IMG_2842_Edit_1
عکس موبایلی/ میز کار چاپ افست و تست های اولیه کتاب نمایشگاه

حالا که درست دقایقی به افتتاح نمایشگاه گروهی عکس «یک قرار ساده ۲» در مشهد باقی است جا دارد از حرکت و ایده ای که ۲۵۷ عکاس را با نگاه ها و تجربه های مختلف در کنار هم قرار داد، ستایش شود. این نوشتار شخصی، تلاش من برای قدرشناسی از واقعیتی است که در مقابل آن احساس مسوولیت می کنم.
نفس ایجاد چنین نمایشگاه هایی در یک شهر بیش و پیش از هر چیز پیام واضح «همه ما کنار هم باشیم» را متبادر می کند و بی درنگ این پیام مستتر، در مقابل «من به تنهایی کسی هستم» یا «من در کنار خودم معنا می گیرم» قد علم می کند. 
کسانی که از نزدیک «امید سریری» را می شناسند نیک می دانند که او بی اندازه فروتن است، به سادگی در مقابل آدم ها احساس شرمساری می کند و دست و دلش برای هرگونه کمکی به جامعه عکاسی مشهد می رود. حیف است - و از انسانیت به دور- که برای چنین آدم نادری، انرژی منفی و آرزوی شکست و تحقیر کرد و قابی را حتی در نمایشگاهش خالی گذاشت! به طور کاملا طبیعی هیچ حرکتی خالی از عیب نیست، و قرار هم نیست که جزء جزء این حرکت با سلیقه شخصی تک تک ما تراز شده باشد، تنها چیزی که هیچ ایرادی در آن نیست دیکته نانوشته مدعیان است نه در وسط میدان رفتن و در مقابل انبوه سلیقه ها کارکردن و کار کردن.
این نمایشگاه حاصل زحمت های چند ساله اوست که امروز در قامتی حرفه ای به نمایش گذاشته می شود.
این که خیلی از اسامی عکاسان این نمایشگاه را نمی شناسم: موجب خوشحالی و غرور است؛ چرا که بر گسترده شدن سفره پر برکت عکاسی هنری در مشهد صحه می گذارد و باید افتخار کرد به این همه اسم جدید و گمنام.
این که خیلی از اسم های عکاسان حرفه ای را در این نمایشگاه می بینم جای بسی خوشوقتی است، چرا که معلوم است هنوز بسیارند انسان های بزرگی که چرایی نمایش اثرشان بر کجایی نمایش آن می چربد.
گردآوری این مجموعه بزرگ به همراه چاپ کتابی که معلم ارزشمند آقای اسماعیل عباسی مقدمه آن را نگاشته است، اگرچه امروز آن طور که باید وقع گذاشته نمی شود، اما تردیدی ندارم که یکی از مراجع مطمئن پژوهش در چند و چون عکاسی خراسان خواهد بود و زمان – که همیشه بهترین و منصفانه ترین داور است – بر ارزش های فراوان آن صحه خواهد گذاشت. به خصوص در دورانی که شاهد وفور نشر مجازی عکس و تقلیل چاپ کتاب عکس و منابع مالوف هستیم.
امیدوارم که خداوند سهم تلاش های بی منت و مزد امید را بدهد که حتما می دهد.

IMG_2908_1
ثبت موبایلی/ ۶ مهر ۹۳/ رشت

امروز آخرین جلسه دوره صد ساعته عکاسی دیجیتال مجتمع فنی تهران در شهر رشت به پایان رسید و بعد از ده‌ها بار سفر به این شهر عزیز، از همه آدم‌های ناب و محله‌های زیبایش خداحافظی کردم؛ 
بناهای سنتی، سینماهای قدیمی، مسافرخانه و همه خانه‌های کهنی که میان معماری مدرن رشت کماکان جلوه فریبی می‌کنند و خیابان‌هایی که هنوز در تسخیر بوی جگرکی‌های سیار قرار می‌گیرند. 
در این دوره آموزشی کوشیدم در مقابل تیغ دو لبه تکنولوژی که هم می‌تواند بچه‌ها را به سرعت به عکاسی نزدیک کند و هم آن‌ها را از ذات و معنای واقعی عکس دور کند، اصالت نگاه و کاوش را دنبال کنم و بچه‌ها را به نگاه به درونشان (و نه ابزارشان) تشویق کنم. امید که در این راه سخت، اندکی موفق بوده باشم. 
عشق‌های زندگی بسیار کم‌اند و همیشه در معرض انقراض. اما یکی از تنها‌ترین وماندگار‌ترین آن‌ها هنرجویان و دانشجویان یک کلاس‌اند که هیچ توصیفی برای پاکی‌ها و خلوصشان ندارم.

نگاه به عکس آیدا فرخاد رسولی
از آثار راه یافته به بخش مسابقه

Aida_Rasouli

عکس از طریق ترکیب بندی ویژه اش، به میدانی برای نیروهای فضای تجسمی تبدیل شده است و در حقیقت فیگور ترکیب بندی، همه چیزی است که این عکس را متمایز می کند. زن جوان در حجم موثری از کادر حضور دارد و نیروی فضایی او به سمتی دلالت دارد و چشم را هدایت می کند که تعداد بیشتری از زنان به کار مشابه این زن جوان می پردازند: توسعه معنایی و مشابهت رفتاری فرهنگ شناسانه!
زن اما از همه این مشابهت جدا می شود: به دلیل آگاهی که دارد (بقیه زن های تصویر از حضور عکاس آگاه نیستند)
نگاه به دوربین، عکس را در فاصله میان واقعیت اسنادی و واقعیت بازسازی شده در تعلیق قرار می دهد و این اگر چه نه همه قدرت این عکس، که عامل هوشمندانه ای برای جلب مشارکت مخاطب در خوانش عکس است.
زن جوان در ترکیب مثلث گونه گوشه قاب گیر افتاده است (محدودیت دنیای زنانه) و این کیفیت فضایی بواسطه اشکال هم شکل به ترتیب تا انتهای قاب توسعه می یابند:
شکل پنجره/ بام اول/ بام دوم/ بام های سوم و چهارم/ و تمامی قطعات متمایز شده بنای ساختمان ها در جای جای تصویر.
عکس از حضور دنیای مردانه خالی است، در هیچ نقطه دوری از عکس، مردی دیده نمی شود و به نظر می رسد به جایش، این خطوط تیز، ایستا و شکسته ی متکثر در فضا هستند که زنان را دربرگرفته و محدود کرده اند.
زاویه عکاس رو به پایین است و به طور عامدانه ای از ورود آسمان یا هر افقی که این تنگنا را نجات ببخشد، پرهیز شده است. زنان در پله های مختلف نشسته اند و این پله ها و سکوها است که آنان را در جایگاه های مختلف قرار داده نه سرنوشت شان.


صفحه 1 از 78
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی