده! همیشه برقرار باشید....


سمان [ ۰۱ تير ۱۳۸۸ ]

من باورم نمیشه ایشون متولد 68 باشن!!! دید فوق العاده خوب و خاصی دارن ؛ واقعاً تبریک ! (:


بنیامین جوادی [ ۰۶ خرداد ۱۳۸۸ ]

واقعا عکسای زیبا و پر مفهومی بودن ممنون از معرفی خوبتون و تبریک به آقا سروش و آرزوی موفقیت برای تمام جوانان خوب و هنرمند ایران عزیز پایدار باشید و شاد


محمد نفیسی [ ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ ]

زیبا و جالب


کیوان [ ۰۵ اسفند ۱۳۸۷ ]

من بیشتر از همه ار عکس صندلی ها خشم اومد.مرسی


امیر مینابیان [ ۰۹ آذر ۱۳۸۷ ]

سلام جناب آقای علایی. فرادید


احمد پیروز [ ۰۹ آذر ۱۳۸۷ ]

ای کاش همه ی استعداد ها دیده میشدند. ای کاش !!! با آقا سروش تبریک میگم.فقط بابت دید خوبشون.


احمد [ ۰۹ آذر ۱۳۸۷ ]

ای کاش همه ی استعداد ها دیده می شدند. ای کاش!!!!!! بهشون تبریک میگم. دید خوبی دارند.


کیوان [ ۰۶ آذر ۱۳۸۷ ]

عکسهای خوبی هستن.مخصوصا اون دختر روی پشت بام.رابطیه خوبی با عکس پیدا کرم. کلا عکسهای متفاوتی دیدم.ممنون اقای علایی بخاطر معرفیتون


معصومه غلامی [ ۰۳ آذر ۱۳۸۷ ]

متشکرم- خسته نباشید


کیارنگ علایی [ ۲۵ آبان ۱۳۸۷ ]

سلام برای دیدن عکس های نیکول فریدنی، بهترین منبع دو کتاب "مجموعه ای از تصاویر ایران" . "سیاه و سفید" است که با حمایت ابوالقاسم مایل افشار به چاپ رسیده است بعد از آن می توانید به این نشانی مراجعه کنید http://freelanguage.org/node/29949


faezeh [ ۲۴ آبان ۱۳۸۷ ]

salam .man be shedat be donbale axhaye nickol faridani hastam.az kodom site bayad peidakonam komakam konid


نسیم نظامی [ ۲۲ آبان ۱۳۸۷ ]

نگاهی خاص ...نگاهی ساده برای بیان زندگی ای پیچیده ...این بار سوم است که این عکس ها را در اینجا میبینم ای کاش قادر به توصیف حصی بودم که سه بار مرا به اینجا کشاند


هنگامه پیروز [ ۲۱ آبان ۱۳۸۷ ]

سلام و خسته نباشید آقای علایی عکس های زیبایی بود و به سروش واقعا باید تبریک گفت البته کار زیبای شما هم قابل تقدیر و با ارزشه برای سروش آرزوی موفقیت های بیشتر دارم نگاه زیبای سیاه و سفیدی داره و فکر می کنم با رنگ میونه جالبی نداره حس های قوی فضاهاش تو عکس رنگی اش دیده نمی شه اما قابل تقدیره. ارزوی موفقیت های بیشتر برای این عکاس جوان دارم .


mahdy forooghy [ ۲۰ آبان ۱۳۸۷ ]

سلام به نظر من هنوز کمی زود است.... در ضمن حس من از عکسها فضای سرد اما دارای لطافت ریتمیک بود و نه نومیدی و سیاهی.او گوشه های آرام و بی تشویش دنیایش را ثبت کرده و حداقل مستقیما به مرگ یا چیزی شبیه آن اشاره نمی کند اما کلا وبلاگ شما و این تلاشهایتان را بسیار بسیار دوست می دارم


امیر مینابیان [ ۲۰ آبان ۱۳۸۷ ]

سلام جناب آقای علایی عکسها بسیار زیبا، به امید موفقیتهای بیشتر در عکاسی برای آقای افیونی.موفق و همیشه شاد باشید. فرادید


faezeh [ ۱۹ آبان ۱۳۸۷ ]

salam jenabe alaii.ba didane in axha vaghean halam khosh shod va az inke shoma in matalebo jamavari mikonid va ma mitonim estefade konim besiyar mamnon.


حسین [ ۱۹ آبان ۱۳۸۷ ]

سلام جناب علایی. کار شما در این سایت معرکه ست. و اما درباره ی سروش افیونی: وقتی نوشته ها رو خوندم و عکسارو دیدم(البته لذت بردم) و به پایان مطلب رسیدم چیزی که خوشحالم کرد خوندن سال تولد سروش بود. و با خودم گفتم چقدر واقعاً وقت داره تا یه عکاس بزرگ(بزرگ تر از امروزش) بشه و چقدر تو همین مدت کم عکسای خوبی گرفته. دمت گرم سروش و ممنون از شما جناب علایی.


siamak jafari [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

arezoye movafaghiyat baraye sorosh aziz.


مانیا رهبان [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

سیاه مانند آسمان،سپید مانند برف،تازه مانند باران،تنها مانند پشت بام و تاریک مانند اتاق خالی... کار زیبایی می کنید،به عکاس هایی که کوله بار سالها در پی زندگی دویدن را ندارند،می آموزید که می شود دنیا را ساده دید،شخصیت می دهید به انسان و به نگاهش،کارتان بی نهایت زیباست


محمد رضا رضائی [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

باسلام جناب علایی عکسهای زیبایی بود به سروش تبریک میگم.


شیوا خادمی [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

این عكسها فوق العاده است. انگار دنیا در دو رنگ خلاصه شده : سیاه و سفید و چقدر این نگاه زیباست. وچه قدر جای تقدیر دارد.


کوروش رنجبر [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

کیارنگ عزیز سلام ممنون رفیق که وقت گذاشتی و سروش را به ما معرفی کردی راستش خیلی برایم جالب بود که این عکسها را دیدم و به عکاسش درود می فرستم و منتظر کارهای دیگرش هستم.تفکر عکاس باعث می شود که کارهایش زودتز به نتیجه برسد.رفتار زیبای عکاس با اشیا و پدیده های اطرافش قابل تامل است و عتما به جاهای خوبی خواهد رسید.مرسی رفیق.شاد باشید.


حسن بردال [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

سلام آقای علایی عزیز؛ عکس‌ها و توضیحات شما کاملا گویای مستعد بودن و آینده روشن آقا سروش هست. سپاس از شما.


Farideh Niknezhad [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

عکس های زیبایی بودند..ممنون از هر دوی شما!


علیرضا ملکیان [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

ممنون آقای علایی.


نیره نورالهدی [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

سلام سیاه سفید بودن غالب بر عکسها حس غریبی را برهر بیننده ای تیزبین منتقل می کند.انگار عکاس در سالهای دور ثبتشان کرده است.درست مثل زیرخاکی ها یی که در زیرزمینهای اهرام ثلاثه مصر به دشواری می توان یافت. سپاس از معرفی این استعدادهای خاموش اما روشن و داغ زیر خاکستر.


سیدمجتبی خاتمی [ ۱۸ آبان ۱۳۸۷ ]

کیارنگ جان . کارهای سروش زیبا است و کار شما از آن زیباتر . خدا هر دویتان را برای عکاسی ایران حفظ کند .


سمیرا حاتمی زاده [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

واقعاً سروش "استعداد عكاسی" ست. با نگاهی ساده و صادق در جهت انعكاس فضای ذهنی منحصر به خودش. از دیدن عكسهایش لذت بردم و برایش انرژی و انگیزه مستمر در جهت خلق تصاویر عمیق و تاثیرگذار، آرزو می‌كنم.


ندا آستانی [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

به سروش تبریک میگم. دید بسیار زیبایی داره. آرزوی موفقیت دارم ...ممنون


lمهرداد [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

خیلی از آشنایی من با سروش نمی گزره . در واقع من و سروش هم دانشگاهی هستیم و قدمت دوستیمون هم اندازه ی قدمت عکسهای سروشه ولی صمیمیتمون هم به اندازه ی عمق این عکس هاست ! آینده ی عکاسی این پسر و کاملا روشن می بینم چون تو عکاسیش دنباله یک هدف روشن میگرده.


احسان [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

از اینكه با سروش دوست هستم ، خوشحالم !


خشایار [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

این اتفاق بسیار موثر و خوب است. اینکه یک نفر که سرش به تنش می ارزد بیاید و عکس هایت را نقد کند. به تو بگوید که چیزی خوب است (و چه چیز بد) و به تو بفهماند که همه ی اینها در عکسهای توست. در نگاه ِ تو. من خوشحال شدم از خواندن این نوشته. درخور ِ تو بود سروش . انگلیسی هم به ما یاد بده در ضمن.


محسن [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

این پسر رو کاملاً میشناسم کاملاً منحصر به فرد همچیش معرکس هیچ وقت کنار هم بودنمونو فراموش نمی کنم


niloush [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

عکس یعنی همین.. سفید .. سیاه ..پر رنگ..کم رنگ


ارسلان [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

به نظرم عکسای سروش هرکدوم حرف های زیادی واسه گفتن دارن ... این سیاه سفید ی عکسا ویژگی ای شده که تونسته به خوبی حس ِ عکاس ُ منتقل کنه ... واقعا فوق العاده ست...


مانیاصابری [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

دوست عزیز سلام , امیدوارم كه حالتون خوب باشه و هر كجا كه هستین براتون آرزوی شادی و سلامتی دارم . به همراه چند نفر از دوستانم , مشغول یك كار تحقیقی حول موضوع معضلات اجتماعی در ایران هستیم و در حال حاضر روی پروژه فقر و كودكان خیابانی و كار متمركزیم . از اونجایی كه خودمان امكان حضور در خیابانهای تهران یا سایر شهرهای ایران را نداریم, در این زمینه نیاز به كمك دوستانی مثل شما داریم؟آیا امكانش را دارین كه تكمیل این پروژه به من كمك بكنین؟ امیدوارم بتونیم در راستای بهبود شرایط , گام مؤثری برداشته و تأثیر گذار باشیم, و در این راستا نیاز به كمك شما داریم. لطفا اگر پاسخ شما مثبت هست, روی ایمیل پیام بذارین.خوشحال میشم بتونیم در ارتباط باشیم. منتظر پاسخ شما هستم / موفق باشید taranom89@gmail.com


پروانه حسینی [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

من در پشت عکس های ایشان همان استعدادهای از دست رفته و فرو خفته را می بینم. آنها فقط یک قلم دارند که برایم از غمشان بنویسند . به امید رسیدن به امیدها هر چند امیدهایی بسیار ناچیز چون داشتن لقمه ای نان . مرا ببخشید اما : کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد * یک نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد


ll=llAMED [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

خنگیت جاودانه ! همین که آدم را از جشنواره های لعنتی و از قضاوت های {...}ماتیک دور میکند ، من از عکس های سروش چند تابلو و پوستر الهام گرفتم ، هنر یعنی الهام بخش زیبایی ، هنری ست عکس های سروش


اولدوز [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

عکسهای زیبائی است...با یک دنیا حرف...با یک دنیا معنی...موفق باشی سروش عزیز


مریم بانو [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

فقط می‌تونم بگم خوش به حال سروش. به خاطر داشتن این همه استعداد در زیبا دیدن، به خاطر داشتن دوست و همراهی كه این چنین تشویقش می‌كنه، به خاطر این كه می‌تونه در افق‌های دورش (حتی سیاه و سفید) فرداهایی بهتر رو به عینه برای خودش ببینه...


sahand [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

vaghan in axa adamo too ye fazaye dige mibare.adamo az in donya be donyaye akkas mibare. in axa kheyly ba maanian. har kasi ba ye negah e sade motovajjehe in estedado zoghe balaye SOROUSH mishe.Soroush jan man be onvane ye doust be vojoode to eftekhar mikonam va omidvaram be oon chizi ke haghete beresi.


پیام [ ۱۷ آبان ۱۳۸۷ ]

سروش یک اتفاق تازه است ، روند رو به رشد عکسهاش و به خوبی میشه حس کرد ، من عکسهاش را از آلبوم شخصی اش درflickr دنبال می کردم ، از اون موقعی که با w810 عکس می گرفت ، تاز مانی که یک دوربین حرفه ای تهیه کرد و با عکاسی دنبال آرامش می گشت سروش هنره که آدمو جاودانه می کنه !


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.