book208_54

عکس: عفت راشدی/ پروژه: بازی ها/ از عکس‌های نمایشگاه


درسی پنج ترمه. فرصت فراوان و آفتاب تابان و شوری گران. کلاس  ۲۰۸، طبقه همکف، و عکس‌های متعددی که روی پرده نمایش کلاس می‌روند. رسوخ به روح بچه‌های کلاس. و جستجوی چیزی نامعلوم در درونشان که هنوز برایش اسمی ندارم. نه آن قدر بزرگ است که به خود اجازه بدهم و نام آن را کشف بگذارم، نه آن قدر کوچک است که به من اجازه بدهد از کنارش به سادگی رد شوم. 
درس پنج ترمه عکاسی مجال خوبی است برای نزدیک شدن به فضاهای تجریدی ذهن، چرا که سخت‌ترین کار دنیا این است که ذهنیت‌ات را ترجمه کنی، از طریق مدیایی آن را بازآفرینی کنی و بتوانی بخش اندکی از آن را به مخاطب‌ات منتقل کنی. این مرارت آنجا دشوار‌تر می شود که بدانی هزار دریغ و افسوس، ریخته است بر در و دیوار زندگی بچه‌ها، هزار شیب تند هست که بچه‌ها را از آمیختن با عکاسی دور کند. 
نمایشگاه «به وقت دیروز» بهانه‌ای است برای دیدن نخستین تجربه‌های بچه‌های کلاس ۲۰۸ دانشگاه فردوس. 
برای ما که داخل آن کلاسیم، قاعدتا همه چیز این تجربه‌ جذاب است؛ چون ده‌ها خاطره و حافظه به آن چسبیده است. اما برای همه آن‌هایی که بیرون این کلاس‌اند و دیوار ضخیم ۲۰۸ فاصله‌ای اجتناب ناپذیر میانمان ایجاد کرده، نمی‌دانم دیدن این عکس‌ها چه قدر می‌تواند احساس خوبی در آن‌ها ایجاد کند؟ چه قدر دنیای بچه‌ها در این عکس‌ها قابل تسری و جاری است؟ چه میزان کیفیت‌های بصری و ادراک بچه‌ها توانسته است به نمایش دیگرگونه واقعیت بیانجامد؟ 
این‌ها بخشی از سوالاتی است که همیشه در ذهن دارم و امیدوارم آن‌ها که ما را از دور می‌بینند و در مناسبات یک دوره آموزشی نیستند، با رضایتمندی سالن نمایشگاه را ترک کنند. 
بچه‌های کلاس ۲۰۸ زمان زیادی را صرف آماده سازی این پروژه‌های عکاسی کرده‌اند، کوشیده‌اند برپایی این نمایشگاه تا حد ممکن با معیارهای نمایشگاه‌های حرفه‌ای مطابقت داشته باشد. کتابی با گرافیک خوب پارسا صادقیان در حاشیه این نمایشگاه منتشر شده که فردا رونمایی و عرضه می‌شود و این تجربه بچه‌ها را اسنادی می‌کند. قطعا مقدمه این کتاب که به قلم دکتر محمد ستاری است موجب اعتبار آن شده است. 
بچه‌ها در طول ترم‌های مختلف دانشگاهی، فقط درس عکاسی نمی‌آموزند و تصور پوچ و بیهوده‌ای است اگر گمان کنیم که خروجی عکس‌ها صرفا حاصل مباحث کلاس عکاسی است. همیشه بر این باورم که خیلی از مدرسان دروس دیگر همچون تصویرسازی، هندسه مناظر، پوستر، تاریخ هنر و.... بر قوام ذهنیت بچه‌ها تاثیر گذار بوده‌اند و در این مجال باید از آن‌ها تشکر کنم. 
افتتاح نمایشگاه و رونمایی از کتاب آن: فردا، جمعه ۷ آذر ۹۳، ساعت ۱۷ تا ۲۰ در گالری آرتین مشهد خواهد بود. 

IMG_3250

دو روز پیش با این وانت عکس‌ها را از لابراتوار، و کتاب‌ها را از چاپخانه به گالری منتقل کردیم. این، دوچرخه ی یکی از بچه‌های خوب کلاس است که با آن پوسترهای نمایشگاه را در نقاط  دور و نزدیک مشهد توزیع کرده است.
mehdi_monem
عکس: مهدی منعم


کسی نام روستای چین را شنیده است؟ 
کسی به یاد دارد که در یک کلاس، فقط یک ردیف نیمکت چیده شده باشد؟ 
و فقط ۳ جفت چشم، پشت آن‌ها به معلم خیره شوند؟ 
کلاس خالی، کلاس کم جمعیت، کلاس ساکت: هولناک‌ترین تصاویر دنیا هستند و چیزی وخیم‌تر از این وضعیت نیست. 
امروز «مهدی منعم» عکسی را در صفحه شخصی‌اش در فیس بوک منتشر کرده که حاصل سفر و واکاوی او در وضعیت آن روستا است. روستایی از توابع شهرستان کوهرنگ در منطقه‌ای صعب العبور- بویژه در زمستان- که بالغ بر ۳۰۰ خانواده در آن زندگی می‌کنند، و این روستا مرکز بهداشت حتی ندارد. 
عکس، مثل دیگر آثار مهدی منعم بسیار ساده و فارغ از جلوه فریبی‌های و قالب‌های تفاخرآمیز عکاسانه است. دوربین او مثل همیشه خاصیت «بی‌طرفی‌اش» را حفظ کرده است و در کمترین فاصله با موضوع خود ایستاده است، اما به گونه‌ای که به چشم نیاید و حضور خود را تحمیل نکند. 
مهدی منعم در این ثبت، وجه دیگری را نیز به ما نشان می‌دهد: معلمی که در کادر نیست اما در حقیقت شاید هدف پنهان منعم از این ثبت باشد، سویه دیگری از ماجرا! 
معلمی که چشم‌های بیشماری باید به او خیره شوند، چون او تنها برای ۴ نفر به کلاس می‌رود. 
قهرمان اصلی عکس منعم، در قاب حضور ندارد؛ مثل خیلی از پرتره‌های عکاس که عناصر داخل عکس ما را به خارج از قاب دعوت می‌کند. 
عکس‌های منعم مملو از تجلی رفتار انسانی است و آینهٔ تمام نمای قهرمان‌های کاملا گمنام.
صفحه 1 از 119
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی