Richard Misrach سطح جدیدی از نگاه به طبیعت را در آثارش بنیان نهاد و به این ترتیب مرزهای عکاسی از طبیعت را گسترش داد. بسیاری از ترکیبها و قابهای او اکنون عینا در اثر بسیاری از عکاسان دیده میشود و مانند سرمشقی برای نگاه به طبیعت در کار عکاسان بنیان گذاشته شده است. نخستین ویژگی آثار میسراک میل به سمت غیر واقعی نشان دادن طبیعتی است که هیچ چیز غیر واقعی در آن یافت نمیشود. براستی مگر صخرهها، گیاهان، سواحل، و بیابانها چه قدر جذابیت دارند که بارها و بارها در مقابل دوربین عکاسان قرار بگیرند و هنوز آثار میسراک جایگاه متمایزی نسبت به دیگر عکاسان طبیعت داشته باشد؟
میسراک متولد سال
1949 آمریکا است و بیشتر از سی سال از زندگیاش را بر توسعهی عکاسی
Landscape بنا نهاد. او بسیاری از عکسهای خود را با تمرکز بر غرب قارهی آمریکا ثبت کرد.
چشمان میسراک چشمانی حساس به رنگ است. میان اینهمه جذابیت در عکسهای او، از رنگ و حضور اغواگر و آرام رنگ نباید غافل بود. رنگ در آثار میسراک سحر میکند، جادو میکند و آدم میماند او با یک دوربین 35 میلیمتری در کلوینهای فرو افتادهی غروب چگونه به این تنالیتههای رنگی دست یافته است.
تنوع و در هم آمیزی رنگها در عکسهای او مدت طولانی چشم را بر سطح عکس نگه میدارد.
و درجه پایین اشباع رنگها در آثار او که مربوط به زمان عکسبرداری و تکنیک خوب اکسپوز است بر وجه دراماتیک عکس میافزاید.
تخته پرش / عکس در دریای سالتون/ 1983
عکس نمایی بسیار باز را نمایش میدهد اما در فاصلهی کوتاهی چشم را در مرکز عکس، جایی که یک تختهی پرش قرار دارد، متوقف میسازد. این هنر میسراک است که چگونه در ترکیبی ملهم از خطوط و سطوح بسیار، به یک تخته پرش تشخص میدهد.
صحنه از حضور انسانی خالی است، مثل اغلب آثار عکاس نشانههایی خفیف از زندگی انسانی در قاب دیده میشود. استخر خالی که دیوارههای جلبک بستهی آن خبر از غیبتی طولانی میدهند و در فراسوی این محیط کوچک، گسترهی آرام و بیهیاهوی دریاچه در پسزمینه که بی هیچ حرکت و جنبندهای روایتی دیگر از مرگ و غیبت را به تصویر میکشد.
صحنه به طرز زیبایی توسط نور آراسته شده است، اما برای که؟
این همان سوالی است که میسراک در بسیاری از عکس هایش برای مخاطب ایجاد میکند. صندلیها و میزهای باشکوه خالی در
Outdoor Dining نمونه ی بارزی از طرح این پرسش دیوانه کننده است!
چه کسی قرار است به این ضیافت زیبای طبیعت دعوت شود وقتی همه چیز از مرگ سخن میگوید؟
نهارخوری خارجی / 1984
سازمان دهی تصویر:
غنای زبان بصری در آثار عکاس، استفاده از ترکیب بندیهای نامتعارف و هندسی که به شدت بر نظم بنا شدهاند، موجب شده وجهی غیر واقعی از چیزی کاملا واقعی در آثار این عکاس دیده شود. نظم شدید بهکار رفته در قابهای عکاس باعث میشود برای مدت زمان طولانیتری چشم بیننده به خوانش عکس و حرکت در سطح عکس مشغول باشد. تکنولوژی دیجیتال این اجازه را به عکاس داده است که نمایشگاههای اخیرش را در آمریکا با چاپهای بسیار بزرگ و چند متری بر روی دیوار گالریها ببرد تا اجزای تصاویرش به خوبی دیده شوند.
عکس ذیل نمونه ای از این مساله است؛غنای فرم بصری در این عکس مثال زدنی است. استفاده از قاب افقی، زاویه دید کاملا حساب شده، و آنگاه تقارنی بیبدیل موجب شده جزیرهای کوچک به مثابه ابژهای نا آشنا و غریب به تصویر کشیده شود و انعکاس آن به همرا انعکاس آسمان در دریا، یک نوع بیزمان و مکانی را در عکس ایجاد کند.

از مجموعهی منازعه / عکس در غرب آمریکا/ 1999
تاثیر پذیری:
زبان بصری در آثار میسراک متاثر از ویژگیهای یکی از بزرگترین و پایهایترین بنیانگذاران الفباهای بصری در دنیا است، نهضتی که Burtinsky به راه می اندازد و الفبای او را به دقت در آثار این عکاس شاهد هستیم. تحلیل آثار وی تاثیر پذیری او را از چند عکاس بزرگ قرن گذشته نیز نمایش میدهد و رگههای مشترک بسیاری میان آثار این عکاس و عکسهای Andreas Gursky و Brend Becher میتوان یافت. زوایای عمود بر موضوعات و دیدن انسانها به عنوان جزئی کوچک در یک کل بزرگ همان کاری است که Gursky به آن پافشاری میکند. معماری رنگ باخته و مضمحل آلمان در دهه 50 در آثار Becher نیز از جهت درونمایه فلسفی شباهت زیادی به محتوای آثار میسراک دارد. همچنین میسراک خود نیز بر این باور است که در آثارش متاثر از فیلمها و رمانهای دههی 1950 بوده است.
هدف و موخره:
به نظر میآید درونمایهی آثار میسراک از خاستگاهی فلسفی برمیخیزد. سرچشمه ی آثار او تفکر دربارهی انسان و وضعیت زندگی بشری است. میسراک معتقد است: « جهان همانقدر که زیباست، وحشتآور است» و در جایی دیگر میگوید: « من آمدهام تا ایمان بیاورم که زیبایی میتواند حامل ایدههای بسیار دشوار باشد»
گمگشتگی انسان در هستی موضوع مشترکی است که حتی در آثار طبیعت عکاس به وضوح دیده میشود. میسراک مثل خداوندگاری بیطرف بر آدمها که در روی زمین مثل لکههایی از رنگ هستند مینگرد و آنها را اسیر و گمگشتهی طبیعت اطراف خود نمایش میدهد. در حقیقت نگرش کلی آثار او ما را از یک طرف با حضور بلامنازع آدمی روبرو میسازد و از طرف دیگر تنهایی دهشتبار و هویت باختگی او را ترسیم میکند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
*
یادداشتهای مندرج در این وبلاگ تالیفی است، هرگونه بازنشر تمام
یا قسمتی از آن به هر شکل در مطبوعات،جراید و سایتهای اینترنتی، بدون اجازه کتبی نویسندهی
وبلاگ ممنوع و خلاف اخلاق حرفهای است.